بهآسودگی
من میتوانستم پس از تغییر به کفشهای بهتر دوباره راحت راه بروم.
این قیدها حالات فیزیکی مختلفی را که افراد تجربه میکنند، مانند "راحت"، "کورکورانه"، "خسته" و غیره توصیف میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بهآسودگی
من میتوانستم پس از تغییر به کفشهای بهتر دوباره راحت راه بروم.
به طرز آزاردهنده
آنها به صورت ناراحت کنندهای با چکمههای تنگ پیادهروی کردند که پاشنههایشان را زخمی کرد.
راحت
او شال را محکم دور گردنش پیچید و لبخند زد.
به سهولت
آنها به راحتی هر کشو را برای سازماندهی بهتر برچسب زدهاند.
پابرهنه
من پابرهنه روی کف سنگی خنک قدم گذاشتم.
کورکورانه
او کورکورانه به دنبال کلیدهایش در ته کیفش گشت.
بدون هیچ عجلهای
گردشگران شهر را با آرامش گشتند، اغلب توقف میکردند تا از مناظر لذت ببرند.
سرگیجه آور
او سرگیجهوار از اتاق گذشت، به دیوار چسبیده بود تا تعادلش را حفظ کند.
مستانه
دو مرد مستانه در خیابان جر و بحث کردند و توجه رهگذران را جلب کردند.
بی حال
آنها بیحال از تخت بلند شدند، هنوز از شب قبل خسته بودند.
با خستگی
من خسته به صفحه نمایش پلک زدم، در تلاش برای متمرکز ماندن.
بیقرارانه
آنها بیقرار در پارک پرسه میزدند، قادر به انتخاب جایی برای نشستن نبودند.
شل و ول
کراواتش پس از جلسه طولانی شل و ول روی سینهاش افتاد.