واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - Punishment

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مجازات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک پایه IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
penalty [اسم]
اجرا کردن

مجازات

Ex: She faced a harsh penalty for her involvement in the illegal activity .

او به دلیل مشارکت در فعالیت غیرقانونی با مجازات سختی روبرو شد.

punishment [اسم]
اجرا کردن

مجازات

Ex: Punishment alone may not always deter future criminal behavior ; rehabilitation programs are often necessary to address underlying issues and prevent recidivism .
fine [اسم]
اجرا کردن

جریمه

Ex: He had to pay a hefty fine for speeding on the highway .

او مجبور شد برای سرعت غیرمجاز در بزرگراه جریمه سنگینی بپردازد.

اجرا کردن

زندانی‌کردن

Ex: She faced imprisonment after the court found her guilty .
jail [اسم]
اجرا کردن

زندان

Ex: The jail was overcrowded , leading to numerous complaints from the inmates .

زندان بیش از حد شلوغ بود، که منجر به شکایات متعدد از سوی زندانیان شد.

prison [اسم]
اجرا کردن

زندان

Ex: They implemented rehabilitation programs to help inmates reintegrate into society after their release from prison .

آنها برنامه‌های توانبخشی را برای کمک به زندانیان در بازگشت به جامعه پس از آزادی از زندان اجرا کردند.

execution [اسم]
اجرا کردن

اعدام

Ex: The execution chamber is where the sentence of death is carried out .

اتاق اعدام جایی است که حکم اعدام در آن اجرا می‌شود.

to torture [فعل]
اجرا کردن

شکنجه کردن

Ex: Human rights activists work tirelessly to raise awareness about regimes that continue to torture their citizens .

فعالان حقوق بشر بی‌وقفه کار می‌کنند تا آگاهی درباره رژیم‌هایی که به شکنجه شهروندان خود ادامه می‌دهند را افزایش دهند.

to whip [فعل]
اجرا کردن

شلاق زدن

Ex: In the old days , trainers would whip horses to make them move quickly .

در روزگاران قدیم، مربیان اسب‌ها را تازیانه می‌زدند تا آن‌ها را وادار به حرکت سریع کنند.

to imprison [فعل]
اجرا کردن

زندانی کردن

Ex: Last year , the judge successfully imprisoned the embezzler for financial fraud .

سال گذشته، قاضی با موفقیت اختلاسگر را به دلیل کلاهبرداری مالی زندانی کرد.

to punish [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The court decided to punish the thief with a prison sentence for stealing .

دادگاه تصمیم گرفت سارق را به خاطر دزدی با حکم زندان مجازات کند.

to fine [فعل]
اجرا کردن

جریمه کردن

Ex: The police officer fined the driver for speeding in a school zone .

مامور پلیس راننده را به دلیل سرعت غیرمجاز در منطقه مدرسه جریمه کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری اقدامات و واکنش های فیزیکی حرکات
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا
تغییر و شکل دادن سازماندهی و جمع آوری خلق و تولید Science
Education Research ستاره شناسی Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت چشماندازها و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی