قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای شایستگی
این قیدها سطح تخصص و مهارت مورد استفاده در هنگام انجام یک کار را توصیف میکنند، به عنوان مثال "حرفهای"، "ماهرانه"، "دست و پا چلفتی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
with sufficient ability, training, or experience to do something well

با شایستگی, به طور ماهرانه
لولهکش نشتی را با کفایت تعمیر کرد، و بعد از آن همه چیز به طور کامل کار کرد.
in a way that shows skill, precision, and deep knowledge gained through practice or training

ماهرانه, با مهارت
مربی عملکرد تیم را ماهرانه تجزیه و تحلیل کرد و بازخورد مفیدی ارائه داد.
in a highly skilled and impressive manner, showing great expertise or artistry

با مهارت, استادانه
عکاس زیبایی غروب آفتاب را استادانه ثبت کرد.
in a way that shows ability, expertise, or careful technique

بهطرز ماهرانهای, بامهارت، استادانه
نجار ماهرانه الگوهای پیچیده را در چوب حک کرد.
in a manner that is quick, precise, and skillful, especially with physical movements

ماهرانه, چابکانه
گربه چابکانه از درخت بالا رفت تا از سگ فرار کند.
in a skillful and competent way

ماهرانه, با کفایت
او به مهارت سازمان را در دورهای از تغییر رهبری کرد و رهبری مؤثر را نشان داد.
in a way that displays creative talent, aesthetic taste, or design precision

ماهرانه, با هنر
پارچه با نخ طلایی به طور هنرمندانهای گلدوزی شده بود.
in a way that shows a high level of skill, competence, or expertise in doing something

ماهرانه, با مهارت
آنها ماهرانه در نرمافزار حرکت کردند تا وظایف را بهطور کارآمد تکمیل کنند.
in a way that shows ability, competence, or efficiency in performing a task

با کفایت, به طور ماهرانه
خلبان ماهرانه از میان طوفان ناوبری کرد.
in a way that shows complete skill, mastery, or perfection in doing something

کاملاً, با مهارت
آنها کاملاً مذاکرات را مدیریت کردند تا به یک توافق مطلوب برسند.
in a careless way that causes harm or fails to meet expected duty

از روی غفلت, اهمالکارانه
آنها با سهلانگاری هشدارهای مکرر در مورد ایمنی پل را نادیده گرفته بودند.
in a way that lacks physical coordination or control, often resulting in accidents or awkward movements

دست و پا چلفتی
توله سگ بیدست و پا از پلهها پایین افتاد، پنجهها در حال تکان خوردن.
in a careless or poorly executed manner

بی دقتی, سریع و بی توجه
دستورالعملها بیدقت ترجمه شدند، که دنبال کردن آنها را دشوار کرد.
with a lack of skill, competence, or effectiveness

بی مهارت, بی اثر
دانشجو به سوالات امتحان به صورت ناشیانه پاسخ داد، که نشاندهنده عدم درک مطالب بود.
in a way that lacks grace or ease of movement

بهطرز ناجور
گربه پس از پریدن از قفسه ناشیانه فرود آمد.
in a skilled, competent, or businesslike manner

حرفهای, به صورت حرفهای
او با انتقادات حرفهای برخورد کرد بدون اینکه خونسردی خود را از دست بدهد.