کتاب 'اینترچنج' فوق متوسط - واحد 7 - بخش 1

اینجا شما واژگان از واحد 7 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تولید کردن"، "قحطی"، "تجزیه کردن" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' فوق متوسط
to waste [فعل]
اجرا کردن

هدر دادن

Ex: It 's unfortunate that some people waste electricity by leaving lights on when they 're not needed .

متأسفانه برخی از افراد با روشن گذاشتن چراغ‌ها در زمانی که نیازی نیست، برق را هدر می‌دهند.

to generate [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: The innovative research generated new insights into the treatment of cancer .

تحقیقات نوآورانه ایجاد دیدگاه‌های جدیدی در درمان سرطان کرد.

average [صفت]
اجرا کردن

میانگین

Ex: His average score in math class is 85 % .

نمره میانگین او در کلاس ریاضی 85٪ است.

to produce [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: The local factory produces electronic components .

کارخانه محلی قطعات الکترونیکی را تولید می‌کند.

plastic [اسم]
اجرا کردن

پلاستیک

Ex: The artist sculpted a beautiful statue out of plastic .

هنرمند مجسمه‌ای زیبا از پلاستیک تراشید.

bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری

Ex: They collected glass bottles for a recycling project .

آن‌ها بطری‌های شیشه‌ای را برای یک پروژه بازیافت جمع‌آوری کردند.

اجرا کردن

تجزیه کردن

Ex: The waste in the landfill was decomposing , releasing gases into the atmosphere .

زباله‌ها در محل دفن زباله در حال تجزیه بودند و گازهایی را به جو آزاد می‌کردند.

اجرا کردن

دور انداختن

Ex: They were reluctant to throw away sentimental belongings .

آنها تمایلی به دور انداختن وسایل احساسی نداشتند.

to end up [فعل]
اجرا کردن

کار به جایی رسیدن

Ex: Sometimes life takes unexpected turns , and you might end up in a career you had n't initially considered .

گاهی زندگی چرخش‌های غیرمنتظره‌ای دارد، و ممکن است به پایان برسید در شغلی که در ابتدا در نظر نگرفته بودید.

to supply [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: The charity aims to supply shelter and food to those in need .

خیریه هدفش تامین سرپناه و غذا برای نیازمندان است.

to feed [فعل]
اجرا کردن

غذا دادن

Ex: The farmer gets up at dawn to feed the cows .

کشاورز در سپیده‌دم بیدار می‌شود تا گاوها را تغذیه کند.

to vote [فعل]
اجرا کردن

رأی دادن

Ex:

در حال حاضر، رأی‌دهندگان واجد شرایط در حال رأی دادن در مراکز رأی‌گیری هستند.

council [اسم]
اجرا کردن

شورا

Ex: Residents can submit complaints to the council office .

ساکنان می‌توانند شکایات خود را به دفتر شورا ارائه دهند.

اجرا کردن

آلوده

Ex: The contaminated air in the city was filled with pollutants from vehicle emissions and industrial processes .

هوای آلوده در شهر پر از آلاینده‌های ناشی از انتشار وسایل نقلیه و فرآیندهای صنعتی بود.

toxic [صفت]
اجرا کردن

سمی

Ex: Exposure to toxic chemicals in the workplace can have long-term health consequences for employees .
chemical [صفت]
اجرا کردن

شیمیایی

Ex:

پیوندهای شیمیایی اتم‌ها را در مولکول‌ها نگه می‌دارند و پایداری آن‌ها را تعیین می‌کنند.

lack [اسم]
اجرا کردن

کمبود

Ex: She felt a lack of motivation to complete the project .

او احساس کمبود انگیزه برای تکمیل پروژه را داشت.

maintenance [اسم]
اجرا کردن

نگهداری

Ex: High maintenance costs affected the project 's budget .

هزینه‌های بالای نگهداری بر بودجه پروژه تأثیر گذاشت.

to displace [فعل]
اجرا کردن

بیرون راندن

Ex: War and political unrest in the area have displaced generations of people .

جنگ و ناآرامی‌های سیاسی در منطقه نسل‌هایی از مردم را جابجا کرده است.

rental [اسم]
اجرا کردن

مال اجاره‌ای

Ex: She returned the rental on time to avoid extra fees .

او اجاره را به موقع بازگرداند تا از هزینه های اضافی جلوگیری کند.

due to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌دلیل

Ex: The increase in prices was due to inflation .

افزایش قیمت‌ها به دلیل تورم بود.

as a result [قید]
اجرا کردن

در نتیجه

Ex: Unfortunately , as a result of the delay , the project timeline will need to be adjusted .

متأسفانه، در نتیجه تأخیر، زمان‌بندی پروژه نیاز به تنظیم دارد.

because of [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌خاطر

Ex: They canceled the party because of the pandemic .

