واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - ادبیات و نوشتن

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ادبیات و نوشتن، مانند "وحشتناک"، "حماسی"، "مزمور" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
lurid [صفت]
اجرا کردن

زننده و موحش

Ex: The lurid revelations of child abuse within the church shook the community 's faith and led to widespread condemnation of the institution .

افشاگری‌های تکان‌دهنده از سوءاستفاده از کودکان در کلیسا، ایمان جامعه را متزلزل کرد و به محکومیت گسترده این نهاد انجامید.

turgid [صفت]
اجرا کردن

پرطمطراق

Ex: She found the politician ’s turgid speech more confusing than enlightening .

او سخنرانی پرطمطراق سیاستمدار را بیشتر گیج‌کننده تا روشنگر یافت.

doggerel [اسم]
اجرا کردن

شعر بی‌مایه

Ex: If you had written more seriously , your poem would n’t have been dismissed as doggerel .

اگر جدی‌تر می‌نوشتی، شعرت به عنوان شعر بی‌مایه رد نمی‌شد.

elegy [اسم]
اجرا کردن

مرثیه

Ex: The elegy 's somber tone and lyrical beauty resonated deeply with listeners , offering solace in the face of sorrow .

تن غمگین و زیبایی غنایی مرثیه به عمق در شنوندگان طنین انداخت، تسلیتی در برابر اندوه ارائه داد.

epic [اسم]
اجرا کردن

شعر حماسی

Ex: Beowulf is a classic epic that tells the story of its titular hero 's battles .

بیوولف یک حماسه کلاسیک است که داستان نبردهای قهرمان هم‌نام خود را روایت می‌کند.

haiku [اسم]
اجرا کردن

هایکو

Ex: The poetry club held a competition for the best haiku .

باشگاه شعر یک مسابقه برای بهترین هایکو برگزار کرد.

lament [اسم]
اجرا کردن

ملودی غم‌انگیز

Ex: The choir performed a lament that brought tears to many eyes in the audience .

کر یک مرثیه اجرا کرد که اشک بسیاری از چشم‌های حاضرین را جاری ساخت.

lampoon [اسم]
اجرا کردن

هجویه

Ex: The political cartoon served as a lampoon of the candidate ’s exaggerated campaign promises .

کاریکاتور سیاسی به عنوان لنپون وعده‌های مبالغه‌آمیز کمپین نامزد عمل کرد.

ode [اسم]
اجرا کردن

قصیده غنایی

Ex: The ancient Greeks often composed odes to their gods and heroes .

یونانیان باستان اغلب برای خدایان و قهرمانان خود قصیده می‌سرودند.

parody [اسم]
اجرا کردن

نقیضه

Ex: The artist 's latest piece is a parody of a famous painting , adding modern elements and humorous details to the original work .

آخرین اثر هنرمند یک پارودی از یک نقاشی معروف است که عناصر مدرن و جزئیات طنزآمیز به اثر اصلی اضافه می‌کند.

sonnet [اسم]
اجرا کردن

قطعه شعر 14 سطری

Ex: His original sonnet explored themes of love and nature in elegant verse .

سونات اصلی او مضامین عشق و طبیعت را در اشعار زیبا کاوش کرد.

bard [اسم]
اجرا کردن

شاعر

Ex: The ancient bard traveled from village to village , sharing stories of myths and legends .

بارد باستانی از روستایی به روستای دیگر سفر می‌کرد و داستان‌های اسطوره‌ها و افسانه‌ها را به اشتراک می‌گذاشت.

stanza [اسم]
اجرا کردن

بند (شعر)

Ex: The poet wrote a lengthy stanza to elaborate on the central idea .

شاعر برای توضیح ایده مرکزی یک بند طولانی نوشت.

canto [اسم]
اجرا کردن

کانتو (شعر)

Ex: The upcoming canto is expected to reveal the ultimate resolution to the central conflict .

