خرشانس
توانایی او در همیشه پیدا کردن جای پارک در شهر شلوغ دلیلی است که به او شیطان خوششانس میگویند.
به اصطلاحات انگلیسی مربوط به شانس و فرصت شیرجه بزنید، مانند "شانس آوردن" و "زدن به چوب".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خرشانس
توانایی او در همیشه پیدا کردن جای پارک در شهر شلوغ دلیلی است که به او شیطان خوششانس میگویند.
این هم بخت ماست
بخشکی شانس
در راه مصاحبه شغلی لاستیک ماشینش پنچر شد و آهی کشید و گفت، "البته، این شانس منه."
بزنم به تخته
تیم ما در یک رشته پیروزی است و امیدوارم ادامه پیدا کند، به چوب بزن، گفت و به میزش زد.
چیز کاملا شانسی
شانس خود را امتحان کردن
خوششانسی آوردن
(از سر خوششانسی) موفقیت بزرگ کسب کردن