واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - سیاست
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سیاست را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس آکادمیک پایه ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a set of ideas or a plan of action that has been chosen officially by a group of people, an organization, a political party, etc.

سیاستگذاری, خط مشی
شرکت یک سیاست سختگیرانه ممنوعیت سیگار کشیدن را در محوطه خود اجرا کرد.
the job, skill, or act of managing the relationships between different countries

دیپلماسی
او در دیپلماسی به دنبال یک حرفه بود و به عنوان سفیر کار میکرد.
a single political entity created by merging previously separate groups, states, or organizations

اتحاد, فدراسیون
اتحادیه همکاری بین کشورهای عضو خود را ترویج میکند.
a country that aids another country, particularly if a war breaks out

متحد, دوست
کشور کوچک به دنبال تقویت رابطه خود با یک متحد قدرتمند برای حفاظت بود.
someone who is competing in an election or for a job position

کاندیدا (در انتخابات), نامزد
چندین کاندیدا در انتخابات آینده برای تصدی منصب نامزد شدهاند.
someone who has been officially suggested for a position, award, etc.

کاندید, نامزد
نامزد بهترین بازیگر مرد عملکرد جذابی در فیلم ارائه داد.
an official political group with shared beliefs, goals, and policies aiming to be a part of or form a government

جناح, حزب
حزب برای تشکر از داوطلبان و اهداکنندگان به خاطر مشارکتهایشان، در جشن پیروزی انتخاباتی خود یک مراسم گالا برگزار کرد.
a process in which random people are asked the same questions to find out what the general public thinks about a given subject

نظرسنجی
سیاستمداران اغلب از نظرسنجیها برای سنجش احساسات رأیدهندگان و شکلدهی به استراتژیهای کمپین خود استفاده میکنند.
a territory governed by an emperor or empress, under imperial authority

امپراتوری
شهروندان امپراتوری مالیاتها را به دولت مرکزی پرداخت میکردند.
to show which candidate one wants to win in an election or which plan one supports, by marking a piece of paper, raising one's hand, etc.

رأی دادن
مردم اغلب برای شرکتکنندگان مورد علاقهشان در برنامههای واقعنمایی رای میدهند.
the process in which people choose a person or group of people for a position, particularly a political one, through voting

انتخابات, رأیگیری
کمپینهای انتخاباتی اغلب شامل ارائه پلتفرمهای نامزدها و تعامل با رأیدهندگان از طریق مناظرهها، گردهماییها و رسانهها میشود.
a set of actions organized in order to serve a political purpose

کارزار (سیاسی)
او برای یک کمپین برای محافظت از پارک محلی در برابر توسعه داوطلب شد.
the action of striving to bring about social or political reform, especially as a member of an organization with specific objectives

کنشگری, اکتیویسم
فعالیتگرایی نقش کلیدی در جنبش حقوق مدنی ایفا کرد و منجر به تغییرات قانونی قابل توجهی شد.
the official laws and principles by which a country or state is governed

قانون اساسی
قانون اساسی ایالات متحده حقوق اساسی معینی را برای شهروندانش تضمین میکند، مانند آزادی بیان و حق حمل سلاح.
to officially pardon the crime of a group of people

عفو عمومی کردن, بخشیدن
رئیسجمهور جدید قول داد که مهاجران بدون مدارک را که شرایط خاصی را داشتند عفو کند.
the legality and power given to a government or other organization after winning an election

حاکمیت
رئیسجمهور منتخب حکم خود را برای اصلاحات اقتصادی در سخنرانی مراسم تحلیف خود ترسیم کرد.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) | |||
|---|---|---|---|
| فرهنگ و عرف | زبان و دستور زبان | هنر | موسیقی |
| فیلم و تئاتر | ادبیات | معماری | بازاریابی |
| مالی | مدیریت | پزشکی | بیماری و علائم |
| قانون | جرم | مجازات | سیاست |
| جنگ | اندازهگیری | احساسات مثبت | احساسات منفی |
