اطمینان و امکان - احتمال
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به احتمال با مثالهایی مانند 'به شانس کم' و 'در کارتها بودن'.
مرور
فلشکارتها
آزمون
(of something bad) to be about to happen to one

در کمین بودن, بیخ گوش بودن
بعد از تاریکی، خطر در آن جاده یخزده در کمین است.
used to refer to the possibility of something happening or being true

به امیدِ اینکه شاید, محضِ اینکه شاید
رزومهاش را آورد، به امید اینکه شاید جایی نیرو بخواهند.
a thing that is extremely likely to be true or happen

گزینه مطمئن, تقریباً قطعی
اگر سارا بگوید دیر میرسد، تقریباً مطمئن باش منظورش دستکم نیم ساعت است.
to have a high chance of happening or being true

احتمالش زیاد بودن, در شرف وقوع بودن
اگر همینطور خوب کار کند، احتمال ترفیع گرفتنش زیاد است.
according to what is real or can be done

واقعبینانه, عملی
توصیهاش عملی بود و راحت میشد به آن عمل کرد.
to be very close or likely to achieve something, particularly something very good or desirable

در آستانه به دست آوردن, شانس بالایی برای گرفتن
این فیلم امسال شانس بالایی برای بردن چند جایزه دارد.
used to say that one doubts that something can ever happen or be true

عمراً, زهی خیال باطل
فکر میکند شرکت خرج سفر همه را میدهد. زهی خیال باطل.