تعاملات - سوءاستفاده و دستکاری
کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "load the dice" و "fall into a trap" به سوء استفاده و دستکاری در انگلیسی مربوط میشوند.
مرور
فلشکارتها
آزمون
to take advantage of a position to make oneself rich, particularly by using unfair or dishonest methods

با سوءاستفاده از جایگاه پولدار شدن, از موقعیتش جیب خود را پر کردن
فقط برای پر کردن جیب خودش وارد کمیته شد.
to be comparable to someone who is very evil

مجسمهٔ شرارت بودن, شیطان هم پیش کسی کم میآورد
شرور آن داستان مجسمهٔ شرارت است.
to gain advantage over others by making use of one's contacts and influence in an unfair way

پارتیبازی کردن, از نفوذ خود استفاده کردن
با شایستگی برنده نشد؛ یکی برایش پارتیبازی کرد.
to avoid doing something bad or unethical for the sake of achieving something good

هدف وسیله را توجیه نمیکند, برای کار خوب راه بد نرفتن
حاضر نشد گزارش را جعل کند و گفت نباید برای کار خوب راه بد برویم.
about to do something bad or evil

نقشهٔ بدی در سر داشتن, فکر پلیدی در سر داشتن
مدام پشت سرش را نگاه میکند؛ معلوم است نقشهٔ بدی در سر دارد.
to try to gain advantage by flattery or submissive behavior

چاپلوسی کردن, برای منفعت خودشیرینی کردن
برای چاپلوسی پیش کمیته، هدیههای گران آورد.
to use various dishonest or complicated methods in order to gain things, particularly in politics or business

زدوبند کردن, تبانی کردن
شرکت با زدوبند خودش را به یک قرارداد دولتی رساند.
to be placed in a difficult position by believing something that is not true or trusting someone who lies

در دام افتادن, گول خوردن
فقط چون پیشنهاد سخاوتمندانه به نظر میرسد، در دام نیفت.
someone on whom scientific experiments are tested

آلت دست, موش آزمایشگاهی (اصطلاحی)
من موش آزمایشگاهیِ درمانی که درست امتحان نشده نمیشوم.
to secretly offer someone money or anything of high value in order to persuade them to help one or do what one desires

رشوه دادن, سبیل کسی را چرب کردن
پیمانکار سعی کرد در شهرداری سبیل چند نفر را چرب کند.
a lawyer who finds clients at the scenes of accidents or other tragedies, especially with the intention of earning money through legal action

وکیلِ لاشخور, وکیلِ فرصتطلب
خانواده هنوز در شوک بود که یک وکیلِ فرصتطلب خواست کارت ویزیتش را به آنها بدهد.
to do something unfair in order to make a particular outcome more probable

نتیجه را به نفع خود دستکاری کردن, کفه را ناعادلانه به نفع خود سنگین کردن
شرکت بعد از ثبت پیشنهادها قوانین را عوض کرد و نتیجه را به نفع خود دستکاری کرد.
to make use of a thief or criminal just to be able to anticipate, understand, or capture other criminals or thieves

دزد را با دزد گیر انداختن, برای گرفتن خلافکار از خلافکار کمک گرفتن
بانک با کمک گرفتن از یک هکر سابق برای ردیابی رخنه، دزد را به جان دزد انداخت.
to arrange situations or conditions to achieve a preferred result by giving oneself an unfair advantage

شرایط را به نفع خود چیدن, ناجوانمردانه برای خود برتری ساختن
شرکت با نوشتن مناقصه برای یک تأمینکننده خاص، شرایط را به نفع خود چید.
to pretend to be the person who has been wronged in order to gain sympathy
to manipulate or control someone easily, typically by making them obediently follow one's commands or desires

کسی را مثل موم در دست گرفتن, کسی را به میل خود چرخاندن
مدیر با وعدههای مبهم کارمندهای تازهوارد را به میل خود میچرخاند.
to use someone else's idea, plan, words, etc. in order to prevent them from reaching success or getting attention

رو دست کسی بلند شدن, توجه را از کسی برداشتن
محتاط بود تا در ارائه، توجه را از روی کسی برندارد.
to engage in activities or behaviors that involve deception, manipulation, or deceit in order to achieve a particular outcome, often at the expense of others

بازی درآوردن, دغلبازی کردن
شرکت با عددها بازی درآورد تا ضررها را پنهان کند.
to convince someone to do something that seems unnecessary or redundant, especially to buy something they do not need

یخچال به اسکیمو فروختن, چیزی را به بینیازش فروختن
فروشنده با تبلیغ بخاری در تیرماه میخواست یخچال به اسکیمو بفروشد.
![to [curry] favor to [curry] favor](/assets/img/no-pic-260w.png)