کتاب 'اینترچنج' فوق متوسط - واحد 2 - بخش 2
اینجا شما واژگان از واحد 2 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "furthermore"، "counselor"، "stimulate"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an expert who advises people on their problems

مشاور
مشاور مالی به او کمک کرد تا یک بودجه و برنامه پسانداز برای دستیابی به اهداف مالی خود تهیه کند.
a person in charge of a movie or play who gives instructions to the actors and staff

کارگردان
کارگردان به دلیل توجه دقیق به جزئیات معروف بود.
an advanced student or graduate, usually in a medical field, who is being given practical training under supervision

کارآموز (پزشکی), انترن
او به عنوان کارآموز بیمارستان با شیفتهای طولانی دست و پنجه نرم میکرد.
the initial phase of medical training in which a graduate works under supervision in a hospital or clinic

دوره کارآموزی (پزشکی)
بیمارستان یک برنامه کارآموزی رقابتی برای پزشکان تازهفارغالتحصیل ارائه میدهد.
used to refer to a number, amount, or degree that is bigger or larger

بیشتر
بعد از بردن قهرمانی، تیم بیشتری شناخت میخواهد.
to a smaller amount, extent, etc. in comparison to a previous state or another thing or person

کمتر, تر
این جاده صبحها کمتر شلوغ است.
to the same extent or degree, used in comparisons to show equality or intensity

مثل, بهاندازه، طبق
شما باید به همان واضحی که صحبت میکنید بنویسید.
to examine or look for the differences between of two or more objects

مقایسه کردن
سرآشپز دوست دارد تکنیکهای مختلف پخت و پز را مقایسه کند تا طعمها را بهبود بخشد.
someone who is in charge of running a business or managing part or all of a company or organization

مدیر
مدیر تیم فوتبال آنها را به پیروزی در قهرمانی رساند.
someone who works in the government or a law-making organization

سیاستمدار
رأیدهندگان از سیاستمداران خود انتظار صداقت دارند.
a medical doctor who specializes in the treatment of mental illnesses or behavioral disorders

روانپزشک
مطب روانپزشک خدمات مشاورهای برای افرادی که پریشانی روانی را تجربه میکنند ارائه میدهد.
used to introduce additional information

علاوه بر این
رهبری جک الهامبخش موفقیت و سازگاری است؛ علاوه بر این، دیدگاه او پروژه را به جلو میبرد.
used to add a statement that contradicts what was just mentioned

اما
به آنها گفته شد که محصول گران است؛ با این حال، معلوم شد که کاملاً مقرونبهصرفه است.
a decision reached after thoroughly considering all relevant information

نتیجهگیری
نتیجهگیری کمیته تأیید سیاست جدید بود.
to go somewhere, particularly frequently or in large numbers

رفتن, سفر کردن
پس از راهاندازی جشنواره غذا، علاقهمندان به غذا از سراسر منطقه به شهر روی آوردند تا از لذتهای آشپزی لذت ببرند.
used in expressions to show that one thing happens right after another thing

بلافاصله بعد
the process of examining the similarities and differences between two or more things or people

سنجش, مقایسهکردن
مقایسه ایتالیایی و اسپانیایی نشان میدهد که آنها بسیاری از کلمات و ساختارهای دستوری مشابه را به اشتراک میگذارند.
to encourage or provoke a response, reaction, or activity

برانگیختن
هوای گرم رشد گیاهان در باغ را تحریک کرد.
someone who works with someone else, having the same job

همکار
همکار من پس از سالها کار سخت ترفیع گرفت.
to become covered or filled by water

آب گرفتن
بارانهای شدید باعث شد رودخانه روستاهای اطراف را غرقاب کند.
related to the game of billiards or designed for use in playing the game

مربوط به بازی بیلیارد, وابسته به بازی بیلیارد
a type of business activity that involves providing money or other resources, such as capital, to support economic transactions, investments, and other financial activities

تأمین مالی, تهیه بودجه
کسبوکارهای کوچک اغلب برای دسترسی به مالی مشکل دارند.
a personal belief or judgment that is not based on proof or certainty

نظر, عقیده
دانشآموزان نظرات خود را در مورد موضوع بیان کردند.
someone with whom one works

همکار
من اغلب از همکارم که سالها تجربه در صنعت دارد و همیشه حاضر به کمک است، مشورت میگیرم.
the extra money that we get, besides our salary, as a reward

پاداش
با پاداش پایان سال خود، او یک ماشین جدید خرید.
a place where people do scientific experiments, manufacture drugs, etc.

آزمایشگاه
دانشمندان مواد غذایی در آزمایشگاهها کار میکنند تا محصولات غذایی جدید را توسعه دهند و استانداردهای ایمنی مواد غذایی را بهبود بخشند.
concerning or involving the study of plants, their structure, genetics, classification, etc.

مربوط به گیاهشناسی
پزشکی گیاهی از درمانهای مبتنی بر گیاه برای اهداف مختلف سلامتی استفاده میکند.
boring and repetitive, often causing frustration or weariness due to a lack of variety or interest

خستهکننده, کسلکننده
مرتب کردن به هم ریختگی در اتاق زیر شیروانی به عنوان یک تلاش خسته کننده و زمان بر ثابت شد.
extremely comfortable, elegant, and often made with high-quality materials or features

مجلل, لوکس، پرتجمل
او از یک سبک زندگی پرزرق و برق لذت میبرد، با جتهای خصوصی سفر میکرد و در هتلهای پنج ستاره اقامت داشت.
to express your annoyance, unhappiness, or dissatisfaction about something

شكايت كردن, گله کردن
به جای شکایت از آب و هوا، سارا تصمیم گرفت از روز بارانی نهایت استفاده را ببرد و در خانه ماند و کتاب خواند.
a situation that has fewer or no benefits over another, which makes succeeding difficult

اشکال, کاستی، عیب، ایراد، ضرر
بودجه کوچک شرکت آن را در ضرر در بازار رقابتی قرار داد.
someone who prepares news to be broadcast or writes for newspapers, magazines, or news websites

روزنامهنگار, خبرنگار
روزنامهنگار ماهها برای مقالهاش تحقیق کرد.
an expert who is employed to check or work with technical equipment or machines

متخصص فنی, تکنیسین
تکنسین دستگاهها را برای اطمینان از اندازهگیریهای دقیق کالیبره کرد.
