واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - Politics

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سیاست را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس آکادمیک پایه ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
policy [اسم]
اجرا کردن

سیاست‌گذاری

Ex: The insurance company revised its policy to offer better coverage for natural disasters .
diplomacy [اسم]
اجرا کردن

دیپلماسی

Ex: The crisis was resolved through quiet diplomacy behind the scenes .
union [اسم]
اجرا کردن

اتحاد

Ex:

اتحادیه اروپا به عنوان یک مشارکت اقتصادی آغاز شد قبل از اینکه به یک اتحاد سیاسی تبدیل شود.

ally [اسم]
اجرا کردن

متحد

Ex:

معاهده برای رسمیت بخشیدن به وضعیت آنها به عنوان متحدین و برای ترسیم تعهدات دفاعی متقابل امضا شد.

candidate [اسم]
اجرا کردن

کاندیدا (در انتخابات)

Ex: After a rigorous interview process , she was selected as the top candidate for the job .

پس از یک فرآیند مصاحبه سختگیرانه، او به عنوان کاندیدای برتر برای این شغل انتخاب شد.

nominee [اسم]
اجرا کردن

کاندید

Ex: The committee carefully reviewed each nominee 's qualifications before selecting the recipient of the prestigious award .

کمیته به دقت صلاحیت‌های هر نامزد را قبل از انتخاب برنده جایزه معتبر بررسی کرد.

party [اسم]
اجرا کردن

جناح

Ex: Members of the party worked tirelessly to canvass neighborhoods and garner votes for their candidates .

اعضای حزب بی‌وقفه کار کردند تا در محله‌ها درب‌به‌درب رای‌گیری کنند و برای نامزدهای خود رای جمع‌آوری کنند.

poll [اسم]
اجرا کردن

نظرسنجی

Ex: The organization commissioned a poll to assess public awareness and attitudes towards recycling initiatives .

سازمان یک نظرسنجی را برای ارزیابی آگاهی و نگرش عمومی نسبت به ابتکارات بازیافت سفارش داد.

empire [اسم]
اجرا کردن

امپراتوری

Ex: Many languages were spoken within the empire .
to vote [فعل]
اجرا کردن

رأی دادن

Ex:

در حال حاضر، رأی‌دهندگان واجد شرایط در حال رأی دادن در مراکز رأی‌گیری هستند.

election [اسم]
اجرا کردن

انتخابات

Ex: The country held presidential elections every four years .

کشور هر چهار سال یکبار انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌کرد.

campaign [اسم]
اجرا کردن

کارزار (سیاسی)

Ex: His campaign for mayor focused on affordable housing and schools .

کمپین او برای شهرداری بر مسکن مقرون‌به‌صرفه و مدارس متمرکز بود.

activism [اسم]
اجرا کردن

کنشگری

Ex: The students ' activism on campus has led to the administration implementing more sustainable practices .

فعالیت‌گرایی دانشجویان در محوطه دانشگاه منجر به اجرای روش‌های پایدارتر توسط مدیریت شده است.

اجرا کردن

قانون اساسی

Ex: In Canada , the constitution includes both written laws and unwritten conventions that shape the functioning of the government .

در کانادا، قانون اساسی شامل قوانین مکتوب و کنوانسیون‌های نانوشته‌ای است که عملکرد دولت را شکل می‌دهد.

to amnesty [فعل]
اجرا کردن

عفو عمومی کردن

Ex: The king amnestied all tax evaders during the jubilee celebration .

پادشاه در طول جشن جوبیل همه فراریان مالیاتی را عفو کرد.

mandate [اسم]
اجرا کردن

حاکمیت

Ex: The prime minister sought parliamentary approval for the military action , citing a mandate to protect national security .

نخست‌وزیر به دنبال تأیید پارلمان برای اقدام نظامی بود و به حکمی برای حفاظت از امنیت ملی استناد کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری اقدامات و واکنش های فیزیکی حرکات
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا
تغییر و شکل دادن سازماندهی و جمع آوری خلق و تولید Science
Education Research ستاره شناسی Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت چشماندازها و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی