رسانه و ارتباطات - روزنامه و مجله

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به روزنامه ها و مجلات مانند "feature"، "column" و "gazette" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
feature [اسم]
اجرا کردن

مقاله (روزنامه و مجله)

Ex: The travel magazine published a feature on hidden gems in Europe .

مجله مسافرتی یک مقاله ویژه درباره گنجینه‌های پنهان در اروپا منتشر کرد.

column [اسم]
اجرا کردن

ستون (نوشتاری)

Ex: He writes a column about technology every month .

او هر ماه یک ستون درباره فناوری می‌نویسد.

اجرا کردن

ستون مشاوره (روزنامه، مجله و غیره)

Ex: I always look forward to the advice column because it offers practical solutions to everyday problems .
اجرا کردن

ستون شایعات (درمورد افراد مشهور)

Ex: The gossip column reported that the singer had been spotted at a fancy restaurant with a mystery date .

ستون شایعات گزارش داد که خواننده در یک رستوران مجلل با یک قرار ملاقات مرموز دیده شده است.

اجرا کردن

ستون تبلیغات شخصی (روزنامه)

Ex: They found a small ad in the personal column offering a used car for sale .

آنها یک آگهی کوچک در ستون شخصی پیدا کردند که یک ماشین دست دوم برای فروش ارائه می‌داد.

dispatch [اسم]
اجرا کردن

گزارش (رسمی)

Ex: His dispatch provided crucial insights into the humanitarian crisis unfolding overseas .

گزارش او بینش‌های حیاتی در مورد بحران انسانی که در خارج از کشور در حال وقوع است ارائه داد.

editorial [اسم]
اجرا کردن

سرمقاله

Ex:

بخش سرمقاله روزنامه اغلب نویسندگان مهمان را به نمایش می‌گذارد.

horoscope [اسم]
اجرا کردن

طالع‌نامه (بر اساس علم نجوم)

review [اسم]
اجرا کردن

نشریه انتقادی

Ex: She regularly writes for a cultural review .

او به طور منظم برای یک مرور فرهنگی می‌نویسد.

sidebar [اسم]
اجرا کردن

ستون فرعی

Ex: The sidebar highlighted key statistics and data relevant to the main story , providing readers with a quick overview .

نوار کناری آمار و داده‌های کلیدی مرتبط با داستان اصلی را برجسته کرد و به خوانندگان یک نمای کلی سریع ارائه داد.

اجرا کردن

فصل اخبار کم‌ارزش

Ex: The newspapers were full of gossip and celebrity updates ; it was clearly the silly season .

روزنامه‌ها پر از شایعات و به‌روزرسانی‌های افراد مشهور بودند؛ به وضوح فصل احمقانه بود.

press [اسم]
اجرا کردن

مطبوعات

Ex: After the announcement , the press was quick to report on the reactions .
stop press [اسم]
اجرا کردن

خبر فوری

Ex: The newspaper 's website posted a stop press alert , directing readers to the latest updates on the developing story .

وبسایت روزنامه یک هشدار stop press منتشر کرد، خوانندگان را به آخرین به‌روزرسانی‌ها در مورد داستان در حال توسعه هدایت می‌کند.

broadsheet [اسم]
اجرا کردن

روزنامه قطع بزرگ

Ex: The broadsheet 's arts section reviewed the latest exhibitions and cultural events in the city .

بخش هنری روزنامه جدی آخرین نمایشگاه‌ها و رویدادهای فرهنگی شهر را مرور کرد.

cartoon [اسم]
اجرا کردن

کاریکاتور

Ex: She collects cartoons that reflect political and social issues .

او کاریکاتورهایی را جمع‌آوری می‌کند که مسائل سیاسی و اجتماعی را منعکس می‌کنند.

اجرا کردن

دو صفحه میانی (روزنامه و مجله)

Ex: The restaurant ’s ad took up the entire center spread of the food magazine this month .

تبلیغ رستوران تمام صفحه وسط مجله غذایی این ماه را به خود اختصاص داد.

circulation [اسم]
اجرا کردن

تیراژ

Ex: The magazine has a circulation of 200,000 .

مجله تیراژ 200,000 نسخه دارد.

clipping [اسم]
اجرا کردن

بریده (روزنامه و مجله)

Ex: She carefully added the latest clipping to her scrapbook , documenting memorable moments and achievements .

او با دقت آخرین بریده روزنامه را به آلبومش اضافه کرد، لحظات به یاد ماندنی و دستاوردها را مستند کرد.

column inch [اسم]
اجرا کردن

واحد اندازه‌گیری فضای تبلیغاتی

Ex: The editor asked the writer to shorten the piece to fit within three column inches .

ویراستار از نویسنده خواست که مطلب را کوتاه کند تا در سه اینچ ستون جای بگیرد.

daily [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The trial 's progress was documented in the city 's leading daily .

پیشرفت محاکمه در روزنامه پیشرو شهر ثبت شد.

weekly [اسم]
اجرا کردن

هفته‌نامه

Ex:

مجله خبری هفتگی خلاصه‌ای جامع از رویدادهای جهانی ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

روزنامه عصر

Ex: He picked up the evening paper on his way home to see the latest sports scores .

او روزنامه عصر را در راه خانه برداشت تا آخرین نتایج ورزشی را ببیند.

front page [اسم]
اجرا کردن

صفحه اول (روزنامه)

Ex: The front page of the magazine showcased the latest fashion trends .
gazette [اسم]
اجرا کردن

مجله رسمی

Ex: The historical society maintains archives of old gazettes , providing valuable insights into the past .

