قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای حالت فیزیکی
این قیدها حالات فیزیکی مختلفی را که افراد تجربه میکنند، مانند "راحت"، "کورکورانه"، "خسته" و غیره توصیف میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a way that allows physical ease and relaxation, without strain or discomfort

بهآسودگی, بهراحتی
او راحت بین بالشها جا گرفت و چشمانش را بست.
in a way that causes physical discomfort or a lack of ease

به طرز آزاردهنده, با ناراحتی
او ناراحت در تخت دراز کشیده بود، تمام شب غلت میزد.
in a way that feels warm, cozy, and physically comfortable

راحت, دلپذیر
آنها زیر یک پتو ضخیم راحت کنار هم نشسته بودند.
in a way that is practical, useful, or causes little trouble or effort

به سهولت, به راحتی
شما میتوانید به راحتی در هر زمان به صورت آنلاین قرار ملاقات تنظیم کنید.
in a manner that involves having no shoes, socks, or other covering on the feet

پابرهنه, بدون کفش
او ترجیح میدهد در صبحهای گرم تابستان در باغش پابرهنه کار کند.
without the ability to see

کورکورانه, بیدید
بچه گربه کورکورانه در مه غلیظ پرسه زد.
in a relaxed, unhurried manner

بدون هیچ عجلهای
پس از اتمام کارش، او با یک فنجان چای آرام نشست.
in a way that causes a sensation of spinning or loss of balance

سرگیجه آور, به صورت گیج کننده
کودک با سرگیجه به اطراف چرخ و فلک در حال چرخش نگاه کرد.
in a way that shows someone is affected by alcohol, often clumsy, unsteady, or lacking control

مستانه, در حالت مستی
آنها مستانه تمام شب را خواندند، صداهایشان نامفهوم و بلند بود.
without motivation, energy, or speed

بی حال, با تنبلی
او بیحال به صفحه نگاه کرد، قادر به تمرکز روی کار نبود.
with a sense of physical or mental tiredness

با خستگی, خستهوار
با خستگی جعبه را روی قفسه بلند کرد و عرق را از پیشانی اش پاک کرد.
in a manner showing inability to remain still due to boredom, anxiety, or desire for change

بیقرارانه, ناآرام
کودکان در طول مراسم طولانی بیقرار روی صندلیهایشان تکان میخوردند.
