واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - War

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جنگ را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک پایه آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
battle [اسم]
اجرا کردن

نبرد

Ex: He received a medal of honor for his bravery during a fierce battle .

او به خاطر شجاعتش در یک نبرد شدید، مدال افتخار دریافت کرد.

captain [اسم]
اجرا کردن

سروان

Ex: As a captain , he was responsible for over 100 soldiers in his company .

سروان، او مسئول بیش از ۱۰۰ سرباز در گروهان خود بود.

commander [اسم]
اجرا کردن

فرمانده

Ex: Every soldier in the unit respected the commander for his experience and unwavering dedication to his troops .

هر سرباز در واحد به فرمانده به خاطر تجربه و فداکاری بی‌چون و چرایش نسبت به نیروهایش احترام می‌گذاشت.

cavalry [اسم]
اجرا کردن

سواره نظام

Ex: The cavalry 's tanks were essential in securing the front line .

تانک‌های سواره نظام برای ایمن‌سازی خط مقدم ضروری بودند.

general [اسم]
اجرا کردن

افسر عالی‌رتبه

Ex:

در آکادمی نظامی، دانشجویان نبردهای معروفی را که توسط ژنرال پاتون رهبری می‌شد مطالعه کردند، از موفقیت‌ها و اشتباهات او آموختند.

tactics [اسم]
اجرا کردن

رزم‌آرایی

Ex: The navy 's tactics were very effective in destroying the enemy 's fleet .

تاکتیک‌های نیروی دریایی در نابودی ناوگان دشمن بسیار مؤثر بود.

resistance [اسم]
اجرا کردن

military action taken to oppose or prevent an enemy's advance

Ex: The army met strong resistance from the defenders .
army [اسم]
اجرا کردن

ارتش

Ex: The general led the army in a successful campaign against enemy forces .

ژنرال ارتش را در یک کارزار موفقیت‌آمیز علیه نیروهای دشمن رهبری کرد.

spy [اسم]
اجرا کردن

جاسوس

Ex: The spy 's mission was to uncover secrets that could influence international relations .
war zone [اسم]
اجرا کردن

منطقه جنگی

Ex: The city turned into a war zone after the invasion began .

شهر پس از شروع تهاجم به منطقه جنگی تبدیل شد.

front line [اسم]
اجرا کردن

خط مقدم

Ex: The soldiers took their positions along the front line , preparing for the imminent attack .

سربازان مواضع خود را در امتداد خط مقدم گرفتند و برای حمله قریب الوقوع آماده شدند.

weapon [اسم]
اجرا کردن

جنگ‌افزار

Ex: Non-lethal weapons like tasers are used by law enforcement for self-defense .

سلاح‌های غیرکشنده مانند تیزر توسط نیروهای قانونی برای دفاع از خود استفاده می‌شوند.

peace [اسم]
اجرا کردن

صلح

Ex: The community worked together to maintain peace and prevent violence .

جامعه برای حفظ صلح و جلوگیری از خشونت با هم کار کرد.

bullet [اسم]
اجرا کردن

گلوله

Ex: The detective found a bullet casing at the crime scene , a crucial piece of evidence .

کارآگاه یک پوکه گلوله در صحنه جرم پیدا کرد، یک قطعه شواهد حیاتی.

اجرا کردن

استعمار

Ex: Historians debate the long-term impacts of colonization on global economies .

تاریخ‌دانان در مورد تأثیرات بلندمدت استعمار بر اقتصادهای جهانی بحث می‌کنند.

conquest [اسم]
اجرا کردن

فتح

Ex: After years of war , the conquest of the region was finally complete .

پس از سال‌ها جنگ، فتح منطقه سرانجام کامل شد.

اجرا کردن

تقویت

Ex: The arrival of reinforcements boosted the morale of the exhausted battalion .

ورود تقویت‌ها روحیه گردان خسته را تقویت کرد.

uprising [اسم]
اجرا کردن

قیام

Ex: The uprising began with peaceful protests but turned violent after police intervention .

قیام با اعتراضات مسالمت‌آمیز آغاز شد اما پس از مداخله پلیس خشونت‌آمیز شد.

to attack [فعل]
اجرا کردن

حمله کردن

Ex: Over the years , military strategies have occasionally attacked specific targets for strategic gains .
to defend [فعل]
اجرا کردن

دفاع کردن

Ex: The security system is designed to defend the building against unauthorized access .

سیستم امنیتی طراحی شده است تا ساختمان را در برابر دسترسی غیرمجاز محافظت کند.

to fire [فعل]
اجرا کردن

شلیک کردن

Ex: The gun was designed to fire high-velocity rounds with explosive force .

اسلحه برای شلیک گلوله‌های پرسرعت با نیروی انفجاری طراحی شده بود.

to retreat [فعل]
اجرا کردن

عقب‌نشینی کردن

Ex: During the battle , the soldiers were instructed to retreat to a more defensible position .

در طول نبرد، به سربازان دستور داده شد که به یک موقعیت قابل دفاع‌تر عقب‌نشینی کنند.

to conquer [فعل]
اجرا کردن

فتح کردن

Ex: Conquering a city often involves overcoming both physical and strategic challenges .

فتح یک شهر اغلب شامل غلبه بر چالش‌های فیزیکی و استراتژیک می‌شود.

to bombard [فعل]
اجرا کردن

بمباران کردن

Ex: The artillery unit was ordered to bombard the enemy 's positions before the ground assault .

واحد توپخانه مأمور شد قبل از حمله زمینی مواضع دشمن را بمباران کند.

to capture [فعل]
اجرا کردن

به‌ تصرف درآوردن

Ex: The rebels captured the government building during the uprising .

شورشیان در جریان قیام ساختمان دولت را تصرف کردند.

alliance [اسم]
اجرا کردن

اتحادیه

Ex: They renewed their alliance to coordinate humanitarian aid .
colonel [اسم]
اجرا کردن

سرهنگ

Ex: She admired the colonel 's leadership style , which was both compassionate and commanding , earning the respect of all who served under him .

او از سبک رهبری سرهنگ که هم دلسوزانه و هم فرماندهی بود، تحسین می‌کرد، که احترام همه کسانی که تحت فرمان او خدمت می‌کردند را به دست آورد.

invasion [اسم]
اجرا کردن

اشغال (نظامی)

Ex: The soldiers faced harsh conditions as they advanced during the invasion .

سربازان در حالی که در طول حمله پیشروی می‌کردند با شرایط سخت مواجه شدند.

veteran [اسم]
اجرا کردن

سرباز بازنشسته

Ex: As a veteran , he shared stories of courage and camaraderie with his grandchildren .

به عنوان یک کهنه‌سرباز، او داستان‌های شجاعت و رفاقت را با نوه‌هایش به اشتراک گذاشت.

bombardment [اسم]
اجرا کردن

بمباران

Ex: The UN called for a ceasefire to stop the bombardment of residential areas .

سازمان ملل متحد برای توقف بمباران مناطق مسکونی درخواست آتش‌بس کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری اقدامات و واکنش های فیزیکی حرکات
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا
تغییر و شکل دادن سازماندهی و جمع آوری خلق و تولید Science
Education Research ستاره شناسی Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت چشماندازها و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی