کتاب 'اینترچنج' فوق متوسط - واحد 4 - بخش 2

اینجا شما واژگان از واحد ۴ - بخش ۲ در کتاب درسی Interchange Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند «طنزآمیز»، «اعتبار»، «تأیید» و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' فوق متوسط
absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The room was absolutely silent .

اتاق کاملاً ساکت بود.

well-known [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: He cited a well-known quote during his speech .

او در سخنرانی خود به یک نقل قول معروف استناد کرد.

source [اسم]
اجرا کردن

خاستگاه

Ex: The river 's source is high in the mountains .

منبع رودخانه در ارتفاعات کوه‌ها قرار دارد.

necessarily [قید]
اجرا کردن

لزوماً

Ex: A high price does n't necessarily indicate high quality .
trustworthy [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اعتماد

Ex: The trustworthy mechanic provides honest assessments and fair pricing for repairs .

مکانیک قابل اعتماد ارزیابی‌های صادقانه و قیمت‌گذاری منصفانه برای تعمیرات ارائه می‌دهد.

to spread [فعل]
اجرا کردن

گسترش یافتن

Ex: The flu virus can easily spread in crowded places .

ویروس آنفلوانزا می‌تواند به راحتی در مکان‌های شلوغ پخش شود.

inaccurate [صفت]
اجرا کردن

نادرست

Ex: His biography included several inaccurate details .

زندگینامه او شامل چندین جزئیات نادرست بود.

satirical [صفت]
اجرا کردن

هجوآمیز

Ex: A satirical comedy mocked corporate greed .

یک کمدی هجوآمیز طمع شرکت‌ها را مسخره کرد.

believable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ باور

Ex: The scientist presented a believable explanation for the unusual phenomenon , backed by empirical evidence .

دانشمند توضیح قابل قبولی برای پدیده غیرعادی ارائه داد که با شواهد تجربی پشتیبانی می‌شد.

to invent [فعل]
اجرا کردن

اختراع کردن

Ex: Innovative thinkers strive to invent novel ideas that push the boundaries of what is possible .

اندیشمندان نوآور تلاش می‌کنند تا ایده‌های نوینی را اختراع کنند که مرزهای ممکن را گسترش می‌دهد.

to attempt [فعل]
اجرا کردن

سعی کردن

Ex: The researchers are attempting to understand the behavior of the new species .

محققان در حال تلاش برای درک رفتار گونه جدید هستند.

desire [اسم]
اجرا کردن

میل

Ex: The restaurant offered a wide variety of dishes , catering to every desire , from spicy to mild .
reputation [اسم]
اجرا کردن

آوازه

Ex: He did n't want to risk his reputation by being associated with the controversial project .

او نمی‌خواست با ارتباط با پروژه جنجالی، آبروی خود را به خطر بیاندازد.

curiosity [اسم]
اجرا کردن

کنجکاوی

Ex: Curiosity about other cultures often leads people to travel and experience new environments .

کنجکاوی درباره فرهنگ‌های دیگر اغلب مردم را به سفر کردن و تجربه محیط‌های جدید سوق می‌دهد.

fake [صفت]
اجرا کردن

تقلبی

Ex: The fake antique vase was carefully crafted to resemble genuine artifacts from the Ming Dynasty .

گلدان عتیقه جعلی با دقت ساخته شده بود تا شبیه به آثار اصیل سلسله مینگ باشد.

throughout [قید]
اجرا کردن

در تمام مدت

Ex: Her optimism never wavered throughout .
to claim [فعل]
اجرا کردن

ادعا کردن

Ex: The explorer claimed to have discovered a hidden treasure .

کاشف ادعا کرد که یک گنج پنهان را کشف کرده است.

to pose [فعل]
اجرا کردن

ژست گرفتن

Ex: Art students practiced drawing by asking a classmate to pose as a model in various dynamic and static positions .

دانشجویان هنر با درخواست از یک همکلاسی برای حالت گرفتن به عنوان مدل در موقعیت‌های پویا و ایستای مختلف، طراحی را تمرین کردند.

insect [اسم]
اجرا کردن

حشره

Ex: Sarah was amazed by the intricate patterns on the insect 's wings .

سارا از الگوهای پیچیده روی بالهای حشره شگفت‌زده شد.

massive [صفت]
اجرا کردن

غول پیکر

Ex: The iceberg floating in the Arctic Ocean was massive , stretching for miles in every direction .

کوه یخ شناور در اقیانوس منجمد شمالی عظیم بود، در هر جهت برای مایل‌ها امتداد داشت.

outbreak [اسم]
اجرا کردن

شیوع

Ex: The scientist studied the outbreak to understand its cause and spread .

