واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - Transportation

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به حمل و نقل را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
platform [اسم]
اجرا کردن

سکو

Ex: The platform was well-lit and had seating for waiting passengers .

سکو به خوبی روشن بود و برای مسافران منتظر صندلی داشت.

route [اسم]
اجرا کردن

خط سفر (کشتی، هواپیما و ...)

Ex:

مسیر اتوبوس مرکز شهر را به حومه متصل می‌کند.

carriage [اسم]
اجرا کردن

کالسکه

Ex: She waved from the window of the carriage as it passed by the cheering crowd .

او از پنجره کالسکه دست تکان داد در حالی که از کنار جمعیت شادمان می‌گذشت.

tram [اسم]
اجرا کردن

تراموا

Ex: He caught the tram every morning to get to his office , enjoying the quick and quiet ride .

او هر صبح تراموا را می‌گرفت تا به دفترش برسد، از سفر سریع و آرام لذت می‌برد.

ferry [اسم]
اجرا کردن

فرابر (نوعی کشتی)

Ex: She enjoyed watching the waves from the deck of the ferry .

او از تماشای امواج از عرشه کشتی مسافربری لذت می‌برد.

fare [اسم]
اجرا کردن

کرایه

Ex: The fare from the city to the beach was quite reasonable .

کرایه از شهر به ساحل کاملاً معقول بود.

toll [اسم]
اجرا کردن

عوارض راه

Ex:
canoe [اسم]
اجرا کردن

قایق کانو

Ex: In some cultures , canoes have been traditionally crafted from wood or bark for centuries .

در برخی فرهنگ‌ها، قایق‌های باریک به طور سنتی از چوب یا پوست درخت برای قرن‌ها ساخته شده‌اند.

rush hour [اسم]
اجرا کردن

ساعت شلوغی

Ex: They decided to take public transportation to avoid the stress of driving during rush hour .

آنها تصمیم گرفتند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند تا از استرس رانندگی در ساعات شلوغی جلوگیری کنند.

to pull out [فعل]
اجرا کردن

ایستگاه را ترک کردن (قطار)

Ex: He missed his stop because he dozed off , waking up only after the bus had pulled out .

او ایستگاهش را از دست داد چون چرت زد، و فقط بعد از اینکه اتوبوس حرکت کرد بیدار شد.

to swerve [فعل]
اجرا کردن

ناگهان تغییر مسیر دادن

Ex: Riding through a mountain road , the motorcyclist had to swerve several times to navigate the curves safely .

در حال رانندگی در جاده کوهستانی، موتورسوار مجبور شد چندین بار منحرف شود تا پیچ‌ها را با ایمنی طی کند.

to steer [فعل]
اجرا کردن

هدایت کردن

Ex: The young driver learned to steer the car smoothly .

راننده جوان یاد گرفت که ماشین را به آرامی هدایت کند.

to wheel [فعل]
اجرا کردن

یک جسم چرخدار را حرکت دادن

Ex: Airport staff will wheel passengers in wheelchairs to their departure gates .

کارکنان فرودگاه مسافران را با ویلچر به سمت دروازه‌های پروازشان هل خواهند داد.

to run over [فعل]
اجرا کردن

زیر گرفتن

Ex: The driver swerved to avoid running over the family of ducks crossing the road .

راننده برای جلوگیری از زیر گرفتن خانواده اردک‌هایی که از جاده عبور می‌کردند، پیچید.

to board [فعل]
اجرا کردن

سوار شدن (کشتی، هواپیما و غیره)

Ex: The tour guide informed the group that it was time to board the tour bus for the city exploration .

راهنمای تور به گروه اطلاع داد که وقت آن است که برای کاوش در شهر سوار اتوبوس تور شوند.

اجرا کردن

تست کردن (عملکرد یک وسیله نقلیه)

to dock [فعل]
اجرا کردن

به اسکله بستن

Ex: The crew worked together to dock the cargo ship .

خدمه با هم همکاری کردند تا کشتی باری را به اسکله ببندند.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی