رفتار و رویکرد - پاسخ‌های مکالمه‌ای

به اصطلاحات انگلیسی که پاسخ‌های مکالمه‌ای هستند، مانند "می‌توانی دوباره بگویی" و "به خاطر گریه بلند" شیرجه بزنید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رفتار و رویکرد
اجرا کردن

من چکار کنم؟

Ex: If you slept through your alarm because you stayed up half the night , tough cheese !
be my guest [جمله]
اجرا کردن

بفرمایید (اجازه دادن برای انجام کاری)

Ex:
bloody hell [حرف ندا]
اجرا کردن

گندش بزنه

Ex: Bloody hell , I ca n't believe I missed the last train !

لعنت بر, باور نمی‌کنم آخرین قطار را از دست دادم!

اجرا کردن

موش زبانت را خورده؟

Ex: You 're usually so talkative , but today , it 's like the cat got your tongue .
long time no see [حرف ندا]
اجرا کردن

خیلی وقته ندیدمت

Ex: Long time no see , Professor .

خیلی وقت است که همدیگر را ندیده‌ایم، پروفسور. من چند سال پیش فارغ‌التحصیل شدم.

man's best friend [عبارت]
اجرا کردن

بهترین دوست انسان (سگ)

Ex: No matter how challenging life gets , the unwavering love of man 's best friend can always brighten your day .
اجرا کردن

حالا شد

Ex: You're suggesting we take a weekend trip to the beach? Now you're talking!
says who [حرف ندا]
اجرا کردن

کی گفته؟

Ex:

می‌گویند که رستوران بهترین پیتزای شهر را سرو می‌کند. کی می‌گه؟

son of a gun [عبارت]
اجرا کردن

پدرسوخته (به بیان صمیمانه)

Ex: We were laughing so hard at his jokes , that son of a gun had us in stitches all night .
take a picture [جمله]
اجرا کردن

آدم ندیدی؟

Ex: Why do n't you take a picture punk ?
for crying out loud [حرف ندا]
اجرا کردن

محض رضای خدا

Ex: For crying out loud , can you please just answer the question ?

به خاطر خدا, می‌توانید لطفاً فقط به سوال پاسخ دهید؟

pish posh [حرف ندا]
اجرا کردن

چرت‌وپرت

Ex: Do n't listen to his pish posh about the project being a breeze ; it 's quite challenging .

به چرند و پرند او درباره اینکه پروژه ساده است گوش ندهید؛ این کار بسیار چالش‌برانگیز است.

pig's ass [حرف ندا]
اجرا کردن

آره حتما

Ex: They say it 's easy to assemble , but , pig 's ass , it 's a puzzle !

می‌گویند که جمع کردنش آسان است، اما، کون خوک، این یک معماست!