واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - احساسات منفی

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به احساسات منفی را که برای آزمون آکادمیک پایه آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
sadness [اسم]
اجرا کردن

ناراحتی

Ex: Despite her efforts to mask it , her voice betrayed the underlying sadness she felt .

علیرغم تلاش‌هایش برای پنهان کردن آن، صدایش اندوه نهفته‌ای را که احساس می‌کرد فاش کرد.

stress [اسم]
اجرا کردن

اضطراب

Ex: Exercise and meditation can help reduce stress levels .

ورزش و مدیتیشن می‌توانند به کاهش سطح استرس کمک کنند.

grief [اسم]
اجرا کردن

سوگ

Ex: Counseling can support those struggling with intense grief .

غم می‌تواند از کسانی که با غم شدید دست و پنجه نرم می‌کنند حمایت کند.

pain [اسم]
اجرا کردن

رنج و ناراحتی

Ex: The news brought her so much pain .

خبر برای او درد زیادی به همراه آورد.

shock [اسم]
اجرا کردن

شوک

Ex: She felt a shock of disbelief when she heard about the accident .

وقتی از حادثه باخبر شد، یک شوک از ناباوری احساس کرد.

horror [اسم]
اجرا کردن

وحشت

Ex: John 's mind reeled with horror as he witnessed the aftermath of the accident on the highway .

ذهن جان با وحشت می‌چرخید وقتی که شاهد عواقب تصادف در بزرگراه بود.

annoyance [اسم]
اجرا کردن

آزار

Ex: Her lateness was becoming a significant annoyance to her coworkers .

تأخیر او به یک آزار قابل توجه برای همکارانش تبدیل شده بود.

regret [اسم]
اجرا کردن

افسوس

Ex: To avoid future regret , think carefully before making big decisions .

برای جلوگیری از پشیمانی آینده، قبل از گرفتن تصمیم‌های بزرگ با دقت فکر کنید.

misery [اسم]
اجرا کردن

بدبختی

Ex: She described her chronic illness as a life of silent misery .

او بیماری مزمن خود را به عنوان زندگی از رنج خاموش توصیف کرد.

loneliness [اسم]
اجرا کردن

تنهایی

Ex: Mark 's prolonged isolation during the lockdown led to a growing sense of loneliness and despondency .

انزوای طولانی مدت مارک در طول قرنطینه منجر به احساس فزاینده تنهایی و ناامیدی شد.

insecurity [اسم]
اجرا کردن

ناامنی

Ex: Social media can worsen teens ' insecurities by promoting unrealistic standards .

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ناامنی‌های نوجوانان را با ترویج استانداردهای غیرواقعی بدتر کنند.

distress [اسم]
اجرا کردن

اندوه

Ex: The disaster left many families in distress .

فاجعه بسیاری از خانواده‌ها را در رنج باقی گذاشت.

اجرا کردن

ناامیدی

Ex: There was a sense of disappointment among the employees when the company announced it would be cutting benefits .

هنگامی که شرکت اعلام کرد مزایا را کاهش خواهد داد، احساس ناامیدی در میان کارکنان وجود داشت.

anger [اسم]
اجرا کردن

خشم

Ex: The child 's anger erupted when their favorite toy was taken away .

خشم کودک زمانی که اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش از او گرفته شد، فوران کرد.

اجرا کردن

ناامیدی

Ex: His voice carried the quiet hopelessness of someone who 'd given up .

صدایش ناامیدی آرام کسی را حمل می‌کرد که تسلیم شده بود.

worry [اسم]
اجرا کردن

نگرانی

Ex: Despite their worry , the event went smoothly .

علیرغم نگرانی آنها، رویداد به آرامی پیش رفت.

anxiety [اسم]
اجرا کردن

اضطراب

Ex: Many students experience anxiety around exam time , but there are resources available to help .

بسیاری از دانش‌آموزان در زمان امتحان اضطراب را تجربه می‌کنند، اما منابعی برای کمک وجود دارد.

fear [اسم]
اجرا کردن

ترس

Ex: Walking alone in the dark alley filled her with a sense of fear .

راه رفتن تنها در کوچه تاریک او را پر از احساس ترس کرد.

shame [اسم]
اجرا کردن

شرم

Ex:

او پس از اینکه متوجه شد تولد دوستش را فراموش کرده است، احساس عمیقی از شرم کرد.

heartache [اسم]
اجرا کردن

غم و اندوه

Ex: The song 's lyrics captured the universal heartache of unrequited love .

متن آهنگ درد جهانی عشق یک‌طرفه را به تصویر کشید.

envy [اسم]
اجرا کردن

حسادت

Ex: The artist 's talent and success were a source of envy among his peers .

استعداد و موفقیت هنرمند منبع حسادت در میان همسالانش بود.

hatred [اسم]
اجرا کردن

نفرت

Ex: The child 's hatred towards vegetables made mealtime a constant struggle for his parents .

نفرت کودک از سبزیجات، زمان غذا را به یک مبارزه دائمی برای والدینش تبدیل کرد.

disgust [اسم]
اجرا کردن

انزجار

Ex: The politician 's corrupt behavior filled the citizens with disgust towards the political system .

رفتار فاسد سیاستمدار شهروندان را از تنفر نسبت به سیستم سیاسی پر کرد.

tension [اسم]
اجرا کردن

فشار روانی

Ex: The therapist noticed the couple 's tension as they avoided eye contact .

درمانگر تنش زوجین را متوجه شد در حالی که از تماس چشمی اجتناب می‌کردند.

sorrow [اسم]
اجرا کردن

غم و اندوه

Ex: Time eased her sorrow , but the pain never fully disappeared .

زمان اندوه او را کاهش داد، اما درد هرگز به طور کامل از بین نرفت.

dread [اسم]
اجرا کردن

وحشت

Ex: There 's a special kind of dread that comes with a phone call at 3 AM .

یک نوع خاص از وحشت وجود دارد که با یک تماس تلفنی در ساعت 3 صبح همراه است.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری اقدامات و واکنش های فیزیکی حرکات
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا
تغییر و شکل دادن سازماندهی و جمع آوری خلق و تولید Science
Education Research ستاره شناسی Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت چشماندازها و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی