کتاب 'هدوی' مبتدی - واحد 14
در اینجا واژگان واحد 14 در کتاب درسی Headway Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "محلی"، "حرکت"، "به سرعت" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a type of dried plant with a pleasant smell used to add taste or color to the food

ادویه
ادویه معطر آشپزخانه را با بوی دلپذیر پر میکند.
a soft fruit that is long and curved and has hard yellow skin

موز
من روزم را با یک موز رسیده شروع میکنم، که روی یک کاسه ماست و گرانولا بریده شده است.
to make or have an image of something in our mind

تصور کردن
به عنوان یک کودک، او عادت داشت که تصور کند یک ابرقهرمان است و روز را نجات میدهد.
to change your position or location

حرکت کردن, تغییر مکان دادن
کمپر میتوانست صدای حیوانات را که در بوتههای اطراف حرکت میکردند بشنود.
during a single night

یکشبه
دما شبانهروز کاهش یافت و باعث یخ زدگی روی پنجرهها شد.
someone who prepares news to be broadcast or writes for newspapers, magazines, or news websites

روزنامهنگار, خبرنگار
به عنوان یک روزنامهنگار، او به بسیاری از کشورها سفر کرده است.
a substance that treats injuries or illnesses

دارو, دوا
او داروی خود را با یک لیوان آب خورد.
the scientific study of matter and energy and the relationships between them, including the study of natural forces such as light, heat, and movement

فیزیک
آزمایشگاه فیزیک با ابزارهای مختلفی برای اندازهگیری نیروها و انرژی مجهز شده بود.
the branch of science that is concerned with studying the structure of substances and the way that they change or combine with each other

شیمی
آزمایشگاه شیمی پر از بشرهای شیشهای، لولههای آزمایش و مواد مرموز بود.
the study of how money, goods, and resources are produced, distributed, and used in a country or society

اقتصاد
اقتصاد بررسی میکند که مردم چگونه با منابع محدود انتخابهایی انجام میدهند.
the scientific study of living organisms; the science that studies living organisms

زیستشناسی
کتاب درسی زیستشناسی موضوعاتی از ساختار سلولی تا پویایی اکوسیستم را پوشش میداد.
a field of science that studies the mind, its functions, and how it affects behavior

روانشناسی
او مدرک در روانشناسی بالینی دارد و به عنوان درمانگر کار میکند.
a careful and systematic study of a subject to discover new facts or information about it

پژوهش, تحقیق
دانشمند تحقیقات گستردهای در مورد اثرات تغییرات آب و هوایی انجام داد.
something that we usually buy and bring back for other people from a place that we have visited on vacation

سوغاتی
او صدفها را از ساحل جمع کرد به عنوان یادگاری از تعطیلات کنار دریا.
a public place where people buy and sell groceries

بازار
آنها با فروشندگان در بازار خیابانی چانه زدند تا بهترین قیمت را برای لباس و لوازم جانبی بگیرند.
an area of land in which a university, college, or school, along with all their buildings, are situated

پردیس دانشگاهی, محیط (دانشگاه، کالج و مدرسه)
دانشجویان اغلب در محوطه دانشگاه جمع میشوند تا مطالعه کنند یا معاشرت کنند.
related or belonging to a particular area or place that someone lives in or mentions

محلی
او از خرید در بازار محلی کشاورزان برای محصولات تازه لذت میبرد.
an organization that does business and earns money from it

شرکت
او برای یک شرکت بزرگ نرمافزاری کار میکند.
to take people, goods, etc. from one place to another using a vehicle, ship, or aircraft

منتقل کردن, نقلوانتقال دادن
هواپیماهای باری برای حمل کارآمد کالاها از یک قاره به قاره دیگر طراحی شدهاند.
a sturdy vehicle designed for traveling on rough surfaces

اتومبیل جیپ
او جیپ خود را از مسیرهای گلی در جنگل راند، از هیجران آفرود لذت میبرد.
a light vehicle that has two wheels and is powered by an engine

موتورسیکلت
موتورسیکلت با سرعت از کنار ما رد شد، در حالی که موتور آن در میان ترافیک غرش میکرد.
with a lot of speed

بهسرعت
او برای رسیدن به مهلت، سریع تایپ کرد.
a journey, typically for observing and photographing wild animals in their natural habitat, especially in African countries

