واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - جنگ
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جنگ را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک پایه آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a fight between opposing armed forces, particularly during a war

نبرد, جنگ
سربازان با مرور استراتژی و تاکتیکها برای نبرد پیش رو آماده شدند.
a fight between different military forces during a war

مبارزه, نبرد
او در نبرد در طول سومین مأموریت خود مجروح شد.
a military officer with a rank above that of a lieutenant and below that of a major

سروان
او پس از پنج سال خدمت برجسته به درجه سروان ارتقا یافت.
an officer in charge of a military operation or a group of soldiers

فرمانده
پس از یک استقرار موفق، فرمانده به دلیل رهبری استثنایی و مهارتهای تاکتیکی مورد تقدیر قرار گرفت.
a group of soldiers in an army who fight by armored vehicles

سواره نظام, نیروهای زرهی
تقویتها رسیدند، از جمله یک لشکر سواره نظام.
a high-ranking officer in the army, Air Force, or Marines

افسر عالیرتبه, ژنرال
پس از دههها خدمت، او به اوج حرفهای خود رسید وقتی که به درجه ژنرال ارتقا یافت.
the art or science of employing military forces and strategies in order to achieve victory over an enemy

رزمآرایی, تدابیر جنگی
هنر جنگ در مورد توسعه تاکتیکهای مؤثر برای غلبه بر حریف است.
military action taken to oppose or prevent an enemy's advance

مقاومت, مخالفت
شهر پس از چند روز مقاومت سقوط کرد.
a country's military force trained to fight on land

ارتش
ارتش در پاسخ به تنشهای فزاینده، نیروهایی را به مرز اعزام کرد.
someone who is employed by a government to obtain secret information on another person, country, company, etc.

جاسوس
جاسوس با دقت از نظارت اجتناب کرد در حالی که جزئیات یک پروژه محرمانه را جمعآوری میکرد.
a region in which a war is taking place

منطقه جنگی, منطقه درگیری
غیرنظامیان از منطقه جنگی تخلیه شدند تا از بمباران فرار کنند.
the area where opposing forces meet or engage, often in a military conflict

خط مقدم, جبهه
سربازان در امتداد خط مقدم مستقر شده بودند، از مرز محافظت میکردند.
an object that can physically harm someone or something, such as a gun, bomb, knife, etc.

جنگافزار, سلاح
در اختیار داشتن سلاح مرگبار بدون مجوز جرمی جدی است.
a period or state where there is no war or violence

صلح
آتشبس موجب توقف موقت خصومتها شد و به غیرنظامیان اجازه داد تا بالاخره صلح را تجربه کنند.
a small cylindrical metal object designed to be fired from a gun

گلوله
یک گلوله سرگردان پنجره را شکست و همه را در اتاق وحشت زده کرد.
the act of taking control of another country and sending people to settle there

استعمار
بسیاری از فرهنگهای بومی در طول استعمار آفریقا نابود شدند.
the act of taking possession of an area by using military force

فتح
کتابهای تاریخ اغلب فتح سرزمینهای جدید را تمجید میکنند و رنجی را که ایجاد کرده نادیده میگیرند.
the additional troops or supplies sent to support an army

تقویت
بدون تقویتهای به موقع، نیروهای محاصره شده تسلیم میشدند.
a situation in which people join together to fight against those in power

قیام, طغیان، شورش
رسانههای اجتماعی به سازماندهی قیام علیه دولت فاسد کمک کردند.
to begin using weapons against a place or enemy during a war

حمله کردن
در حال حاضر، نیروهای ویژه به طور فعال در حال حمله به مواضع دشمن در منطقه کوهستانی هستند.
to not let any harm come to someone or something

دفاع کردن
قهرمان فوقالعاده مصمم بود که شهر را از شروران و تهدیدها محافظت کند.
to shoot a bullet, shell, etc. from a weapon

شلیک کردن, پرتاب کردن
سرباز در طول تمرینهای آموزشی شلیکهای دقیقی انجام میدهد.
(of military) to move away in order to escape the danger because one has been defeated or is weak

عقبنشینی کردن
نیروها به صورت استراتژیک عقب نشینی کردند تا دشمن را به قلمروی کمتر سودمند بکشانند.
to gain control of a place or people using armed forces

فتح کردن, مغلوب کردن
فرمانده جنگی قصد داشت مناطق همسایه را فتح کند تا قلمرو خود را گسترش دهد.
to drop bombs on someone or something continuously

بمباران کردن
کشتیهای نیروی دریایی قبل از پیادهنظام آبیخاکی، دفاعهای ساحلی دشمن را بمباران میکنند.
to seize or get control of something by force

به تصرف درآوردن, تسخیر کردن
دزدان دریایی کشتی را تصرف کردند و محموله آن را بردند.
an organization or group of people, countries, or entities united by a formal agreement for mutual benefit

اتحادیه
چندین کشور به اتحاد پیوستند تا امنیت منطقهای را تقویت کنند.
a high-ranking officer in the army, marine corps, or air force, whose rank is between a lieutenant colonel and brigadier general

سرهنگ
پس از سالها خدمت فداکارانه، او سرانجام به درجه سرهنگی ارتقا یافت، که نقطه عطفی در حرفه نظامی او بود.
the act of invading or entering a territory, country, or region by force or without permission, often with the intent to control or dominate the area and its inhabitants

اشغال (نظامی), تازش، برتازش
ارتش یک حمله سریع را آغاز کرد و در عرض چند روز شهرهای کلیدی را تصرف کرد.
a former member of the armed forces who has fought in a war

سرباز بازنشسته
او پس از انجام دو دوره خدمت در افغانستان به یک کهنهسرباز تبدیل شد.
a continuous attack on an area using bombs

بمباران, توپباران
بمباران از جنگندهها خطوط تأمین دشمن را نابود کرد.
