واژگان ضروری برای GRE - قلعه ها را در هوا بساز!

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد معماری، مانند "کلبه"، "طاق"، "لوازم" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
اجرا کردن

تالار پلکانی

Ex: The ancient Roman amphitheater was used for gladiator contests and public spectacles .

آمفی تئاتر روم باستان برای مسابقات گلادیاتورها و نمایش‌های عمومی استفاده می‌شد.

auditorium [اسم]
اجرا کردن

تالار اجتماعات

Ex: The university ’s auditorium hosted the graduation ceremony .

سالن کنفرانس دانشگاه میزبان مراسم فارغ‌التحصیلی بود.

refinery [اسم]
اجرا کردن

پالایشگاه

Ex: The new refinery will boost local employment by creating numerous jobs .

پالایشگاه جدید با ایجاد مشاغل متعدد، اشتغال محلی را افزایش خواهد داد.

belvedere [اسم]
اجرا کردن

منزل ییلاقی

Ex: They enjoyed their morning coffee in the belvedere , listening to the birds and watching the sunrise .

آن‌ها از قهوه صبحگاهی خود در بلودر لذت بردند، به آواز پرندگان گوش دادند و طلوع آفتاب را تماشا کردند.

cabana [اسم]
اجرا کردن

کومه ساحلی

Ex: Families gathered in the cabana for a barbecue , enjoying delicious food and laughter under the sun .

خانواده‌ها در کابین برای باربیکیو جمع شدند و از غذای خوشمزه و خنده زیر آفتاب لذت بردند.

condominium [اسم]
اجرا کردن

مجتمع

Ex: Condominiums are popular among urban dwellers seeking homeownership with shared maintenance responsibilities .

آپارتمان‌های مشاع در میان ساکنان شهری که به دنبال مالکیت خانه با مسئولیت‌های مشترک نگهداری هستند، محبوب هستند.

crematorium [اسم]
اجرا کردن

مرده‌‌سوزخانه

Ex: The crematorium operates 24 hours a day to accommodate different cultural practices .

آرامگاه سوزان 24 ساعت شبانه‌روز کار می‌کند تا با شیوه‌های فرهنگی مختلف سازگار شود.

planetarium [اسم]
اجرا کردن

آسمان‌نما

Ex: The astronomer gave a lecture on exoplanets at the planetarium last weekend .

ستاره‌شناس آخر هفته در پلانتاریوم سخنرانی‌ای درباره سیارات فراخورشیدی ارائه داد.

brownstone [اسم]
اجرا کردن

خانه با نمای سنگی قرمز یا قهوه‌ای

Ex: He inherited the family brownstone located in the Upper West Side .

او براون‌استون خانوادگی واقع در آپر وست ساید را به ارث برد.

duplex [اسم]
اجرا کردن

خانه دوبلکس

Ex: The owners renovated the duplex to update kitchens and bathrooms in both units , attracting higher-quality tenants .

مالکان دوبلکس را برای به‌روزرسانی آشپزخانه‌ها و حمام‌ها در هر دو واحد بازسازی کردند، که مستاجران باکیفیت‌تری را جذب کرد.

bungalow [اسم]
اجرا کردن

بنگالو

Ex:

او داخل کلبه یک طبقه خود را با مبلمان قدیمی و منسوجات رنگارنگ تزئین کرد تا فضایی دنج و دعوت‌کننده ایجاد کند.

اجرا کردن

هنرستان هنرهای زیبا

Ex: Graduates of the conservatory went on to achieve success in their respective fields , landing leading roles on Broadway , performing with top orchestras , and exhibiting their artwork in galleries worldwide .

فارغ‌التحصیلان هنرستان در زمینه‌های مربوطه خود به موفقیت ادامه دادند، نقش‌های اصلی در برادوی به دست آوردند، با ارکسترهای برتر اجرا کردند و آثار هنری خود را در گالری‌های سراسر جهان به نمایش گذاشتند.

lodging [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه (موقت)

Ex:

آژانس مسافرتی اقامت آنها را در یک مهمانخانه دنج ترتیب داد.

annex [اسم]
اجرا کردن

بنای الحاقی

Ex: The museum ’s annex houses a collection of contemporary art .

ضمیمه موزه مجموعه‌ای از هنر معاصر را در خود جای داده است.

baseboard [اسم]
اجرا کردن

قرنیز

Ex: The painter carefully taped around the baseboard before starting to paint the walls .

نقاش قبل از شروع به رنگ آمیزی دیوارها، به دقت دور تخته زیرین را چسباند.

archway [اسم]
اجرا کردن

گذرگاه پوشیده (گنبدی شکل)

Ex: Tourists lined up to take photos beneath the historic archway in the city center .

گردشگران برای گرفتن عکس در زیر طاق تاریخی در مرکز شهر صف کشیدند.

chalet [اسم]
اجرا کردن

کلبه کوهستانی

Ex: Guests gathered around the fireplace in the chalet 's common area to unwind after a day of skiing .

مهمانان دور شومینه در منطقه مشترک کلبه جمع شدند تا پس از یک روز اسکی استراحت کنند.

cornice [اسم]
اجرا کردن

قرنیز

Ex: After the renovation , the restored cornice highlighted the room 's classical design .

پس از بازسازی، قرنیز ترمیم شده طراحی کلاسیک اتاق را برجسته کرد.

en suite [اسم]
اجرا کردن

حمام-دستشویی اختصاصی

Ex: The newly renovated suite boasts a spacious en suite with a freestanding bathtub .

سوئیت تازه بازسازی شده از یک en suite وسیع با وان حمام ایستاده بهره می‌برد.

facade [اسم]
اجرا کردن

نما (معماری)

Ex: The colonial-style mansion had a white-painted facade with elegant columns and a sweeping front porch , exuding timeless charm and grace .