سیاحت اکتشافی (بهویژه در آفریقا)
اکسپدیشنهای سافاری فرصتی منحصر به فرد برای مشاهده حیوانات باشکوهی مانند شیرها، فیلها و زرافهها در زیستگاه طبیعیشان فراهم میکنند.
a journey taken by a ship for pleasure, especially one involving several destinations

کشتیرانی, قایقرانی
او از سرگرمیهای روی کشتی و گزینههای غذاخوری در طول کروز خود به آلاسکا لذت برد، در حالی که مناظر خیرهکننده را از عرشه تحسین میکرد.
a type of small vehicle that is used to travel on water

قایق
قایق به آرامی تکان میخورد وقتی که ما در یک روز آفتابی به بادبان زدیم.
a scheduled journey by an aircraft

پرواز
پرواز بعدی او یک پرواز ارتباطی در آمستردام بود.
to confirm your presence or reservation in a hotel or airport after arriving

رزرو خود را چک کردن
مطمئن شوید که در فرودگاه خیلی قبل از پروازتان چک این کنید.
in or traveling to a different country

به خارج, در خارج
او برای کار به خارج از کشور رفت و با ایدههای جدید بازگشت.
a place or building that provides cheap food and accommodations for visitors

مسافرخانه, مهمانسرا
در طول سفرهایش، او در یک هتل دنج اقامت داشت که فعالیتهای گروهی برای آشنایی مهمانان با یکدیگر ترتیب میداد.
a place of shelter for ships

بندر
بندرگاه پناهگاهی حیاتی برای قایقهای کوچکی که در دریای خروشان گرفتار شده بودند، فراهم کرد.
a structure built over a river, road, etc. that enables people or vehicles to go from one side to the other

پل
پل معلق بر روی دره امتداد داشت و مناظر نفسگیری را در پایین ارائه میداد.
on the opposite side of a given area or location

آنطرف, آنسو
او به دوستش از آن طرف اتاق دست تکان داد.
not in the distance

در نزدیکی
بهترین دوستانم نزدیک زندگی میکنند، بنابراین میتوانیم اغلب با هم وقت بگذرانیم.
a bag designed for carrying on the back, usually used by those who go hiking or climbing

کولهپشتی
کولهپشتی قدیمی او در ماجراهای بیشمار کوهنوردی همراه او بود.
a married woman who does the housework such as cooking, cleaning, etc. and takes care of the children, and does not work outside the house

خانهدار
خانهدار روزهای خود را به مدیریت کارهای خانه، پختن غذا و مراقبت از فرزندانش میگذراند.
no longer married to someone due to legally ending the marriage

طلاقگرفته
او با تمرکز روی حرفه و سرگرمیهایش به زندگی به عنوان یک زن مطلقه عادت کرد.
the time that will come after the present or the events that will happen then

آینده
کتاب به ما نگاهی اجمالی به آینده ممکن میدهد.
a country that is seeking industrial development and is moving away from an economic system that is based mainly on agriculture

کشور در حال توسعه, کشور روبهرشد
اصلاحات آموزشی برای رشد آینده هر کشور در حال توسعه بسیار حیاتی است.
the Czech Republic's official language

زبان چکسلواکی, زبان چِک
بسیاری از افرادی که در جمهوری چک تحصیل میکنند، دورههای زبان چکی را میگذرانند تا به آنها در ادغام در جامعه محلی کمک کنند.
the second smallest continent, next to Asia in the east, the Atlantic Ocean in the west, and the Mediterranean Sea in the south

اروپا
اروپا خانهی نشانههای معروفی مانند برج ایفل، کولوسئوم و بیگ بن است.
anything that takes place, particularly something important

اتفاق, رخداد
شرکت در جشنواره موسیقی سالانه رویداد برجسته تابستان بود.
a feeling of great enjoyment and happiness

لذت, دلخوشی
بچهها با لذت فریاد زدند در حالی که در پارک بازی میکردند.
to want something to happen or be true

امیدوار بودن
او امیدوار بود که او او را به خاطر اشتباه ببخشد.
a chain of actions that will help us reach our goals

برنامه, تدبیر
ما نیاز به تدوین یک طرح استراتژیک برای گسترش حضور خود در بازار داریم.
thoroughly and precisely, with close attention to detail or correctness

بادقت, بااحتیاط
او لنز میکروسکوپ را با دقت تنظیم کرد.
to make something clear and easy to understand by giving more information about it

توضیح دادن
من نیاز دارم کسی مفهوم گرانش را برایم توضیح دهد.
