کتاب 'اینترچنج' فوق متوسط - واحد 8
در اینجا واژگان از واحد 8 کتاب درسی Interchange Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند «پشتکار»، «مخالفت کردن»، «رقابتی بودن» و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to, in, or at any place

هر جا, هر کجا
شما میتوانید هر جایی که دوست دارید در تئاتر بنشینید.
without restriction to a specific time

هروقت
او یک جغد شب است، بنابراین ممکن است هر زمان در طول شب به شما پیام بدهد.
an institution that offers higher education or specialized trainings for different professions

کالج
او به کالج میرود تا مدیریت بازرگانی بخواند.
a series of lessons or lectures on a particular subject

دوره (درسی), درس، کلاس
من دارم یک دوره آنلاین میگذرانم تا یک زبان جدید یاد بگیرم.
belonging to or following the methods or thoughts that are old as opposed to new or different ones

سنتی
او رویکرد سنتی به فرزندپروری دارد، اعتقاد به قوانین و روالهای محکم دارد.
to be present at a meeting, event, conference, etc.

شرکت کردن, حضور پیدا کردن
به عنوان یک حرفهای، ضروری است که در کنفرانسهای صنعت برای فرصتهای شبکهسازی شرکت کنید.
an official meeting where a group of people discuss a certain matter, which often continues for days

همایش, مذاکره
او تحقیقات خود را در یک کنفرانس علمی هفته گذشته ارائه داد.
a talk given to an audience about a particular subject to educate them, particularly at a university or college

ارائه علمی
او در یک سخنرانی درباره تاریخ مدرن اروپا شرکت کرد.
the certificate that is given to university or college students upon successful completion of their course

مدرک دانشگاهی
او با افتخار مدرک کارشناسی ارشد خود در مهندسی را بر دیوار دفترش به نمایش گذاشت.
to become something greater in quantity, importance, or size

گسترش یافتن, افزایش یافتن
با گذشت زمان، علایق او از ادبیات گسترش یافت تا فلسفه، هنر و موسیقی را نیز شامل شود.
a profession or a series of professions that one can do for a long period of one's life

شغل, حرفه
او یک حرفه موفق در امور مالی داشته است، برای شرکتهای سرمایهگذاری مختلف کار کرده است.
a way or track that is built or made by people walking over the same ground

راه, مسیر
او برف را از مسیر پارو کرد.
an act of raising someone to a higher rank or position

ترفیع
بعد از ارتقا، او شروع به رهبری جلسات تیم کرد.
doing an activity as a job and not just for fun

حرفهای
به عنوان یک موزیسین حرفهای، او به طور منظم در کنسرتها و رویدادها اجرا میکند.
a legal document that gives someone permission to do something, such as drive a car or practice a profession

مجوز, جواز
مجوز وکیل توسط کانون وکلای ایالتی صادر شد.
a document or official statement attesting to the fact that someone has met certain standards or requirements

گواهی, مدرک
something that explains an action or event

دلیل
کمبود شواهد تردید در مورد دلیل ناپدید شدن ناگهانی او ایجاد کرد.
the middle part or point of an area or object

مرکز
کیک یک مرکز پر از خامه داشت که خوشمزه بود.
the process that involves teaching and learning, particularly at a school, university, or college

تحصیل, آموزش
آموزش کلید باز کردن فرصتها برای رشد شخصی و حرفهای است.
to want or choose one person or thing instead of another because of liking them more

ترجیح دادن
بسیاری از مردم ترجیح میدهند غذاهای خانگی را به جای فست فود بخورند.
a teacher who gives lessons privately to one student or a small group

معلم خصوصی
معلم خصوصی به دانشآموز کمک کرد تا برای امتحانات ورودی دانشگاه آماده شود.
to think or believe that it is possible for something to happen or for someone to do something

گمان کردن, فکر کردن، انتظار داشتن
به عنوان یک مدیر، مهم است که به وضوح بیان کنید چه چیزی از تیم خود انتظار دارید.
used to emphasize a fact or the truth of a situation

در واقع, واقعاً، راستش
ساختمان قدیمی، که تصور میشد رها شده است، در واقع یک استودیوی هنری پررونق است.
to reconsider something, especially in order to make a decision about it or make modifications to it

بازبینی کردن, بازنگری کردن
مدیر پروژه بررسی خواهد کرد که آیا برای رعایت مهلت، نیاز به تنظیمات در جدول زمانی پیشنهادی وجود دارد یا خیر.
the desire to win or succeed in a contest or rivalry with others

رقابتطلبی, رقابتجویی
a subject of significance or interest to someone or something

دغدغه
ثبات مالی اغلب یک نگرانی برای حرفهایهای جوان است.
the act of working together toward a common goal