آنها به دلیل همه‌گیری مهمانی را لغو کردند.

through [حرف اضافه]
اجرا کردن

از میان

Ex: Water rushed through the pipe and spilled into the reservoir .

آب از میان لوله شتافت و به مخزن ریخت.

global [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The United Nations works to address global challenges such as poverty , hunger , and human rights violations .

سازمان ملل متحد برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار می‌کند.

اجرا کردن

بیکاری

Ex: Despite his qualifications , he struggled with unemployment for over six months .
famine [اسم]
اجرا کردن

قحطی

Ex: The famine affected both rural and urban areas .

قحطی هم مناطق روستایی و هم شهری را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

گرمایش جهانی

Ex: The effects of global warming are evident in changing weather patterns .

تاثیرات گرمایش جهانی در الگوهای آب و هوایی در حال تغییر آشکار است.

government [اسم]
اجرا کردن

دولت

Ex: The government provided disaster relief funds to help communities affected by the recent flood .

دولت برای کمک به جوامع آسیب دیده از سیل اخیر، کمک های مالی برای امداد رسانی در بلایا ارائه کرد.

corruption [اسم]
اجرا کردن

فساد

Ex: Transparency organizations are working to reduce corruption in developing countries .

سازمان‌های شفافیت در حال کار برای کاهش فساد در کشورهای در حال توسعه هستند.

اجرا کردن

بیماری واگیردار

Ex: Scientists are researching new treatments for infectious diseases .

دانشمندان در حال تحقیق در مورد درمان‌های جدید برای بیماری‌های عفونی هستند.

violence [اسم]
اجرا کردن

خشونت

Ex: Authorities are working to address the root causes of violence in high-crime neighborhoods .

مقامات در حال کار برای رسیدگی به علل ریشه‌ای خشونت در محله‌های پرجرم هستند.

political [صفت]
اجرا کردن

سیاسی

Ex:

کمپین‌های سیاسی از استراتژی‌های مختلفی برای تحت تأثیر قرار دادن رأی‌دهندگان و کسب حمایت عمومی استفاده می‌کنند.

unrest [اسم]
اجرا کردن

ناآرامی

Ex: The city was under curfew due to the recent civil unrest .

شهر به دلیل ناآرامی‌های اخیر مدنی تحت حکومت نظامی بود.

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

recession [اسم]
اجرا کردن

رکود

Ex: The recession caused a significant drop in consumer confidence , affecting retail sales .

رکود باعث کاهش قابل توجه اعتماد مصرف کننده شد و بر فروش خرده فروشی تأثیر گذاشت.

to float [فعل]
اجرا کردن

شناور بودن

Ex: The feather , caught by the breeze , began to float in the air .

پر، که توسط نسیم گرفته شده بود، شروع به شناور شدن در هوا کرد.

factory [اسم]
اجرا کردن

کارخانه

Ex: He got a job at the factory after graduating from high school .

او بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان در کارخانه شغل پیدا کرد.

to pump [فعل]
اجرا کردن

پمپاژ کردن

Ex: The gas station attendant helped pump fuel into the car 's tank .

کارمند پمپ بنزین به پمپاژ سوخت به داخل باک ماشین کمک کرد.

to ignore [فعل]
اجرا کردن

بی‌توجهی کردن

Ex: She regularly ignores distracting elements to stay focused .

او به طور منظم عناصر حواس پرت کن را نادیده می‌گیرد تا متمرکز بماند.

law [اسم]
اجرا کردن

قانون

Ex: The company must comply with employment laws when hiring new employees .

شرکت باید هنگام استخدام کارمندان جدید از قوانین کار پیروی کند.

management [اسم]
اجرا کردن

مدیریت

Ex: The management of resources , including time and budget , is essential for the success of any project .

مدیریت منابع، از جمله زمان و بودجه، برای موفقیت هر پروژه ای ضروری است.

publicity [اسم]
اجرا کردن

تبلیغات

Ex: The politician ’s campaign team worked hard to ensure their candidate got enough publicity in the run-up to the election .

تیم کمپین سیاستمدار سخت کار کرد تا اطمینان حاصل کند که نامزدشان در آستانه انتخابات به اندازه کافی تبلیغات دریافت می‌کند.

executive [اسم]
اجرا کردن

مدیر

Ex: The executive made key decisions about company investments .

مدیر اجرایی تصمیمات کلیدی در مورد سرمایه‌گذاری‌های شرکت گرفت.

to stop [فعل]
اجرا کردن

توقف کردن

Ex:

اتوبوس در ایستگاه اتوبوس توقف کرد تا مسافران را سوار کند.

flight [اسم]
اجرا کردن

پرواز

Ex: She missed her flight and had to book another one .

او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.