معلوم نمیکنه
بر اصطلاحات انگلیسی مربوط به موقعیتهای غیرمحتمل مسلط شوید، مانند 'پرتاب به فراتر از ماه' و 'خیلی خوب که واقعی باشد'.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
معلوم نمیکنه
داستان واهی
او یک داستان دروغ و افسانه برای توضیح دیرکردنش در جلسه ساخت، اما هیچکس حرفش را باور نکرد.
بیخیالش
من اسمم را عوض میکنم
خیال واهی داشتن
تیری در تاریکی
او سعی کرد حرکت خطرناک را انجام دهد، اما متخصصان به او هشدار دادند که بدون آموزش مناسب این یک شوت بلند است.
هدف یا چیز دستنیافتنی
قول الکی
تضمینهای مداوم شرکت درباره بهبود شرایط کاری برای کارکنان ناامید چیزی بیش از وعدههای توخالی نبود.
تلاش کردن (برای رسیدن به اهداف بسیار بلندپروازانه)
امید واهی
او رویای ترک شغلش برای سفر تمام وقت را داشت، اما تا زمانی که پول کافی پس انداز نکرده بود، این رویا مانند یک خیال باطل به نظر می رسید.
کمترین شانس موفقیت یا اتفاق افتادن
قصدی به بازگشت به گذشته نداشتن