کسبوکار
خانواده آنها صاحب یک کسبوکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.
در اینجا واژگان از واحد 9 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند « automotive », « tolerate », « vaccinated » و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کسبوکار
خانواده آنها صاحب یک کسبوکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.
تعمیر کردن
مکانیک فردا موتور ماشین من را تعمیر خواهد کرد.
دادهها
دانشجو برای جمعآوری دادهها برای پروژه تحقیقاتی خود نظرسنجیهایی انجام داد.
فرش
فرش ایرانی در اتاق نشیمن به فضا زیبایی و سبک میبخشد.
لباسهای شستهشده
لطفاً لباسهای سفید را از لباسهای رنگی جدا کنید.
امنیت
او در یک گاوصندوق با کیفیت بالا سرمایهگذاری کرد تا امنیت وسایل باارزشش را افزایش دهد.
معلم خصوصی
معلم خصوصی در آمادگی برای SAT و استراتژیهای آزمون تخصص دارد.
وسیله (معمولاً برقی)
تعمیرکار وسیله شکسته را در کمتر از یک ساعت تعمیر کرد.
عجیب
نشانههای عجیب روی نقشه، کوهنوردان را از مسیر شناخته شده خارج کرد و به قلمروی ناشناخته برد.
موم انداختن
او تصمیم گرفت برای از بین بردن موهای ریز و دستیابی به ظاهری صیقلی، لب بالایی خود را موم بزند.
پیاده کردن
پس از رویداد، شاتل شرکتکنندگان را در هتلهای تعیین شده پیاده خواهد کرد.
مقرونبهصرفه
دانشگاه نرخهای شهریه مقرونبهصرفه را برای دانشجویان از زمینههای اجتماعی-اقتصادی مختلف ارائه میدهد.
قیمت
قیمت بلیت کنسرت معقول به نظر میرسید.
تقاضا کردن
معلم مجبور شد در کلاس سکوت را درخواست کند تا امتحان مهم را بدون اختلال برگزار کند.
تحویل دادن
پستچی یک نامه سفارشی به دفتر من تحویل داد.
واکسیناسیونشده
کارکنان بهداشت و درمان از جمله اولین کسانی بودند که علیه سویه جدید آنفلوانزا واکسینه شدند.
فشار
شرکت با فشار از سوی سرمایهگذاران برای بهبود عملکرد خود مواجه شد.
داروخانه
داروخانه هم با داروهای تجویزی و هم با مکملهای سلامت به خوبی مجهز بود.
بهم زدن (رابطه عاشقانه)
آنها پس از دو سال رابطه تصمیم به جدایی گرفتند.
ساختن (پاسخ یا راه حل)
تا پایان ماه، یک پیشنهاد دقیق تهیه خواهم کرد.
مشتاقانه در انتظار چیزی بودن
آنها بیصبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.
با کسی در ارتباط ماندن
علیرغم زندگی در شهرهای مختلف، آنها تلاش میکنند تا در تماس بمانند و به طور منظم در ارتباط باشند.
کاهش دادن
من باید برای بهبود سلامتیام قند را کم کنم.
تحمل کردن
ساکنان تحمل میکنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتیهایی که ارائه میدهد.
مراقب کسی بودن
کاهش دادن
کاهش هزینههای غیرضروری یکی از راههای کاهش استرس مالی است.
مقدار
کارخانه تولید خود را افزایش داد تا به مقدار رو به رشد سفارشات پاسخ دهد.
تحمل کردن
در روابط، شرکا نیاز دارند که تفاوتها را تحمل کنند و به سمت درک متقابل کار کنند.
هیجانزده
جمعیت برای تماشای نمایش آتشبازی در شب سال نو هیجانزده بود.