همکاری
همکاری بینالمللی برای رسیدگی به تغییرات آبوهوایی ضروری است.
the ability to use imagination in order to bring something new into existence

خلاقیت, ابتکار
the quality of persistently trying in spite of difficulties

پشتکار, استقامت
پشتکار دانشمند در مواجهه با شکستهای مکرر منجر به کشفی انقلابی شد.
the belief and trust in oneself and one's abilities

اعتمادبهنفس
اعتماد به نفس برای غلبه بر تردید به خود ضروری است.
the ability to control one's behavior and actions in order to achieve a goal or complete a task

تأدیب نفس, انضباط شخصی
او موفقیت تحصیلی خود را به انضباط شخصی نسبت داد، نه فقط به هوش.
willingness to accept behavior or opinions that are against one's own

بردباری, تحمل، طاقت
تحمل در یک محیط کار متنوع ضروری است تا اطمینان حاصل شود که همه احساس احترام و ارزشمندی میکنند.
any type of sports that include fighting which are especially originated in the Far East, such as judo, kung fu, etc.

هنرهای رزمی
بسیاری از هنرهای رزمی بر هر دو تمرین بدنی و انضباط ذهنی تأکید میکنند.
a specific amount of money set aside for a particular use

بودجه
او یک بودجه هفتگی برای خرید مواد غذایی تعیین کرد.
the amount of money spent to do or have something

هزینه
تعمیرات غیرمنتظره خودرو اغلب میتواند یک هزینه قابل توجه برای بسیاری از افراد باشد.
a unit of currency or coin used in several countries, equal to one hundredth of a dollar or pound

پنی, یک صدم دلار
من یک پنی دارم که در سال تولدم ضرب شده است.
something that you regularly do almost without thinking about it, particularly one that is hard to give up or stop doing

عادت
او عادت بدی دارد که ناخنهایش را میجود.
to be around something on all sides

احاطه کردن, محصور کردن
جزیره با آبهای زلال و شنهای سفید محصور شده است.
a number of objects scattered around in a messy and untidy way

خرتوپرت
او شلوغی را از روی پیشخوان آشپزخانه پاک کرد.
having or making little or no sound

ساکت, آرام
او روی پنجههای پا از خانه ساکت گذشت، مراقب که کسی را بیدار نکند.
in a way that continues without any pause

دائماً, بهطور مدام
او مدام در تلاش بود تا مهارتهایش را بهبود بخشد.
to say that something is the case without providing proof for it

ادعا کردن, مدعی شدن
برخی از پلتفرمهای آنلاین اغلب ادعا میکنند که محصولات معجزهآسای کاهش وزن مفید هستند.
to think that something is true without having proof or evidence

فرض کردن, پنداشتن
مردم اغلب بدون دانستن داستان کامل، بدترین را فرض میکنند.
in a way that cannot be avoided

لزوماً, الزاماً
برای قبولی در امتحان، مطالعه سختکوشانه ضرورتاً مهم است.
to form a decision or opinion based on what one knows

قضاوت کردن
او قبل از تصمیم گیری برای استخدام، صلاحیتهای نامزد را قضاوت میکند.
to go close or closer to something or someone

نزدیک شدن, نزدیک آمدن، جلو آمدن
دیشب پلیس با احتیاط به خانه مظنون نزدیک شد.
(of a person) interested in learning and knowing about things

کنجکاو
طبیعت کنجکاو او باعث شد تا کتابهایی در مورد طیف گستردهای از موضوعات بخواند.
used to show that something happened or is true, even though there was a difficulty or obstacle that might have prevented it

علیرغم, با وجود
علیرغم باران شدید، آنها تصمیم گرفتند به پیادهروی بروند.
to strongly disagree with a policy, plan, idea, etc. and try to prevent or change it

مخالفت کردن
او مخالفت کرد با مقررات جدید و استدلال کرد که آنها برای کسبوکارهای کوچک بسیار محدودکننده هستند.
similar in every detail and totally alike

همانند
دو نقاشی آنقدر مشابه هستند که حتی متخصصان هنر نیز در تشخیص تفاوت آنها مشکل دارند.
having so many things to do in a way that leaves not much free time

پرمشغله, گرفتار
ددلاین پروژه در حال نزدیک شدن است و تیم مشغول تمام کردن گزارشها و ارائهها است.
something that is greatly desired

آرزو, خواسته
او آرزوی یادگیری ده زبان را داشت، حتی اگر هرگز به آن نرسید.
a lawyer who represents someone in a court of law

وکیل
او با یک وکیل مشورت کرد تا در مسائل حقوقی مربوط به قرارداد به او کمک کند.
a player who is primarily responsible for defending their team's goal or territory, and preventing the opposing team from scoring

بازیکن مدافع