انجمن تاریخی آرشیو روزنامه‌های رسمی قدیمی را حفظ می‌کند که بینش ارزشمندی از گذشته ارائه می‌دهد.

headline [اسم]
اجرا کردن

تیتر

Ex: The headline highlighted the economic crisis , urging readers to turn to the inside pages for detailed coverage .

تیتر بحران اقتصادی را برجسته کرد و از خوانندگان خواست برای پوشش دقیق به صفحات داخلی مراجعه کنند.

masthead [اسم]
اجرا کردن

سرصفحه ثابت (روزنامه یا مجله)

Ex: The masthead also included the publication 's contact information , website URL , and social media handles .

سربرگ همچنین شامل اطلاعات تماس نشریه، آدرس وب سایت و شناسه‌های شبکه‌های اجتماعی بود.

obituary [اسم]
اجرا کردن

آگهی تسلیت

Ex: The obituary included details about the funeral arrangements and memorial service for those wishing to pay their respects .

اطلاعیه درگذشت شامل جزئیاتی درباره ترتیب‌های تدفین و مراسم یادبود برای کسانی بود که مایل به ادای احترام بودند.

offprint [اسم]
اجرا کردن

چاپ مجزا

Ex: The professor shared offprints of his latest research findings with students interested in the topic .

پروفسور پرینت‌های جداگانه از آخرین یافته‌های تحقیقاتی خود را با دانشجویان علاقه‌مند به موضوع به اشتراک گذاشت.

op-ed [اسم]
اجرا کردن

بخش نظرات روزنامه

Ex: The op-ed argued for the need to address climate change through bold policy initiatives and collective action .

مقاله نظر برای نیاز به مقابله با تغییرات آب و هوایی از طریق ابتکارات سیاستی جسورانه و اقدام جمعی استدلال کرد.

organ [اسم]
اجرا کردن

نشریه یک حزب یا سازمان

Ex: The environmental group 's organ advocates for conservation efforts , environmental policies , and sustainable practices .

ارگان گروه محیط زیست از تلاش‌های حفاظتی، سیاست‌های محیط زیستی و شیوه‌های پایدار دفاع می‌کند.

pull-out [اسم]
اجرا کردن

بخش جداشدنی روزنامه یا مجله

Ex: The kids were excited to see the comic strip pull-out included in the magazine this month .

بچه‌ها از دیدن ضمیمه موجود در مجله این ماه هیجان‌زده بودند.

اجرا کردن

روزنامه زرد

Ex: She picked up a scandal sheet to see the latest gossip about the royal family .

او یک روزنامه رسوایی برداشت تا آخرین شایعات درباره خانواده سلطنتی را ببیند.

supplement [اسم]
اجرا کردن

پیوست

Ex: The sports supplement is popular among readers who enjoy in-depth coverage of games , matches , and athlete profiles .

ضمیمه ورزشی در بین خوانندگانی که از پوشش عمیق بازی‌ها، مسابقات و پروفایل ورزشکاران لذت می‌برند محبوب است.

tabloid [اسم]
اجرا کردن

روزنامه نیم‌قطع

Ex: The tabloid 's front page featured a shocking exposé about a politician 's personal life .

صفحه اول روزنامه زرد یک افشاگری تکان دهنده درباره زندگی شخصی یک سیاستمدار را منتشر کرده بود.

publication [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: He subscribes to several business publications to stay updated .

او به چندین انتشارات تجاری مشترک می‌شود تا به‌روز بماند.

اجرا کردن

مجله آگهی های طبقه بندی شده

Ex: I like browsing through the classified magazine to see if there are any good deals .

من دوست دارم در مجله آگهی‌ها بگردم تا ببینم آیا پیشنهادهای خوبی وجود دارد یا نه.

اجرا کردن

روزنامه محلی

Ex: The local newspaper is covering a big story about the city ’s new recycling program .

روزنامه محلی در حال پوشش یک داستان بزرگ درباره برنامه جدید بازیافت شهر است.

newsprint [اسم]
اجرا کردن

کاغذ روزنامه

Ex: The advertisement was printed on cheap newsprint to keep costs low .

آگهی روی کاغذ روزنامه ارزان قیمت چاپ شد تا هزینه‌ها پایین نگه داشته شود.

byline [اسم]
اجرا کردن

کادر نام نویسنده

Ex: The editor decided to remove the byline from the article to maintain the publication 's editorial voice .

ویرایشگر تصمیم گرفت نام نویسنده را از مقاله حذف کند تا صدای تحریریه انتشار را حفظ کند.

journal [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: The business journal reported on the recent changes in market trends .

مجله تجاری در مورد تغییرات اخیر در روندهای بازار گزارش داد.

اجرا کردن

اشتراک

Ex: Digital subscriptions allow access to premium content .

اشتراک‌های دیجیتال امکان دسترسی به محتوای پریمیوم را فراهم می‌کنند.

rave [اسم]
اجرا کردن

مقاله تمجیدآمیز

Ex: The online review of the new art exhibition was a rave , praising the artists ' creativity and talent .

بررسی آنلاین نمایشگاه هنری جدید یک ستایش مشتاقانه بود که خلاقیت و استعداد هنرمندان را ستایش می‌کرد.

write-up [اسم]
اجرا کردن

نقد

Ex: The software company received a negative write-up in a tech blog , highlighting flaws in their latest product release .

شرکت نرم‌افزاری یک نوشته منفی در یک وبلاگ فناوری دریافت کرد که نقص‌های آخرین انتشار محصولشان را برجسته می‌کرد.

back issue [اسم]
اجرا کردن

نسخه قدیمی (روزنامه و مجله)

Ex: The newspaper website offers digital access to back issues dating back several decades .

وبسایت روزنامه دسترسی دیجیتالی به شماره‌های قدیمی که به چندین دهه قبل برمی‌گردد را ارائه می‌دهد.