عمارت به سبک استعماری دارای نمایی سفید رنگ با ستون‌های ظریف و یک ایوان جلویی گسترده بود که جذابیت و لطافتی بی‌زمان را منتشر می‌کرد.

fixture [اسم]
اجرا کردن

لوازم و اثاثیه ثابت

Ex: The built-in bookcases are considered fixtures and are included in the home sale .

قفسه‌های کتاب توکار به عنوان تجهیزات ثابت در نظر گرفته می‌شوند و در فروش خانه گنجانده شده‌اند.

foyer [اسم]
اجرا کردن

سالن ورودی

Ex: The foyer was small but functional , leading directly into the living room .

لابی کوچک اما کاربردی بود، مستقیماً به اتاق نشیمن منتهی می‌شد.

to furnish [فعل]
اجرا کردن

مبله کردن

Ex: The interior designer helped them furnish the dining area with an elegant table and matching chairs .

طراح داخلی به آنها کمک کرد تا منطقه غذاخوری را با یک میز شیک و صندلی‌های هماهنگ مبله کنند.

igloo [اسم]
اجرا کردن

ایگلو

Ex: Children in northern regions enjoy building miniature igloos out of snow during the winter months .

کودکان در مناطق شمالی از ساختن ایگلوهای مینیاتوری از برف در ماه‌های زمستانی لذت می‌برند.

lavatory [اسم]
اجرا کردن

سرویس بهداشتی

Ex: He waited outside the lavatory for his turn during the busy event .

او در خارج از توالت برای نوبت خود در طول رویداد شلوغ منتظر ماند.

mezzanine [اسم]
اجرا کردن

میان‌اشکوب (در سالن تئاتر)

Ex: The mezzanine provides an excellent vantage point for watching large-scale productions .

میزانین نقطه دید عالی برای تماشای تولیدات بزرگ فراهم می‌کند.

molding [اسم]
اجرا کردن

تزیینات برجسته

Ex: They chose gold-painted molding to complement the room 's vintage decor .

آنها قاب‌بندی رنگ‌آمیزی شده با طلا را برای تکمیل دکوراسیون قدیمی اتاق انتخاب کردند.

pantry [اسم]
اجرا کردن

گنجه خوراکی

Ex: They organized the pantry to make it easier to find ingredients .

آنها انباری را سازماندهی کردند تا یافتن مواد اولیه آسان‌تر شود.

porch [اسم]
اجرا کردن

ایوان

Ex: The porch wraps around the house , providing ample space for outdoor furniture .

ایوان دور تا دور خانه را فرا گرفته و فضای کافی برای مبلمان فضای باز فراهم می‌کند.

veranda [اسم]
اجرا کردن

ایوان

Ex: The café 's outdoor seating area spilled out onto a shaded veranda , creating a cozy atmosphere for patrons .

محوطه نشیمن فضای باز کافه به یک وراندا سایه دار گسترش یافت و فضایی دنج برای مشتریان ایجاد کرد.

decor [اسم]
اجرا کردن

دکوراسیون

Ex: They chose a minimalist decor for their home to keep it simple and clean .

آنها یک دکور مینیمالیستی برای خانه‌شان انتخاب کردند تا آن را ساده و تمیز نگه دارند.

adjacent [صفت]
اجرا کردن

مجاور

Ex: Our hotel room had a beautiful view of the park adjacent to the river .

اتاق هتل ما منظره‌ای زیبا از پارک مجاور به رودخانه داشت.

atrium [اسم]
اجرا کردن

دهلیز (معماری)

Ex: The apartment complex was built around a lush atrium garden , offering residents a tranquil oasis in the heart of the city .

مجتمع آپارتمانی در اطراف یک باغ آتریوم سرسبز ساخته شده است که به ساکنان یک واحه آرام در قلب شهر ارائه می‌دهد.

bunker [اسم]
اجرا کردن

پناهگاه زیرزمینی (برای حفاظت از سربازان و تجهیزات و مهمات)

Ex: During the war , the bunker provided crucial protection from aerial attacks .

در طول جنگ، پناهگاه محافظت حیاتی در برابر حملات هوایی فراهم کرد.

colonnade [اسم]
اجرا کردن

ردیف ستون (که در فواصل منظم قرار دارند)

Ex: Tourists gathered to take photos in front of the historic colonnade .

گردشگران برای گرفتن عکس در مقابل ردیف ستون‌های تاریخی جمع شدند.

dilapidated [صفت]
اجرا کردن

زهواردررفته

Ex: The dilapidated house on the corner is scheduled for demolition .

خانه خرابه در گوشه برای تخریب برنامه‌ریزی شده است.

to erect [فعل]
اجرا کردن

بنا کردن

Ex: The team successfully erected a large tent for the outdoor event , providing shelter for attendees .

تیم با موفقیت یک چادر بزرگ برای رویداد فضای باز برپا کرد، که به شرکت‌کنندگان پناهگاه ارائه می‌داد.

high-rise [صفت]
اجرا کردن

چندطبقه

Ex:

ساختمان اداری جدید بلندمرتبه بر خط افق مرکز شهر مسلط است.

insulation [اسم]
اجرا کردن

عایق

Ex: The insulation in the freezer door helps keep the cold air inside .

عایق در درب فریزر به حفظ هوای سرد در داخل کمک می‌کند.

deck [اسم]
اجرا کردن

ایوان

Ex: They spent the evening stargazing from the deck of their lakeside cabin .

آنها شب را به تماشای ستاره‌ها از عرشه کلبه کنار دریاچه‌شان گذراندند.