جذاب
لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.
اینجا شما واژگان از واحد 12 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آموزنده"، "درخواست"، "سد"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
جذاب
لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.
سرگرمکننده
علیرغم طرح داستانی قابل پیشبینی، بازیگران سرگرمکننده و سکانسهای اکشن سریع فیلم، آن را به یک تماشای تابستانی مفرح تبدیل کرد.
آموزنده
سخنرانیهای آموزنده او با حقایق جذاب، مخاطبان را مجذوب خود کرد.
با قلم خوب
مقاله خوب نوشته شده بود، هم اطلاعات دقیق و هم داستانسرایی جذاب ارائه میکرد.
افسانهای
طعم فوقالعاده غذای گورمه باعث شد مهمانان خواهان بیشتر باشند.
شلوغ
ساحل شلوغ با خانوادههایی که از هوای آفتابی لذت میبردند، شلوغ بود.
بیرون
بچهها تمام بعدازظهر را در حیاط خلوت بیرون بازی کردند.
بهروز
مجلات مد پر از مقالاتی درباره آخرین ظواهر مد روز است.
زیرا
او دسر نخورد چون در رژیم است.
از آنجایی که
آنها نمیتوانستند به کنسرت بروند چون بلیط نداشتند.
بهدلیل
افزایش قیمتها به دلیل تورم بود.
توانایی
توانایی نوازنده در نواختن چندین ساز، تماشاگران را شگفتزده کرد.
نوآورانه
رویکرد نوآورانه او در تدریس، دانشآموزان را به روشهایی درگیر میکند که روشهای سنتی نمیتوانند.
سرمایهگذاری
او تحصیلات خود را یک سرمایهگذاری مهم در آینده شغلی خود میدانست.
در سرتاسر جهان
خیریه در سراسر جهان فعالیت میکند و به نیازمندان کمک میرساند.
شعار
هر بار که آگهی پخش میشد، شعار جذاب در ذهن بینندگان میماند و آنها را به بازدید از وبسایت ترغیب میکرد.
تجاری
اشغال (نظامی)
سربازان در حالی که در طول حمله پیشروی میکردند با شرایط سخت مواجه شدند.
تبلیغات
تبلیغ دوره آنلاین مرا متقاعد کرد که ثبت نام کنم.
قطع کردن
زنگ هشدار خواب او را قطع کرد.
کسی را غرق چیزی ساختن
آنها همین حالا معلم را با سوالاتی درباره تکلیف مورد حمله قرار میدهند.
مدام
او به همه کسانی که ملاقات میکرد مهربانی مداوم نشان میداد، که این باعث شد احترام همسالانش را به دست آورد.
سیلی از انتقادات، سوالات و غیره
او برای پاسخ دادن به سیل ایمیلها در صندوق ورودی خود تقلا کرد.
بیتوجهی کردن
او به طور منظم عناصر حواس پرت کن را نادیده میگیرد تا متمرکز بماند.
متخصص
متخصص زبان میتواند به پنج زبان مختلف به روانی صحبت کند.
اهدا
آنها برای اعطای بورسیه سخنرانی آماده کردند.
تقسیم شدن
جاده به دو خط تقسیم شد، یکی به مرکز شهر و دیگری به حومه شهر منتهی میشد.
درخواست کردن
در زمان بحران، شهروندان میتوانند برای کمک و محافظت به دولت خود متوسل شوند.
حس
لمس حسی است که به ما امکان میدهد بافتها و دماها را احساس کنیم.
احساس
هنرمند احساسات خود را از طریق نقاشیهای پرجنبوجوش و تأثیرگذارش بیان کرد.
پیچیده
پرونده حقوقی پیچیده بود و شامل قوانین و مقررات متعددی میشد.
معمولی
سلیقه او در لباس معمولی بود، لباسهای ساده و غیررسمی را ترجیح میداد.
بهیادماندنی
سخنرانی که او در مراسم فارغالتحصیلی ایراد کرد چنان الهامبخش بود که به به یاد ماندنیترین بخش مراسم تبدیل شد.
متقاعد کردن
فروشنده از تکنیکهای متقاعدکننده برای متقاعد کردن مشتری به ارتقاء به اشتراک پریمیوم استفاده کرد.
ترفیع گرفتن
آنها تصمیم گرفتند او را به دلیل تواناییهای رهبریاش به رهبر تیم ترفیع دهند.
راز
آنها سرنخهایی کشف کردند که به جای حل کردن، معما را عمیقتر کرد.
جسمانی
او از تجربه حسی شنا در آبهای گرم اقیانوس لذت برد.