واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - زبان و دستور زبان
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زبان و دستور زبان را که برای آزمون آکادمیک پایه آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(grammar) a unit of language that has a specific meaning

کلمه, واژه، لغت
کلمه "عشق" معانی مختلف زیادی در زمینههای مختلف دارد.
a group of words that forms a statement, question, exclamation, or instruction, usually containing a verb

جمله
در دستور زبان انگلیسی، هر جمله باید یک نهاد و گزاره داشته باشد.
the study or use of words and the way they are put together or changed to make sentences

دستورزبان, گرامر
یکی از چالشهای یادگیری زبان آلمانی، تسلط بر گرامر پیچیده آن است.
a group of words put together in a meaningful way

عبارت, شبهجمله
من در حال مطالعه عبارت "یک تکه کیک" هستم، که به معنای آسان بودن انجام کاری است.
(grammar) a word or phrase used to describe an action, state, or experience

فعل
او یک لیست از افعال دارد که هر روز تمرین میکند.
a word that is used to name a person, thing, event, state, etc.

اسم
ضمایر برای جایگزینی اسمها در جملات به منظور جلوگیری از تکرار استفاده میشوند.
a type of word that describes a noun

صفت
یادگیری جایگاه صحیح یک صفت در جمله در دستور زبان انگلیسی مهم است.
a word that gives more information about a verb, adjective, or another adverb

قید
در انگلیسی، یک قید اغلب فعل را تغییر میدهد تا اطلاعات بیشتری درباره عمل به ما بدهد.
(grammar) a word that can replace a noun or noun phrase, such as she, it, they, etc.

ضمیر (دستورزبان)
ضمایر برای کمتر تکراری و روانتر کردن جملات ضروری هستند.
(grammar) any type of determiner that shows whether we are referring to a particular thing or a general example of something

حرف تعریف
کتاب تمرینهایی ارائه میدهد تا به زبانآموزان کمک کند استفاده صحیح از حروف تعریف را تمرین کنند.
(grammar) a word that comes before a noun or pronoun to indicate location, direction, time, manner, or the relationship between two objects

حرف اضافه
او با حروف اضافه در انگلیسی مشکل داشت زیرا اغلب مستقیماً از زبان مادریاش ترجمه نمیشوند.
a list or an arrangement of inflected forms of a verb

حالتهای صرفشده (یک فعل)
یادگیری صرفهای نامنظم فعل 'tener' در اسپانیایی میتواند چالشبرانگیز باشد.
(grammar) a form of the verb that indicates the time or duration of the action or state of the verb

زمان (دستورزبان)
زمان گذشته از go، went است.
a group of words or a phrase that has a meaning different from the literal interpretation of its individual words, often specific to a particular language or culture

اصطلاح
وقتی کسی میگوید 'از آسمان سگ و گربه میبارد،' از یک اصطلاح برای توصیف باران بسیار شدید استفاده میکند، نه یک بارش واقعی از حیوانات.
(grammar) any of the grammatical classes that words are categorized into, based on their usage in a sentence

نقش واژه (دستور زبان), اقسام کلمه
a well-known statement or phrase that expresses a general truth or gives advice

ضربالمثل
ضربالمثل 'یک دوخت به موقع نه را نجات میدهد' توصیه میکند که رسیدگی زودهنگام به مشکلات میتواند از تبدیل شدن آنها به مسائل بزرگتر جلوگیری کند.
the use of marks such as a period, comma, etc. in writing to divide sentences and phrases to better convey meaning

نشانهگذاری
نقطهگذاری برای واضح و قابل فهم کردن نوشته شما ضروری است.
(grammar) the form of a verb that indicates whether the subject does something or something is done to it

جهت فعل (دستورزبان)
در دستور زبان انگلیسی، صوت مجهول زمانی استفاده میشود که فاعل جمله توسط فعل عمل میکند، به جای اینکه خود عمل را انجام دهد.
all the words used in a particular language or subject

واژگان
افزایش دایره واژگان شما کلید بهبود مهارتهای انگلیسی شماست.
the process of changing written or spoken words from one language to another while maintaining the same meaning

ترجمه
ترجمه دقیق مستلزم درک ظرافتهای فرهنگی است.
a book or electronic resource that gives a list of words in alphabetical order and explains their meanings, or gives the equivalent words in a different language

واژهنامه, دیکشنری، فرهنگ لغت
در عصر گوشیهای هوشمند، برنامههای بسیاری از فرهنگ لغت برای جستجوی سریع کلمات در دسترس هستند.
the act or the ability of putting letters in the correct order to form a word

هجی
او هر شب املاء خود را تمرین میکرد تا مهارتهای زبانی خود را بهبود بخشد.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) | |||
|---|---|---|---|
| فرهنگ و عرف | زبان و دستور زبان | هنر | موسیقی |
| فیلم و تئاتر | ادبیات | معماری | بازاریابی |
| مالی | مدیریت | پزشکی | بیماری و علائم |
| قانون | جرم | مجازات | سیاست |
| جنگ | اندازهگیری | احساسات مثبت | احساسات منفی |
