قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای قدرت و ضعف
این قیدها توصیف میکنند که یک عمل چقدر قوی یا ضعیف انجام میشود، مانند "با قدرت"، "با زور"، "ضعیف" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
with great physical force, energy, or power

با قدرت
او با قدرت بر خلاف جریان شنا کرد، مصمم به رسیدن به ساحل.
in a way that has a strong effect, influence, or power

قوی, موثر
کلمات او به شدت متقاعدکننده بودند، بر تمام مخاطبان تأثیر گذاشتند.
in a manner that has great force or strength

با قدرت
امواج با قدرت به ساحل سنگی برخورد کردند.
in a tough, solid, and durable way

با قدرت
این ظروف محکم بسته شدهاند تا از نشت جلوگیری شود.
in a physically strong, agile, or energetic manner that suggests high fitness

به صورت ورزشی, به روش ورزشی
ژیمناست به صورت ورزشی حرکت کرد، عضلاتش منقبض و کنترل شده بود.
in a solid, thick, or strongly built way that resists damage or pressure

محکم, قوی
پل محکم ایستاد علی رغم بادهای شدید.
in a loud, forceful, and intense way, often expressing strong opinions or emotions

با صدای بلند, با شدت
او در جلسه به سیاست جدید با صدای بلند اعتراض کرد.
in a strong, definite, and forceful way

با تاکید
معلم با تأکید به دانشآموزان مهلت را یادآوری کرد.
in a way that involves intense physical effort

به شدت, با تلاش فراوان
کوهنوردان به سختی از مسیر شیبدار کوه بالا رفتند.
with a lot of physical energy or effort

با انرژی, با قدرت
او با شدت سرش را به نشانه موافقت تکان داد.
with violent or strong bodily force

با زور, به شدت
بوکسور حریفش را با قدرت در سینه زد.
with great power, force, or intensity

با قدرت زیاد, با شدت
سربازان با قدرت برای دفاع از قلعه جنگیدند.
in a physically feeble manner

با شدت کم, با قدرت کم
او انقدر ضعیف صحبت کرد که مجبور شدم خم شوم تا صدایش را بشنوم.
with little strength, energy, or force

ضعیفانه, بیحال
موتور قدیمی ضعیفانه سرفه کرد قبل از اینکه بالاخره با یک جرقه ضعیف روشن شود.
in a manner that is physically weak, delicate, or easily broken or injured

به صورت شکننده, به صورت ضعیف
گلهای ظریف به شکنندگی در نسیم تکان میخوردند، گلبرگهایشان به راحتی توسط باد حرکت میکرد.