رفتار و رویکرد - پاسخهای مکالمهای
به اصطلاحات انگلیسی که پاسخهای مکالمهای هستند، مانند "میتوانی دوباره بگویی" و "به خاطر گریه بلند" شیرجه بزنید.
مرور
فلشکارتها
آزمون
used to express one's complete agreement with someone's statement

گل گفتی, حرف حساب زدی
گفت جلسه وقت تلف کردن بود، و من گفتم: «گل گفتی.»
used to show one's lack of sympathy for a person or thing

خوب که چه, به من چه
شکایت کرد که هیچکس برایش جا نگه نداشته، و میا گفت: «خوب که چه؟»
used to angrily state that despite one's disagreement with what someone has said, one will not argue about it

هر طور مایلی, هر طور خودت میدانی
هر طور مایلی، ولی وقتی نقشه شکست خورد مرا مقصر ندان.
used to say goodbye to a person when one expects to see them again

بعداً میبینمت, فعلاً خداحافظ
بعداً میبینمت، مایا؛ بعد از کلاس بهت پیام میدهم.
used when giving someone the confirmation that they can do, take, or use something

بفرما, از نظر من اشکالی ندارد
اگر آخرین تکه پیتزا را میخواهی، بفرما.
used to show one's anger, surprise, or frustration

لعنتی, ای بابا
لعنتی، آن ماشین نزدیک بود به ما بزند.
said to someone who is annoyingly quiet when they are expected to speak

موش زبانت را خورده؟, چرا لال شدی؟
وقتی معلم پرسید چه کسی پنجره را شکسته، همه به سم زل زدند. گفت: «موش زبانت را خورده؟»
used to say that someone can do as they please

هر کار دلت میخواهد بکن, بفرما، کسی جلویت را نگرفته
میتوانم از میز اضافه استفاده کنم؟ بفرما، کسی جلویت را نگرفته.
used when greeting someone after a long time has passed since one's last encounter with them

خیلی وقت بود ندیده بودمت, مدتها بود ندیده بودمت
وقتی همسایه قدیمیام را در بازار دیدم، گفتم: «خیلی وقت بود ندیده بودمت.»
used to refer to dogs, emphasizing their loyalty and companionship with humans

بهترین دوست انسان, وفادارترین همراه انسان
بعد از تصادف، سگش مثل بهترین دوست انسان کنار او ماند.
used to show that one agrees with someone's suggestion or statement

حالا شد, این شد حرف حساب
ارسال رایگان و تخفیف؟ حالا شد.
to show that one believes that someone is joking or lying

برو یکی دیگه رو رنگ کن, فکر کردی باور میکنم؟
گفت کل پروژه را در ده دقیقه تمام کرده. فکر کردی باور میکنم؟
used to show that one does not accept nor agree with someone's statement or opinion

کی گفته؟, از کجا معلوم؟
این نقشه هیچوقت جواب نمیدهد؟ کی گفته؟
used to show affection or add humor when addressing a person

ای ناقلا, شیطون بلا
بیا اینجا، ای ناقلا. سالهاست ندیدمت.
said to angrily ask a person to stop staring at one

آدم ندیدی؟, عکس بگیر راحت شی
وقتی پسرها همچنان به او زل زده بودند، تند گفت: «آدم ندیدید؟»
used to express one's complete disbelief about something that another person has just said

من هم باور کردم, تا باشد از این خیالها
یک سال کار را در یک بعدازظهر تمام کردی؟ من هم باور کردم.
used to show that one is angry, annoyed, or astonished

آخه خدایا, محض رضای خدا
آخه خدایا، همین پنج دقیقه پیش این را توضیح دادم.