قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای شایستگی
این قیدها سطح تخصص و مهارت مورد استفاده در هنگام انجام یک کار را توصیف میکنند، به عنوان مثال "حرفهای"، "ماهرانه"، "دست و پا چلفتی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
with sufficient ability, training, or experience to do something well

با شایستگی, به طور ماهرانه
وکیل پرونده را با شایستگی دفاع کرد، که قاضی و هیئت منصفه را تحت تأثیر قرار داد.
in a way that shows skill, precision, and deep knowledge gained through practice or training

ماهرانه, با مهارت
آشپز ماهرانه طعمها را متعادل کرد تا یک غذای هماهنگ ایجاد کند.
in a highly skilled and impressive manner, showing great expertise or artistry

با مهارت, استادانه
رقاصه با مهارت روی صحنه حرکت کرد و تماشاگران را مسحور کرد.
in a way that shows ability, expertise, or careful technique

بهطرز ماهرانهای, بامهارت، استادانه
او ماهرانه قرارداد را مذاکره کرد تا به نفع هر دو طرف باشد.
in a manner that is quick, precise, and skillful, especially with physical movements

ماهرانه, چابکانه
شعبدهباز ماهرانه کارتها را قاطی کرد و تماشاگران را تحت تأثیر قرار داد.
in a skillful and competent way

ماهرانه, با کفایت
او با مهارت تکلیف چالشبرانگیز را مدیریت کرد، که تخصص او در موضوع را نشان میداد.
in a way that displays creative talent, aesthetic taste, or design precision

ماهرانه, با هنر
او عکس را هنرمندانه با نور طبیعی ترکیب کرد.
in a way that shows a high level of skill, competence, or expertise in doing something

ماهرانه, با مهارت
پیانیست قطعه پیچیده را با مهارت نواخت و شنوندگان را تحت تأثیر قرار داد.
in a way that shows ability, competence, or efficiency in performing a task

با کفایت, به طور ماهرانه
دستیار ماهرانه تمام برنامهریزیها و ارتباطات را مدیریت کرد.
in a way that shows complete skill, mastery, or perfection in doing something

کاملاً, با مهارت
وکیل پرونده را کاملاً استدلال کرد و هیچ شکی در ذهن هیئت منصفه باقی نگذاشت.
in a careless way that causes harm or fails to meet expected duty

از روی غفلت, اهمالکارانه
او به دلیل اینکه بیمبالاتی ماشینآلات را روشن رها کرده بود، مجرم شناخته شد.
in a way that lacks physical coordination or control, often resulting in accidents or awkward movements

دست و پا چلفتی
او دست و پا چلفتی پشته بشقابها را روی کف آشپزخانه انداخت.
in a careless or poorly executed manner

بی دقتی, سریع و بی توجه
او بیدقتی قفسه را سرهم کرد و چند پیچ را شل گذاشت.
with a lack of skill, competence, or effectiveness

بی مهارت, بی اثر
سیاستمدار بیمهارت به نگرانیهای رایدهندگان پرداخت و این منجر به از دست رفتن اعتماد عمومی شد.
in a way that lacks grace or ease of movement

بهطرز ناجور
او ناشیانه روی صندلیش جابهجا شد، مطمئن نبود چگونه واکنش نشان دهد.
in a skilled, competent, or businesslike manner

حرفهای, به صورت حرفهای
آنها به شکایت حرفهای و سریع پاسخ دادند.