دانشمند شیوع را برای درک علت و گسترش آن مطالعه کرد.

major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

outlet [اسم]
اجرا کردن

مجرای خروجی

Ex: The pressure built until it found an outlet .

فشار تا زمانی که یک خروجی پیدا کرد، افزایش یافت.

to consult [فعل]
اجرا کردن

مشورت کردن

Ex: Before accepting the job offer , I consulted with my family to get their input .

قبل از پذیرفتن پیشنهاد کار، با خانواده‌ام مشورت کردم تا نظرشان را بگیرم.

to bother [فعل]
اجرا کردن

اذیت کردن

Ex: Loud music late at night can bother people trying to sleep .

موسیقی بلند در اواخر شب می‌تواند افرادی را که سعی در خوابیدن دارند آزار دهد.

expert [اسم]
اجرا کردن

متخصص

Ex: The language expert can speak five different languages fluently .

متخصص زبان می‌تواند به پنج زبان مختلف به روانی صحبت کند.

اجرا کردن

کارآفرین

Ex: His success as an entrepreneur was driven by his ability to identify market needs .

موفقیت او به عنوان یک کارآفرین توسط توانایی او در شناسایی نیازهای بازار هدایت شد.

treatment [اسم]
اجرا کردن

درمان

Ex: The holistic approach to cancer treatment included chemotherapy , radiation therapy , and complementary therapies to support overall well-being .
motivation [اسم]
اجرا کردن

انگیزه

Ex: Understanding the students ' motivation helped the teacher develop more effective lessons .

درک انگیزه دانش‌آموزان به معلم کمک کرد تا درس‌های مؤثرتری توسعه دهد.

attention [اسم]
اجرا کردن

توجه

Ex: The speaker struggled to hold the audience 's attention during the long lecture .

گوینده در حفظ توجه مخاطبان در طول سخنرانی طولانی تلاش کرد.

اجرا کردن

قابل درک

Ex: The manual is written in simple , understandable language for beginners .

راهنما به زبانی ساده و قابل فهم برای مبتدیان نوشته شده است.

epidemic [اسم]
اجرا کردن

اپیدمی

Ex: The government launched a vaccination campaign during the epidemic .

دولت در طول اپیدمی یک کمپین واکسیناسیون راه اندازی کرد.

factor [اسم]
اجرا کردن

عامل

Ex: Lack of sleep can be a contributing factor to decreased productivity at work .

کمبود خواب می‌تواند یک عامل مؤثر در کاهش بهره‌وری در کار باشد.

اجرا کردن

مقاومت‌ناپذیر

Ex: The offer of a free vacation was simply irresistible , prompting many to sign up immediately .

پیشنهاد تعطیلات رایگان به سادگی غیرقابل مقاومت بود، که بسیاری را به ثبت نام فوری ترغیب کرد.

اجرا کردن

مخصوصاً

Ex: The instructions were written specifically for beginners , with step-by-step guidance .

دستورالعمل‌ها به‌طور خاص برای مبتدیان نوشته شده‌اند، با راهنمایی گام‌به‌گام.

اجرا کردن

تأییدیه

Ex: Verification of the incident was necessary before the news channel could broadcast the story .

تایید حادثه قبل از اینکه کانال خبری بتواند داستان را پخش کند، ضروری بود.

proof [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The historical documents served as proof of the ancient civilization 's advanced engineering skills .

اسناد تاریخی به عنوان اثبات مهارت‌های پیشرفته مهندسی تمدن باستانی عمل کردند.

to prove [فعل]
اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: Right now , the scientist is proving the concept in the laboratory .

هم اکنون، دانشمند در حال اثبات مفهوم در آزمایشگاه است.

humorously [قید]
اجرا کردن

به‌شوخی

Ex: The speech was humorously written to keep the audience entertained .

سخنرانی به طور خنده‌دار نوشته شده بود تا مخاطبان را سرگرم کند.

disgusting [صفت]
اجرا کردن

چندش‌آور

Ex: The thought of eating insects may be delicious to some , but to others , it 's absolutely disgusting .

فکر خوردن حشرات ممکن است برای برخی خوشمزه باشد، اما برای دیگران، کاملاً منزجرکننده است.

factual [صفت]
اجرا کردن

بر پایه واقعیت

Ex: The news report provided factual information about the event , without any bias .

گزارش خبری اطلاعات واقعی درباره رویداد را ارائه داد، بدون هیچ گونه جانبداری.