قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای روش هزینهکرد
این قیدها رفتارهای مالی افراد یا هزینه اقلام را توصیف میکنند، مانند "گران"، "اسرافآمیز"، "صرفهجویانه" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a way that involves a high cost or requires a lot of money

بهطور گرانقیمت
رستوران با لوسترهای کریستالی گران تزئین شده بود.
in a way that shows luxury, beauty, or high cost

به شکلی مجلل, به روشی پر زرق و برق
او با ابریشم و مروارید ثروتمندانه لباس میپوشید.
in a grand or luxurious way that often involves great expense

با شکوه, پر زرق و برق
عروسی با شکوه جشن گرفته شد، با آتشبازی و ارکستر زنده.
in an overly elaborate or fancy way

با افراط, به روشی بسیار پیچیده
جشنواره شامل لباسها و شناورهایی بود که بسیار مجلل طراحی شده بودند.
in a way that is very comfortable, elegant, and costly

با شکوه, پر زرق و برق
او خانهاش را با شکوه با هنرهای زیبا و پردههای ابریشمی تزئین کرد.
in a way that is luxurious, displaying great wealth or abundance

با شکوه, پر زرق و برق
او برای ضیافت با شکوه لباس پوشید، الماس و ابریشم به تن کرد.
in a way that shows great expense, richness, or lavishness

پرزرق و برق, مجلل
آنها از یک ضیافت مجلل تهیه شده با چندین وعده و شرابهای عالی لذت بردند.
in a giving way, offering more than is usual or expected, especially with money, time, or resources

با دستودلبازی, با بخشندگی
او پس از خدمات عالی، سخاوتمندانه به پیشخدمت انعام داد.
in a manner driven by a strong and selfish desire to possess wealth, power, or advantage

حریصانه
سرمایهگذاران سهام را حریصانه خریداری کردند، به امید تسلط بر بازار.
in a manner that involves low cost or affordable pricing

ارزان, با هزینه کم
آنها آپارتمان خود را ارزان مبله کردند تا پول پسانداز کنند.
in a manner characterized by minimal expense

با قیمت ارزان
بلیطها ارزان به صورت آنلاین در دسترس بودند.
at no cost to the person receiving something

بدون هیچ هزینهای, مفت و مجانی
ما بلیطهای کنسرت را رایگان از طریق یک قرعهکشی رادیویی دریافت کردیم.
only minimally or occasionally, so as to avoid excess

به ندرت، با میانه روی
او بهاندازهی لازم صحبت میکرد، هر کلمه را با دقت انتخاب میکرد.
in a way that shows careful use of money or resources, avoiding waste or extravagance

با صرفهجویی, به صورت اقتصادی
آنها آپارتمان خود را به صرفهجویی اما با سلیقه مبله کردند.
in a way that shows careful and efficient use of money or resources

اقتصادی
آنها خانه را اقتصادی ساختهاند بدون هدر دادن مواد.
in a way that shows careful and efficient use of money or resources

صرفهجویانه, بهصورت اقتصادی
آنها در طول رکود صرفهجویانه زندگی کردند تا از بدهی اجتناب کنند.
in a simple or unadorned way, without luxury or extravagance

به طور متواضع
اتاق با چند عکس خانوادگی ساده تزئین شده بود.
within one's financial means

مقرون به صرفه, با قیمت مناسب
آنها توانستند با رزرو زودهنگام مقرونبهصرفه سفر کنند.
