کتاب 'اینترچنج' فوق متوسط - واحد ۱۱
اینجا شما واژگان از واحد 11 در کتاب درسی Interchange Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بحثانگیز"، "آیین"، "خرابکاری" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a formal or traditional act performed for a specific purpose, often in religious or cultural ceremonies

مراسم, آداب
جنگجویان در یک مراسم پیروزی پس از نبرد شرکت کردند.
so memorable that being forgotten is impossible

فراموشنشدنی
لحظه فراموشنشدنی وقتی که برای اولین بار ملاقات کردند، برای همیشه در خاطراتشان حک شد.
a social event where a person stays overnight at someone else's house, usually for fun

خوابیدن در خانه شخص دیگر
بعد از شب مانی, همه موافقت کردند که هر ماه یک بار این کار را انجام دهند.
a brief or intense romantic infatuation

علاقه, خاطرخواهی
او هر وقت معشوق خود را میدید، سرخ میشد.
a journey that you take for fun or a particular reason, generally for a short amount of time

سفر
او برای خرید چند مورد ضروری به یک سفر خرید سریع به مرکز خرید رفت.
a feeling of great distress or sadness

دلشکستگی
باخت در مسابقه قهرمانی در ثانیههای پایانی یک لحظه دلشکسته برای تیم و هوادارانشان بود.
not fully developed mentally or emotionally, often resulting in behaviors or reactions that are childish

نابالغ
او متوجه شد که واکنشش نابالغ بود و به خاطر طغیانش عذرخواهی کرد.
an expression of joy or approval offered to someone to acknowledge their achievement, success, or good fortune

تبریک
مربی تبریکات خود را به تیم پس از پیروزی سختکوشانهشان ارائه داد.
our sister or brother's son, or the son of our husband or wife's siblings

خواهرزاده یا برادرزاده (مرد)
عموی مغرور برادرزاده تازه متولد شده خود را در آغوش گرفت.
the obligation to perform a particular duty or task that is assigned to one

مسئولیت
والدین مسئولیت فراهم کردن محیطی امن و پرورشدهنده برای فرزندان خود را دارند.
able to do things as one wants without needing help from others

مستقل
اندیشمند مستقل، خرد متعارف را به چالش میکشد و راه خود را در زندگی میسازد.
at an earlier point in time

قبلاً
شما قبلاً این سوال را از من پرسیدهاید قبلاً.
at a later time

بعد از, پس از
آنها به یک شهر جدید نقل مکان کردند و خیلی زود بعد از آن ازدواج کردند.
for one single time

یکبار, یکمرتبه
او یک بار روی یخ لیز خورد اما خودش را گرفت.
a very short period of time

لحظه
ما یک لحظه زیبا را در تماشای غروب آفتاب تقسیم کردیم.
used to show that something continues or lasts up to a specific point in time and often not happening or existing after that time

تا
آنها بسکتبال تمرین کردند تا بهتر شدند.
an event or stage that has a very important impact on the progress of something

نقطه عطف, رویداد یا مرحله مهم
قانون جدید نقطه عطفی در تلاشهای حفاظت از محیط زیست است.
to leave your job and stop working, usually on reaching a certain age

بازنشسته شدن
بسیاری از مردم مشتاقانه منتظر روزی هستند که بتوانند بازنشسته شوند.
a legal document that gives someone permission to do something, such as drive a car or practice a profession

مجوز, جواز
رستوران مجوز فروش مشروبات الکلی خود را به دلیل سرو الکل به افراد زیر سن قانونی از دست داد.
only relating or belonging to one person

شخصی, خصوصی
استودیوی هنرمند پر از آثار هنری شخصی و پروژههای خلاقانه بود.
serving to identify or distinguish something or someone

کلیشهای, همیشگی
trying or wishing to gain great success, power, or wealth

جاهطلب, بلندپرواز
طبیعت جاهطلبانه او باعث شد تا پروژههای چالشبرانگیزی را بپذیرد که دیگران غیرممکن میدانستند، بارها و بارها تواناییهای خود را ثابت کرد.
(of a person) ready to argue and often arguing

جدلی, استدلالی
علیرغم تمایلات بحثانگیز او، به خاطر مهارتهای تفکر انتقادیاش مورد احترام بود.
having a relaxed, worry-free nature

بیخیال, سبکبار
آنها تابستانی بیدغدغه را با سفر در سراسر اروپا گذراندند.
able to be relied on to do what is needed or asked of

قابلاطمینان
معلم قابل اعتماد حمایت و راهنمایی مداوم را به دانشآموزان ارائه میدهد.
lacking experience and wisdom due to being young

سادهلوح, بیتجربه، ساده
خوشبینی سادهلوحانه او درباره آینده دلنشین بود، اما گاهی با توجه به واقعیتهای سخت زندگی غیرواقعی بود.
based on reasonable and practical considerations rather than theory

عملی
در مواجهه با یک مشکل پیچیده، مهندس یک راهحل عملگرا پیشنهاد کرد که هم کارایی و هم امکانپذیری را در نظر میگرفت.
(of a person) resistant to authority or control, often challenging established norms or rules

سرکش, یاغی
کارمند سرکش در برابر سیاستهای محدودکننده شرکت مقاومت کرد و از ترتیبات کاری انعطافپذیرتر دفاع کرد.
having refined taste, elegance, and knowledge of complex matters

باهوش و آگاه
دیپلمات پیچیده با سهولت در مذاکرات پیچیده حرکت کرد.
deeply knowledgeable and experienced and capable of giving good advice or making good decisions

عاقل
توجه به هشدارهای بزرگان خردمند میتواند به جلوگیری از دامها و پشیمانیهای احتمالی در زندگی کمک کند.
the initial phase of medical training in which a graduate works under supervision in a hospital or clinic

دوره کارآموزی (پزشکی)
بیمارستان یک برنامه کارآموزی رقابتی برای پزشکان تازهفارغالتحصیل ارائه میدهد.
neglecting one's duties or obligations, often causing harm or inconvenience to others

بیخیال, بیمسئولیت
استفاده بیمسئولیت از منابع طبیعی منجر به تخریب محیط زیست در منطقه شد.
a letter or number given by a teacher to show how a student is performing in class, school, etc.

نمره
دانشآموزان با اشتیاق منتظر کارنامههای خود بودند تا نمرات نهایی خود را ببینند.
added or extra to what is already present or available

اضافی
او برای بررسی قرارداد قبل از امضا، زمان اضافی درخواست کرد.
something that a person says or writes that shows they regret what they did to someone

عذرخواهی, پوزش
پس از فهمیدن اشتباهش، به همکارش عذرخواهی صادقانهای کرد.
to try to find information in a dictionary, computer, etc.

جستجو کردن (در لغتنامه و غیره)
شما باید کلمه را جستجو کنید تا دایره واژگان خود را بهبود بخشید.
a piece of writing that briefly analyzes or discusses a specific subject

مقاله
روزنامه یک مقاله منتشر کرد که سیاستهای دولت را مورد انتقاد قرار میداد.
a small, round object, usually made of plastic or metal, sewn onto a piece of clothing and used for fastening two parts together

دکمه
ژاکت سه دکمه در جلو برای بستن دارد.
an unexpected and unpleasant event that happens by chance, usually causing damage or injury

حادثه, اتفاق
علیرغم رعایت احتیاط، حوادث هنوز هم میتوانند در محل کار رخ دهند.
to say that a person or group has done something wrong

متهم کردن
معترضان دولت را به نادیده گرفتن خواستههایشان متهم کردند.
a desired outcome that guides one's plans or actions

هدف
یافتن هدف خود در زندگی اغلب شامل دروننگری و درک علایق و ارزشهای فرد است.
in the direction of a particular person or thing

بهسوی, بهطرف
او به سمت کتابخانه راه افتاد تا کتابهایش را پس بدهد.
a wrong move or act

خطا, اشتباه
کمیته یک اشتباه در گزارش مالی پیدا کرد که منجر به حسابرسی شد.
up to now or the time stated

هنوز
بلیطهای کنسرت هنوز موجود هستند.
to cause injury or physical pain to yourself or someone else

آسیب رساندن, آسیب زدن، اذیت کردن
او در حال دویدن بود و عضله ران خود را آسیب زد.
in a way that is easily understandable or noticeable

بهطور مشخص, آشکارا
کیک نیمه خورده بود، بنابراین واضح است که کسی قبلاً یک برش را لذت برده بود.
an electrical device that is used to stop or control the flow of current in a circuit in case it is too strong

فیوز برق
خانههای مدرن اغلب به جای فیوزها از قطعکنندههای مدار استفاده میکنند.
to present or propose something to someone

ارائه کردن, پیشنهاد دادن
او با سخاوت وقت و تخصص خود را برای راهنمایی کارآفرینان مشتاق پیشنهاد داد.
to regain complete health after a period of sickness or injury

بهبود یافتن, دوره نقاهت را گذراندن (بعد از بیماری)
با درمان مناسب، بسیاری از افراد میتوانند از چالشهای سلامت روان بهبود یابند.
to intentionally damage or undermine something, often for personal gain or as an act of protest or revenge

عامدانه تخریب کردن, کارشکنی کردن
خرابکاری در موفقیت خود با تعلل بیثمر است.
needed to be done for a particular reason or purpose

ضروری, لازم
داشتن ابزارهای مناسب برای تکمیل پروژه به صورت کارآمد ضروری است.
expressing a genuine or sincere emotion, feeling, or thought

صمیمانه, خالصانه، از صمیم قلب
achieving the intended or desired result

مؤثر, مفید
استفاده روزانه از کرم ضد آفتاب یک راه موثر برای محافظت از پوست در برابر آسیب های خورشید است.
the crime of demanding money or benefits from someone by threatening to reveal secret or sensitive information about them

باجگیری, اخاذی
پلیس تحقیقاتی را درباره یک مورد اخاذی شامل نامههای تهدیدآمیز ارسال شده به یک سیاستمدار محلی آغاز کرد.
a conversation with someone about a serious subject

مباحثه, مناظره
بحث درباره قانون پیشنهادی ساعتها طول کشید.
to stop being angry or blaming someone for what they have done, and to choose not to punish them for their mistakes or flaws

بخشیدن
سال گذشته، خانواده بخشیدند به خویشاوند خود برای خطاهای گذشته.
