کتاب 'هدوی' مبتدی - واحد 14

در اینجا واژگان واحد 14 در کتاب درسی Headway Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "محلی"، "حرکت"، "به سرعت" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' مبتدی
spice [اسم]
اجرا کردن

ادویه

Ex: The recipe calls for a pinch of spice for added flavor .

دستور غذا به یک قاشق چای‌خوری ادویه برای افزودن طعم نیاز دارد.

banana [اسم]
اجرا کردن

موز

Ex: She added sliced bananas to her cereal for a sweet and creamy taste .

او برش‌های موز را به غلاتش اضافه کرد تا طعمی شیرین و خامه‌ای داشته باشد.

to imagine [فعل]
اجرا کردن

تصور کردن

Ex: Can you imagine a world without technology ?

آیا می‌توانید دنیایی بدون فناوری را تصور کنید؟

to move [فعل]
اجرا کردن

حرکت کردن

Ex: The train is moving slowly due to the heavy snowfall .

قطار به دلیل بارش سنگین برف به آرامی حرکت می‌کند.

overnight [قید]
اجرا کردن

یک‌شبه

Ex: The package arrived overnight , much to their delight .

بسته شبانه رسید، که باعث خوشحالی آنها شد.

journalist [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگار

Ex: The journalist interviewed the prime minister yesterday .

روزنامه‌نگار دیروز با نخست‌وزیر مصاحبه کرد.

medicine [اسم]
اجرا کردن

دارو

Ex: The medicine needs to be taken twice a day after meals .

دارو باید دو بار در روز بعد از غذا مصرف شود.

physics [اسم]
اجرا کردن

فیزیک

Ex: They conducted a physics experiment to study the effects of gravity on different objects .

آن‌ها یک آزمایش فیزیک انجام دادند تا اثرات گرانش بر روی اجسام مختلف را مطالعه کنند.

chemistry [اسم]
اجرا کردن

شیمی

Ex: They conducted a chemistry experiment to observe how different elements react together .

آن‌ها یک آزمایش شیمی انجام دادند تا مشاهده کنند که چگونه عناصر مختلف با هم واکنش نشان می‌دهند.

economics [اسم]
اجرا کردن

اقتصاد

Ex: Understanding economics is essential for creating policies that reduce poverty .

درک اقتصاد برای ایجاد سیاست‌هایی که فقر را کاهش می‌دهند ضروری است.

biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

psychology [اسم]
اجرا کردن

روان‌شناسی

Ex: Researchers in psychology are studying how stress affects decision-making .

محققان در روانشناسی در حال مطالعه هستند که استرس چگونه بر تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارد.

research [اسم]
اجرا کردن

پژوهش

Ex: The research on social media usage revealed interesting trends among teenagers .

تحقیق در مورد استفاده از رسانه‌های اجتماعی، روندهای جالبی در میان نوجوانان را آشکار کرد.

souvenir [اسم]
اجرا کردن

سوغاتی

Ex: She bought a keychain souvenir from the gift shop to remember her trip to Paris .

او یک سوغاتی کلید زنجیری از فروشگاه هدیه خرید تا سفرش به پاریس را به یاد بیاورد.

market [اسم]
اجرا کردن

بازار

Ex: The fish market was bustling with activity as fishermen unloaded their catch of the day .

بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه می‌کردند.

campus [اسم]
اجرا کردن

پردیس دانشگاهی

Ex: The campus is known for its beautiful landscaping and green spaces .

محوطه دانشگاه به دلیل فضای سبز و مناظر زیبایش معروف است.

local [صفت]
اجرا کردن

محلی

Ex: The local community center offers various programs and activities for residents .

مرکز جامعه محلی برنامه‌ها و فعالیت‌های مختلفی را برای ساکنان ارائه می‌دهد.

company [اسم]
اجرا کردن

شرکت

Ex: The company expanded its business to European markets .

شرکت کسب و کار خود را به بازارهای اروپایی گسترش داد.

اجرا کردن

منتقل کردن

Ex: The trucking company plays a crucial role in transporting fresh produce from farms to grocery stores .

شرکت حمل و نقل کامیونی نقش حیاتی در حمل محصولات تازه از مزارع به فروشگاه‌های مواد غذایی دارد.

jeep [اسم]
اجرا کردن

اتومبیل جیپ

Ex: The family packed their camping gear into the jeep for a weekend adventure in the mountains .

خانواده وسایل کمپینگ خود را در جیپ بستند تا برای یک ماجراجویی آخر هفته در کوهستان بروند.

motorbike [اسم]
اجرا کردن

موتورسیکلت

Ex: The shop offers a variety of accessories for motorbike enthusiasts , including helmets and protective gear .

فروشگاه انواع لوازم جانبی را برای علاقه‌مندان به موتورسیکلت، از جمله کلاه‌های ایمنی و تجهیزات محافظتی ارائه می‌دهد.

quickly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: The skilled chef chopped vegetables quickly .

آشپز ماهر سبزیجات را به سرعت خرد کرد.

safari [اسم]
اجرا کردن

سیاحت اکتشافی (به‌ویژه در آفریقا)

Ex:

بسیاری از لودج‌ها و کمپ‌های سافاری اقامتگاه‌های لوکسی ارائه می‌دهند که اقامتی راحت و به یاد ماندنی در میان زیبایی وحشی ساوانا را تضمین می‌کنند.

cruise [اسم]
اجرا کردن

کشتیرانی

Ex: He saved up for years to afford a round-the-world cruise , fulfilling his dream of circumnavigating the globe by sea .