انتظار می‌رود که کانتو آینده، راه‌حل نهایی برای تعارض مرکزی را آشکار کند.

conceit [اسم]
اجرا کردن

استعاره بعید

Ex: John Donne 's metaphysical poetry is famous for its conceits , such as comparing lovers to a compass .
rhetoric [اسم]
اجرا کردن

bombastic or meaningless language

Ex: Critics claimed the campaign speeches were pure rhetoric .
addendum [اسم]
اجرا کردن

پیوست

Ex: The author added an addendum to address recent developments since the original publication .

نویسنده یک ضمیمه اضافه کرد تا به تحولات اخیر از زمان انتشار اصلی بپردازد.

antagonist [اسم]
اجرا کردن

ضدقهرمان

Ex: Despite being the antagonist , the character possessed redeeming qualities that added depth and complexity to their portrayal .

علیرغم اینکه آنتاگونیست بود، شخصیت دارای ویژگی‌های نجات‌بخشی بود که به تصویرش عمق و پیچیدگی می‌افزود.

appendix [اسم]
اجرا کردن

پیوست

Ex: The appendix provided a comprehensive list of references cited throughout the report , organized alphabetically by author .

پیوست فهرستی جامع از منابعی که در سراسر گزارش ذکر شده‌اند را ارائه داد، که بر اساس حروف الفبا بر اساس نویسنده سازماندهی شده بود.

blurb [اسم]
اجرا کردن

شرح کوتاه

Ex: The blurb on the advertisement for the new smartphone highlighted its sleek design , advanced features , and competitive price .

بلورب در تبلیغات برای گوشی هوشمند جدید، طراحی شیک، ویژگی‌های پیشرفته و قیمت رقابتی آن را برجسته کرد.

glossary [اسم]
اجرا کردن

فهرست اصطلاحات

Ex: As part of the project , they created a glossary of terms related to their research topic for easier reference .

به عنوان بخشی از پروژه، آنها یک واژهنامه از اصطلاحات مربوط به موضوع تحقیق خود برای مرجع آسانتر ایجاد کردند.

canon [اسم]
اجرا کردن

مجموعه‌ معیار

Ex: The Impressionist painters challenged the traditional canon of art by experimenting with color , light , and brushwork in their works .

نقاشان امپرسیونیست با آزمایش در رنگ، نور و قلم‌زنی در آثارشان، کانون سنتی هنر را به چالش کشیدند.

motif [اسم]
اجرا کردن

بن‌مایه

Ex: The motif of the " quest for knowledge " drives the plot forward , as the protagonist embarks on a journey to uncover hidden truths and mysteries .

موتیف «جستجوی دانش» طرح داستان را به پیش می‌برد، در حالی که قهرمان داستان سفری را برای کشف حقایق و اسرار پنهان آغاز می‌کند.

codex [اسم]
اجرا کردن

دست‌نوشته قدیمی

Ex: During the excavation , archaeologists discovered a codex buried in the ruins , offering a rare glimpse into the daily life of the ancient society .

در طول حفاری، باستان‌شناسان یک کدکس دفن شده در ویرانه‌ها را کشف کردند که نگاهی نادر به زندگی روزمره جامعه باستانی ارائه می‌دهد.

magnum opus [اسم]
اجرا کردن

شاهکار

Ex: As a painter , he spent decades perfecting his craft , but it was his sprawling mural on the city 's museum that was regarded as his magnum opus .

به عنوان یک نقاش، او دهه‌ها را صرف تکمیل هنر خود کرد، اما نقاشی دیواری گسترده‌اش روی موزه شهر بود که به عنوان شاهکار او در نظر گرفته شد.

novella [اسم]
اجرا کردن

رمان کوتاه

Ex: The novella ’s length made it a perfect choice for a summer read .

طول داستان کوتاه آن را به انتخابی عالی برای مطالعه تابستانی تبدیل کرد.

prolixity [اسم]
اجرا کردن

گزافه‌گویی

Ex: In an attempt to impress his audience , the speaker 's prolixity backfired , with many attendees growing impatient with the lengthy and redundant presentation .

در تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطبانش، پرگویی سخنران نتیجه معکوس داشت، با بسیاری از حضار که از ارائه طولانی و تکراری بی‌تاب شدند.

epilogue [اسم]
اجرا کردن

مؤخره

Ex: Historical novels often include an epilogue to summarize real events .