واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - Transportation

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد حمل و نقل، مانند "هوایی"، "خلبان"، "انحراف از مسیر" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
charter [اسم]
اجرا کردن

کرایه کردن (هواپیما یا کشتی)

airliner [اسم]
اجرا کردن

هواپیمای مسافربری

Ex: Airliners are equipped with advanced navigation and safety systems to ensure safe travel for passengers .

هواپیماهای مسافربری مجهز به سیستم‌های ناوبری و ایمنی پیشرفته هستند تا سفر ایمنی را برای مسافران تضمین کنند.

aviator [اسم]
اجرا کردن

هوانورد

Ex: As a skilled aviator , he performed daring aerial stunts .

به عنوان یک خلبان ماهر، او حرکات هوایی جسورانه‌ای انجام داد.

clearance [اسم]
اجرا کردن

اجازه برج مراقبت برای پرواز یا فرود

Ex: The pilot acknowledged clearance to descend to 3,000 feet .
اجرا کردن

تسمه نقاله

Ex: The conveyor belt in the recycling plant sorts materials as they pass through .

نوار نقاله در کارخانه بازیافت مواد را هنگام عبور مرتب می‌کند.

customs [اسم]
اجرا کردن

گمرک

Ex: There was a long line at customs , with travelers waiting to have their passports stamped .

در گمرک صف طولانی وجود داشت، مسافران منتظر مهر شدن پاسپورت‌هایشان بودند.

to derail [فعل]
اجرا کردن

خارج شدن از ریل (قطار)

Ex: In the midst of a fierce snowstorm , a commuter train derailed .

در میان یک طوفان برف شدید، یک قطار حومه از ریل خارج شد.

to hail [فعل]
اجرا کردن

(تاکسی یا اتوبوس) گرفتن

Ex: We had to walk two blocks before we could successfully hail a cab .

ما مجبور شدیم دو بلوک راه برویم قبل از اینکه بتوانیم با موفقیت یک تاکسی متوقف کنیم.

monorail [اسم]
اجرا کردن

مونوریل

Ex: The monorail glided smoothly above the busy streets , allowing commuters to bypass the rush hour traffic below .

مونوریل به آرامی بر فراز خیابان‌های شلوغ حرکت کرد و به مسافران اجازه داد تا از ترافیک ساعت شلوغی در پایین اجتناب کنند.

porter [اسم]
اجرا کردن

باربر (هتل و غیره)

Ex: The hotel porter efficiently organized guests ' belongings upon arrival .

پورت‌ر هتل به طور مؤثر وسایل مهمانان را در زمان ورود سازماندهی کرد.

اجرا کردن

کروز کنترل

Ex: The long road trip was easier with cruise control keeping the car at a steady speed .

سفر جاده‌ای طولانی با کروز کنترل که ماشین را با سرعت ثابت نگه می‌دارد، آسان‌تر بود.

اجرا کردن

ماشین شاسی‌بلند

Ex:

آنها یک وسیله نقلیه چندمنظوره ورزشی برای فرار آخر هفته به کوهستان اجاره کردند.

tanker [اسم]
اجرا کردن

تانکر (حمل نفت و گاز)

Ex: The tanker was filled with liquid nitrogen for transport to the industrial plant .

تانکر با نیتروژن مایع پر شده بود تا به کارخانه صنعتی حمل شود.

sedan [اسم]
اجرا کردن

خودرو سواری

Ex: He opened the sedan 's boot to load the groceries .

او صندوق عقب سدان را باز کرد تا مواد غذایی را بار بزند.

ramp [اسم]
اجرا کردن

رمپ

Ex: The truck driver maneuvered onto the highway using the entrance ramp .

راننده کامیون با استفاده از رمپ ورودی به بزرگراه مانور داد.

to anchor [فعل]
اجرا کردن

لنگر انداختن

Ex: The captain decided to anchor the yacht in a secluded cove , creating a peaceful and private setting for the guests .

کاپیتان تصمیم گرفت قایق بادبانی را در یک خلیج دورافتاده لنگر بیاندازد، که یک فضای آرام و خصوصی برای مهمانان ایجاد کرد.

ashore [قید]
اجرا کردن

به‌سوی خشکی

Ex: Tourists waded ashore from the anchored ferry .

گردشگران از کشتی پهلو گرفته به سمت ساحل راه افتادند.

carrier [اسم]
اجرا کردن

ناو

Ex: Life aboard a carrier is demanding and tightly regimented .
to capsize [فعل]
اجرا کردن

واژگون شدن (قایق یا کشتی)

convoy [اسم]
اجرا کردن

ستون (درمورد ناوگان)

liner [اسم]
اجرا کردن

کشتی یا هواپیمای مسافربری

اجرا کردن

زمان تقریبی رسیدن به مقصد

Ex: They planned their road trip meticulously , factoring in rest stops and traffic delays to calculate the estimated time of arrival .

آنها سفر جاده‌ای خود را با دقت برنامه‌ریزی کردند، توقف‌های استراحت و تأخیرهای ترافیکی را در نظر گرفتند تا زمان تخمینی رسیدن را محاسبه کنند.

اجرا کردن

زمان تقریبی حرکت

Ex: The rental car company confirmed the reservation and provided the estimated time of departure for picking up the vehicle at the airport .

شرکت اجاره خودرو رزرو را تأیید کرد و زمان تخمینی عزیمت را برای تحویل گرفتن وسیله نقلیه در فرودگاه ارائه داد.

manifest [اسم]
اجرا کردن

فهرست مسافران و کالاها (در کشتی یا هواپیما)

Ex: The captain signed the manifest before departing port .
offshore [قید]
اجرا کردن

قسمت ساحلی دریا

Ex: The research vessel conducted experiments offshore to study marine life .

کشتی تحقیقاتی آزمایش‌هایی را در آب‌های دور از ساحل برای مطالعه زندگی دریایی انجام داد.