او سال‌ها پس‌انداز کرد تا بتواند هزینه یک کروز دور دنیا را بپردازد و رویای دور زدن کره زمین از طریق دریا را محقق کند.

boat [اسم]
اجرا کردن

قایق

Ex: We took a boat tour to explore the beautiful coastline .

ما یک تور قایق سواری برای کاوش خط ساحلی زیبا انجام دادیم.

flight [اسم]
اجرا کردن

پرواز

Ex: She missed her flight and had to book another one .

او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.

to check in [فعل]
اجرا کردن

رزرو خود را چک کردن

Ex:

فرآیند چک این در این هتل ساده است.

abroad [قید]
اجرا کردن

به خارج

Ex: We usually go abroad for a week in May to escape the routine .

ما معمولاً در ماه می برای فرار از روزمرگی به خارج از کشور می‌رویم.

hostel [اسم]
اجرا کردن

مسافرخانه

Ex: Many hostels have communal kitchens where guests can cook their meals and save money on dining out .

بسیاری از هتل‌های ارزان قیمت آشپزخانه‌های مشترکی دارند که مهمانان می‌توانند غذای خود را بپزند و با نخوردن غذا در بیرون پول پس‌انداز کنند.

port [اسم]
اجرا کردن

بندر

Ex: The port was a safe haven for vessels during the stormy weather .

بندرگاه در هوای طوفانی پناهگاهی امن برای کشتی‌ها بود.

bridge [اسم]
اجرا کردن

پل

Ex: They drove across the bridge to visit the neighboring town .

آنها از روی پل رد شدند تا از شهر همسایه دیدن کنند.

across [حرف اضافه]
اجرا کردن

آن‌طرف

Ex: The bookshelf is across the hall from the bedroom .

قفسه کتاب روبه‌روی راهرو از اتاق خواب است.

nearby [قید]
اجرا کردن

در نزدیکی

Ex: The kids were playing nearby , within earshot of their parents .

بچه‌ها نزدیک بازی می‌کردند، در محدوده شنوایی والدینشان.

rucksack [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی

Ex: The rucksack 's sturdy straps made it comfortable to carry even on long treks .

تسمه‌های محکم کوله‌پشتی آن را حتی در پیاده‌روی‌های طولانی راحت برای حمل می‌کرد.

housewife [اسم]
اجرا کردن

خانه‌دار

Ex: The housewife greeted her husband with a warm meal and a tidy home after his long day at work .

خانه‌دار پس از یک روز طولانی کار، با یک غذای گرم و خانه‌ای مرتب از همسرش استقبال کرد.

divorced [صفت]
اجرا کردن

طلاق‌گرفته

Ex:

علیرغم طلاق، آنها برای حمایت از فرزندانشان در جمع‌های خانوادگی شرکت کردند.

future [اسم]
اجرا کردن

آینده

Ex: We do n't know what the future holds for us .

ما نمی‌دانیم آینده چه چیزی برای ما در نظر گرفته است.

اجرا کردن

کشور در حال توسعه

Ex: Developing countries face numerous challenges , including poverty and lack of access to healthcare .

کشورهای در حال توسعه با چالش‌های متعددی روبرو هستند، از جمله فقر و عدم دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی.

Czech [اسم]
اجرا کردن

زبان چکسلواکی

Ex: Czech is spoken not only in the Czech Republic but also by Czech communities around the world , including in the United States and Canada .

چکی نه تنها در جمهوری چک صحبت می‌شود بلکه توسط جوامع چکی در سراسر جهان، از جمله در ایالات متحده و کانادا نیز صحبت می‌شود.

Europe [اسم]
اجرا کردن

اروپا

Ex: Europe is known for its picturesque landscapes , including beautiful mountains , lakes , and coastlines .

اروپا به دلیل مناظر زیبای خود، از جمله کوه‌ها، دریاچه‌ها و خطوط ساحلی زیبا شناخته شده است.

event [اسم]
اجرا کردن

اتفاق

Ex: The sports event drew a large crowd of enthusiastic fans .

رویداد ورزشی جمعیت زیادی از طرفداران مشتاق را به خود جذب کرد.

pleasure [اسم]
اجرا کردن

لذت

Ex: Her eyes sparkled with pleasure when she saw the surprise party .

چشمانش از لذت برق می‌زد وقتی که مهمانی غافلگیرکننده را دید.

to hope [فعل]
اجرا کردن

امیدوار بودن

Ex: As the election approaches , many citizens hope for positive changes in government .

با نزدیک شدن به انتخابات، بسیاری از شهروندان به تغییرات مثبت در دولت امیدوار هستند.

plan [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: Emily shared her plan for organizing a successful charity event .

امیلی طرح خود را برای سازماندهی یک رویداد خیریه موفق به اشتراک گذاشت.

carefully [قید]
اجرا کردن

بادقت

Ex: They carefully examined each item in the box .

آنها هر آیتم در جعبه را با دقت بررسی کردند.

to explain [فعل]
اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: He struggled to explain his ideas clearly to the team .

او برای توضیح واضح ایده‌هایش به تیم تلاش زیادی کرد.

revision [اسم]
اجرا کردن

بازنگری

Ex: The revision process can be challenging , but it ultimately leads to a stronger final product .

فرآیند بازبینی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، اما در نهایت به محصول نهایی قوی‌تری منجر می‌شود.