قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای شیوه تفکر
این قیدها روشی را توصیف میکنند که مردم در زمینههای مختلف فکر میکنند یا از ذهن خود استفاده میکنند و شامل "عاقلانه"، "با دقت"، "خلاقانه" و غیره میشوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a manner that reflects intelligence, good judgment, and experience

عاقلانه, هوشمندانه، خردمندانه، عالمانه
او عاقلانه تصمیم گرفت از رویارویی دور شود.
in a way that shows clear thinking, understanding, or good reasoning

هوشمندانه, با هوشمندی
تیم هوشمندانه کار کرد تا مشکل پیچیده را حل کند.
in a way that shows skill, intelligence, or originality, often solving problems or handling situations with quick thinking

به طور هوشمندانه, با زیرکی
شعبدهباز به هوشمندی تماشاگران را منحرف کرد تا حقهاش را انجام دهد.
in a way that reflects intelligence, or creativity

هوشمندانه, خلاقانه
او هوشمندانه به سوال غیرمنتظره در مصاحبه پاسخ داد.
in a way that demonstrates a deep awareness and understanding

زیرکانه, با هوشمندی
مذاکره کننده با زیرکی از گفتگوهای پیچیده عبور کرد و شرایط مطلوبی را تضمین کرد.
in way that reflects wisdom, sound judgment, and a deep understanding

با خردمندی, با درک عمیق
او با فراست سر تکان داد، معنای عمیق پشت کلماتش را فهمید.
in a way that reflects sound judgment, careful thought, or wise decision-making

عاقلانه, منطقی
او عاقلانه از بحث اجتناب کرد و دور شد.
in a considerate or kind manner, showing concern for others

بامهربانی
میزبان با ملاحظه یک گزینه گیاهی برای شام آماده کرده بود.
in a way that shows sharp judgment, keen insight, or practical intelligence

زیرکانه, با هوشیاری
او هوشمندانه فرصت پنهان در بحران را تشخیص داد.
in a way that involves being consciously aware, attentive, and fully present in the moment

با آگاهی, با دقت
او با دقت کلماتش را انتخاب کرد تا باعث ناراحتی نشود.
in a careless or destructive way that lacks purpose, awareness, or concern for consequences

بی فکری, بدون توجه
آنها بیفکر باغ عمومی را که داوطلبان هفتهها برای کاشت آن وقت گذاشته بودند، نابود کردند.
with deep focus and careful consideration

با دقت, به دقت
دانشآموزان با دقت نشسته بودند، منتظر صحبت معلم بودند.
in a way that shows a strong desire to learn, see, or know more

کنجکاوانه, با کنجکاوی
کودک کنجکاوانه حشره ای را که روی انگشتش می خزید بررسی کرد.
in a way that shows close focus, deep concentration, or eager attention to something

به صورت کنترلشده
گربه با دقت به پرنده از پشت پنجره نگاه کرد.
in a manner that reflects careful and sensible consideration regarding the future

با احتیاط, به طور محتاطانه
شرکت با بررسی قرارداد به طور محتاطانه عمل کرد.
in a way that shows good judgment, wisdom, or careful thought

به طور عاقلانه, با دقت
مدیر شکایت را بهصورت عاقلانه رسیدگی کرد تا هر دو طرف راضی باشند.
in a way that happens automatically or without conscious thought, as a natural response

بازتابی, به صورت غیرارادی
او به طور رفلکسی در برابر نور ناگهانی روشن پلک زد.
in a way that shows imagination, innovation, or originality

خلاقانه, مبتکرانه، با ابتکار
او به حل مسئله خلاقانه نزدیک شد، خارج از راهحلهای متعارف فکر کرد.
in a way that shows creativity, originality, or inventiveness

تخیلی, به شیوه ای خلاقانه
بچهها تخیلی بازی کردند، با تنها چند اسباببازی دنیاهای کامل خلق کردند.
in a way that shows cleverness, originality, and skill

با نبوغ, به طور مبتکرانه
مهندس با نبوغ ماشین را فقط با استفاده از چند قطعه ساده تعمیر کرد.
in a way that accepts something without questioning or evaluating it carefully

بدون انتقاد, بدون بررسی دقیق
مردم گاهی اوقات بدون انتقاد از روندها پیروی میکنند بدون اینکه تأثیر آنها را در نظر بگیرند.
in a way that is based on reason, logic, or clear thinking rather than emotion or impulse

منطقی, به صورت منطقی
او به مشکل منطقی نزدیک شد و یک راهحل عملی پیدا کرد.
in a way that lacks reason, logic, or clear thinking

به صورت غیرمنطقی, به شیوه ای غیرعقلانی
او به طور غیرمنطقی از آسانسور میترسید، با وجود اینکه هرگز تجربه بدی نداشت.
in an extremely foolish or illogical manner

به صورت دیوانه وار, به شکل غیر منطقی
او به یک شوخی که هیچ کس دیگر خندهدار ندید دیوانهوار خندید.
in a wild or out-of-control way, often with sudden or erratic movement or behavior

دیوانه وار, به صورت کنترل نشده
چراغها دیوانهوار چشمک میزدند در حالی که طوفان در بیرون میتوفید.
in a way that shows wild, uncontrollable behavior

به صورت دیوانه وار, با رفتار غیرقابل کنترل
شرور در نمایش به صورت دیوانهوار به تماشاگران خیره شد قبل از اینکه خط آخرش را بگوید.
