کلمات عمومی آیلتس برای "حمل و نقل"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به حمل و نقل را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
platform [اسم]
اجرا کردن

سکو

Ex: She stood at the edge of the platform , watching the incoming train .

او در لبه سکو ایستاده بود و به قطار ورودی نگاه می‌کرد.

route [اسم]
اجرا کردن

خط سفر (کشتی، هواپیما و ...)

Ex: The airline launched a new route to Tokyo last month .

شرکت هواپیمایی ماه گذشته یک مسیر جدید به توکیو راه‌اندازی کرد.

carriage [اسم]
اجرا کردن

کالسکه

Ex: In the 19th century , carriages were a common mode of transportation for wealthy families .

در قرن نوزدهم، کالسکهها وسیله‌ای رایج برای حمل و نقل خانواده‌های ثروتمند بودند.

tram [اسم]
اجرا کردن

تراموا

Ex: Tourists loved riding the historic tram , which offered a scenic tour of the downtown area .

گردشگران عاشق سوار شدن بر تراموای تاریخی بودند که توری پانوراما از مرکز شهر ارائه می‌داد.

ferry [اسم]
اجرا کردن

فرابر (نوعی کشتی)

Ex: The ferry ride offered stunning views of the coastline .

سفر با قایق مناظر خیره‌کننده‌ای از خط ساحلی ارائه می‌داد.

fare [اسم]
اجرا کردن

کرایه

Ex: She checked the fare on the ride-hailing app before confirming her trip .

او قبل از تأیید سفرش، کرایه را در برنامه درخواست خودرو بررسی کرد.

toll [اسم]
اجرا کردن

عوارض راه

Ex: The new highway introduced electronic tolls .

بزرگراه جدید عوارض الکترونیکی را معرفی کرد.

fork [اسم]
اجرا کردن

دوراهی

Ex: The river 's fork created a small island between the streams .

انشعاب رودخانه یک جزیره کوچک بین جریان‌ها ایجاد کرد.

canoe [اسم]
اجرا کردن

قایق کانو

Ex: The canoe glided silently through the marshlands , allowing them to observe wildlife up close .

قایق بی صدا از میان مرداب ها لغزید و به آنها اجازه داد تا حیات وحش را از نزدیک مشاهده کنند.

rush hour [اسم]
اجرا کردن

ساعت شلوغی

Ex: The highway was congested during rush hour , causing a long delay for commuters .

بزرگراه در ساعات شلوغی ترافیک بود و باعث تاخیر طولانی برای مسافران شد.

to pull out [فعل]
اجرا کردن

ایستگاه را ترک کردن (قطار)

Ex: As I reached the platform , the bus had already pulled out .

همان‌طور که به سکو رسیدم، اتوبوس قبلاً حرکت کرده بود.

to swerve [فعل]
اجرا کردن

ناگهان تغییر مسیر دادن

Ex: The cyclist skillfully swerved to the left to navigate around a pothole in the bike lane .

دوچرخه‌سوار با مهارت به چپ پیچید تا از یک چاله در مسیر دوچرخه عبور کند.

to steer [فعل]
اجرا کردن

هدایت کردن

Ex: The captain skillfully steered the ship through the narrow channel .

کاپیتان با مهارت کشتی را از میان کانال باریک هدایت کرد.

to wheel [فعل]
اجرا کردن

یک جسم چرخدار را حرکت دادن

Ex: Visitors to the museum can wheel their luggage on provided carts for convenience .

بازدیدکنندگان موزه می‌توانند برای راحتی، چمدان‌های خود را روی چرخ‌دستی‌های ارائه شده حرکت دهند.

to run over [فعل]
اجرا کردن

زیر گرفتن

Ex: The careless driver ran over the pedestrian 's foot at the crosswalk , causing injury .

راننده بی‌احتیاط پای عابر پیاده را در محل عبور عابر زیر گرفت و باعث آسیب شد.

to service [فعل]
اجرا کردن

تعمیر کردن

Ex: The technician serviced the air conditioner .

تکنسین کولر گازی را سرویس کرد.

to board [فعل]
اجرا کردن

سوار شدن (کشتی، هواپیما و غیره)

Ex: The conductor announced that it was time to board the train .

راهنما اعلام کرد که زمان سوار شدن به قطار فرا رسیده است.

اجرا کردن

تست کردن (عملکرد یک وسیله نقلیه)

to dock [فعل]
اجرا کردن

به اسکله بستن

Ex: The harbor master guided the fishing trawler into the designated spot and told the crew to dock the vessel .

رئیس بندر ترالر ماهیگیری را به محل تعیین شده هدایت کرد و به خدمه گفت که کشتی را لنگر بیاندازند.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ منحصر به فرد بودن جامعه Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسانی صفات اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات شخصیتی تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تأیید پشیمانی و غم اقدامات رابطه‌ای اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری سرگرمی‌ها و روال‌ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش‌های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و جنسیت
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای اظهار نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تناوب قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی