واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - Measurement

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اندازه‌گیری را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک پایه آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
size [اسم]
اجرا کردن

اندازه

Ex: The size of the pizza is 12 inches in diameter .

اندازه پیتزا 12 اینچ قطر دارد.

dimension [اسم]
اجرا کردن

بُعد

Ex: The artist meticulously considered the dimensions of the canvas before starting her painting .

هنرمند پیش از شروع نقاشی‌اش، ابعاد بوم را به دقت در نظر گرفت.

degree [اسم]
اجرا کردن

درجه

Ex: The compass needle pointed towards 270 degrees , indicating west .

سوزن قطب نما به سمت 270 درجه اشاره کرد که نشان‌دهنده غرب بود.

rate [اسم]
اجرا کردن

میزان

Ex: The dropout rate among students in the first year of college is a concern for educators .

نرخ ترک تحصیل در بین دانشجویان سال اول دانشگاه نگرانی برای مربیان است.

space [اسم]
اجرا کردن

فضا

Ex:

باغ فضای باز زیادی برای بازی کودکان داشت.

statistic [اسم]
اجرا کردن

آمار

Ex:

درک آمار برای تفسیر صحیح نتایج نظرسنجی‌ها مهم است.

distance [اسم]
اجرا کردن

فاصله

Ex:

آنها برای چندین سال یک رابطه دور را حفظ کردند قبل از ازدواج.

scale [اسم]
اجرا کردن

مقیاس

Ex: The artist had a remarkable ability to capture the scale of natural landscapes in his paintings .
measurement [اسم]
اجرا کردن

اندازه‌گیری

Ex: The measurement of the room 's dimensions helped determine the amount of furniture it could accommodate .

اندازه‌گیری ابعاد اتاق به تعیین مقدار مبلمانی که می‌تواند در خود جای دهد کمک کرد.

proportion [اسم]
اجرا کردن

نسبت

Ex: The designer adjusted the font sizes to improve the proportion of text to images .

طراح اندازه‌های فونت را تنظیم کرد تا نسبت متن به تصاویر را بهبود بخشد.

length [اسم]
اجرا کردن

طول

Ex: Please provide the length of the box so I can choose the right packaging .

لطفاً طول جعبه را ارائه دهید تا بتوانم بسته‌بندی مناسب را انتخاب کنم.

width [اسم]
اجرا کردن

عرض

Ex: The width of the car is too wide to fit into the narrow alley .

عرض ماشین برای جای گرفتن در کوچه تنگ بیش از حد زیاد است.

height [اسم]
اجرا کردن

ارتفاع

Ex: The height of the basketball hoop is ten feet .

ارتفاع حلقه بسکتبال ده پا است.

depth [اسم]
اجرا کردن

عمق

Ex: The bookshelf 's depth was insufficient to hold the larger books , so they had to be stored horizontally .

عمق قفسه کتاب برای نگهداری کتاب‌های بزرگتر کافی نبود، بنابراین مجبور شدند آنها را به صورت افقی ذخیره کنند.

weight [اسم]
اجرا کردن

وزن

Ex: The weight of the dumbbell is 15 pounds .

وزن دمبل 15 پوند است.

amount [اسم]
اجرا کردن

مجموع

Ex: We need to limit the amount of screen time our children have each day to ensure they get enough physical activity .

ما باید مقدار زمانی که فرزندانمان هر روز در مقابل صفحه نمایش می‌گذرانند را محدود کنیم تا مطمئن شویم فعالیت بدنی کافی دارند.

quantity [اسم]
اجرا کردن

مقدار

Ex: The factory increased its production to meet the growing quantity of orders .

کارخانه تولید خود را افزایش داد تا به مقدار رو به رشد سفارشات پاسخ دهد.

foot [اسم]
اجرا کردن

فوت (واحد سنجش مسافت)

Ex: The width of the hallway is 8 feet .

عرض راهرو 8 فوت است.

gram [اسم]
اجرا کردن

گرم (واحد سنجش وزن)

Ex: The postage for the letter is determined by its weight in grams .

هزینه پستی نامه بر اساس وزن آن به گرم تعیین می‌شود.

inch [اسم]
اجرا کردن

اینچ (واحد سنجش طول)

Ex: The phone 's screen measures 6.1 inches diagonally .

صفحه نمایش تلفن به صورت مورب 6.1 اینچ اندازه‌گیری می‌کند.

ton [اسم]
اجرا کردن

تن (واحد سنجش وزن)

Ex: The forklift lifted the container , which weighed 3 tons .

لیفتراک کانتینری را بلند کرد که 3 تن وزن داشت.

kilogram [اسم]
اجرا کردن

کیلوگرم

Ex: The parcel weighed 1.5 kilograms when it was shipped .

بسته زمانی که ارسال شد 1.5 کیلوگرم وزن داشت.

liter [اسم]
اجرا کردن

لیتر (واحد اندازه گیری حجم)

Ex: The aquarium has a capacity of 100 liters of water .

آکواریوم ظرفیت 100 لیتر آب را دارد.

mile [اسم]
اجرا کردن

مایل (واحد سنجش مسافت)

Ex: The racecourse is a mile in circumference .

مسیر مسابقه یک مایل محیط دارد.

milligram [اسم]
اجرا کردن

میلی‌گرم

Ex: The recommended daily intake of iron is 18 milligrams for adults .

مصرف روزانه توصیه شده آهن برای بزرگسالان 18 میلی‌گرم است.

pound [اسم]
اجرا کردن

پوند (واحد سنجش وزن)

Ex: The baby was born weighing seven pounds and eight ounces .

نوزاد با وزن هفت پوند و هشت اونس متولد شد.

byte [اسم]
اجرا کردن

بایت (کامپیوتر)

Ex: The video file size is 2 gigabytes , consisting of approximately 16 billion bytes of information .

حجم فایل ویدیویی 2 گیگابایت است، متشکل از حدود 16 میلیارد بایت اطلاعات.

meter [اسم]
اجرا کردن

متر

Ex: The construction site required 50 meters of fencing for safety .

سایت ساخت و ساز به 50 متر حصار برای ایمنی نیاز داشت.

millimeter [اسم]
اجرا کردن

میلی‌متر

Ex: The depth of the engraving is only a few millimeters .

عمق حکاکی فقط چند میلی‌متر است.

kilometer [اسم]
اجرا کردن

کیلومتر

Ex: The hiking trail extends for several kilometers into the forest .

مسیر پیاده‌روی به طول چند کیلومتر در جنگل امتداد دارد.

centimeter [اسم]
اجرا کردن

سانتی‌متر

Ex: The seamstress meticulously took the measurements in centimeters to ensure a perfect fit .

خیاط اندازه‌ها را با دقت بر حسب سانتی‌متر گرفت تا مطمئن شود اندازه‌ها کاملاً مناسب هستند.

yard [اسم]
اجرا کردن

یارد (واحد سنجش طول)

Ex: He walked a few yards before reaching the entrance .

او چند یارد راه رفت قبل از اینکه به ورودی برسد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری اقدامات و واکنش های فیزیکی حرکات
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا
تغییر و شکل دادن سازماندهی و جمع آوری خلق و تولید Science
Education Research ستاره شناسی Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت چشماندازها و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی