معماری و ساخت‌وساز - اسم های مرتبط با معماری و ساخت و ساز

در اینجا شما برخی از اسامی انگلیسی مربوط به معماری و ساخت و ساز مانند "تسهیلات"، "چیدمان" و "ملک" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
engineering [اسم]
اجرا کردن

مهندسی

Ex:

مهندسی عمران بر ساخت جاده‌ها، پل‌ها و زیرساخت‌ها تمرکز دارد.

plan [اسم]
اجرا کردن

نقشه (ترسیم‌شده)

Ex: The builder followed the plan of the house to ensure accurate construction .

سازنده طرح خانه را دنبال کرد تا ساخت و ساز دقیق را تضمین کند.

facility [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex:

تسهیلات تحقیقاتی شامل آزمایشگاه‌ها و دفترهایی برای دانشمندان و محققان است.

infill [اسم]
اجرا کردن

پُرکردن فضای خالی در مناطق شهری

Ex: By focusing on infill , the city aims to create more walkable and connected communities within the existing urban fabric .

با تمرکز بر پر کردن، شهر قصد دارد جوامعی قابل پیاده‌روی و متصل درون بافت شهری موجود ایجاد کند.

floor plan [اسم]
اجرا کردن

نقشه ساختمان

Ex: A well-designed floor plan can make a small apartment feel much larger and more functional .

یک پلان طبقه خوب طراحی شده می‌تواند باعث شود یک آپارتمان کوچک بسیار بزرگ‌تر و کاربردی‌تر به نظر برسد.

inlay [اسم]
اجرا کردن

هنر تزئین با چوب یا فلز

layout [اسم]
اجرا کردن

طرح‌بندی

Ex: The graphic designer experimented with different layouts for the website , focusing on user experience and accessibility .

طراح گرافیک با چیدمان‌های مختلف برای وب‌سایت آزمایش کرد، با تمرکز بر تجربه کاربری و دسترسی.

hovel [اسم]
اجرا کردن

آلونک

Ex: The artist found inspiration in the rustic charm of the hovel , capturing its essence in her latest painting .

هنرمند در جذابیت روستایی کلبه الهام گرفت و جوهر آن را در آخرین نقاشی خود به تصویر کشید.

property [اسم]
اجرا کردن

ملک

Ex: Property values in the city have been steadily increasing due to high demand and limited supply .

ارزش ملک در شهر به دلیل تقاضای بالا و عرضه محدود به طور پیوسته در حال افزایش است.

habitation [اسم]
اجرا کردن

محل سکونت

Ex: They built a modest habitation in the forest to live closer to nature .
place [اسم]
اجرا کردن

محل سکونت

Ex: They 're renovating their place to add an extra bedroom .

آنها در حال بازسازی جای خود هستند تا یک اتاق خواب اضافه کنند.

summer [اسم]
اجرا کردن

تیر افقی شومینه

اجرا کردن

طراحی پارامتریک

Ex: Parametric design allowed the team to optimize the building 's energy efficiency by adjusting the window sizes and placement based on sunlight exposure .

طراحی پارامتریک به تیم اجازه داد تا با تنظیم اندازه و جایگاه پنجره‌ها بر اساس میزان نور خورشید، بهینه‌سازی مصرف انرژی ساختمان را انجام دهد.

اجرا کردن

منطقه‌گرایی انتقادی

Ex: The design of the house followed the principles of critical regionalism , using natural stone and wood to blend with the rural setting .

طراحی خانه از اصول منطقه‌گرایی انتقادی پیروی کرد، با استفاده از سنگ طبیعی و چوب برای ترکیب با محیط روستایی.

landmark [اسم]
اجرا کردن

بنای تاریخی

Ex: The Taj Mahal in India , with its stunning white marble architecture , is a universally recognized landmark .

تاج‌محل در هند، با معماری خیره‌کننده‌ی مرمر سفیدش، یک نشانه جهانی شناخته‌شده است.

ruin [اسم]
اجرا کردن

خرابه

Ex: They took photographs of the beautiful ruins in the sunset .

آنها از ویرانه‌های زیبا در غروب عکس گرفتند.

demolition [اسم]
اجرا کردن

تخریب

Ex: He watched the controlled demolition from a safe distance .

او تخریب کنترل شده را از فاصله ایمنی تماشا کرد.

اجرا کردن

بازسازی

Ex: After the refurbishment , the restaurant had a more modern and inviting atmosphere .

پس از بازسازی، رستوران فضایی مدرن‌تر و دعوت‌کننده‌تر داشت.

اجرا کردن

*جنبش خانه کوچک

Ex: Many people in the tiny-house movement value the freedom of living in a smaller , more mobile home .

بسیاری از افراد در جنبش خانه‌های کوچک آزادی زندگی در خانه‌ای کوچکتر و متحرک‌تر را ارزشمند می‌دانند.

abuttal [اسم]
اجرا کردن

مجاورت

Ex: The property ’s fence is in abuttal with the neighbor ’s garden .

حصار ملک با باغ همسایه همجوار است.

اجرا کردن

الگوی هرینگبون

Ex: She decided to use a herringbone pattern for the new area rug , creating a stylish focal point in the center of the room .

او تصمیم گرفت از الگوی هرینگبون برای فرش جدید استفاده کند، که یک نقطه کانونی شیک در مرکز اتاق ایجاد می‌کند.

firetrap [اسم]
اجرا کردن

ساختمان مستعد آتش‌سوزی

Ex: The crowded nightclub had no clear escape plan , making it a firetrap that concerned safety inspectors .

باشگاه شبانه شلوغ هیچ برنامه فرار مشخصی نداشت، که آن را به یک تله آتش تبدیل کرد که بازرسان ایمنی را نگران کرد.

conduit [اسم]
اجرا کردن

مجرای ارتباطی

Ex: The conduit made of flexible plastic was chosen for the project because it could easily bend around corners and obstacles .

کانال ساخته شده از پلاستیک انعطاف‌پذیر برای پروژه انتخاب شد زیرا می‌توانست به راحتی در اطراف گوشه‌ها و موانع خم شود.

اجرا کردن

خانه مجردی

Ex: She was impressed by how well he had set up his bachelor pad , despite it being so small .

او تحت تأثیر این قرار گرفت که چقدر خوب آپارتمان مجردی خود را چیده بود، با وجود اینکه خیلی کوچک بود.