قیدهای انگلیسی اشاره کننده به "ناتوانی"

این قیدها اقداماتی را توصیف می‌کنند که به دلیل عدم قدرت برای مقاومت یا مقابله با یک نیرو انجام می‌شوند، از جمله "بی‌پناهی"، "ترسو"، "نومیدانه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به انسان‌ها
helplessly [قید]
اجرا کردن

ناتوانانه

Ex: He helplessly tried to stop the car from sliding on the ice .

بی‌پناه, سعی کرد از لیز خوردن ماشین روی یخ جلوگیری کند.

اجرا کردن

به صورت اجباری

Ex: She compulsively bites her nails when nervous .
desperately [قید]
اجرا کردن

ناامیدانه

Ex: They searched desperately through the rubble after the earthquake .

آن‌ها پس از زلزله ناامیدانه در میان آوار جستجو کردند.

اجرا کردن

بطور مقاومت ناپذیر

Ex: The temptation to eat the chocolate was irresistibly strong .

وسوسه خوردن شکلات به طور مقاومت ناپذیری قوی بود.

cowardly [قید]
اجرا کردن

ترسو

Ex: Instead of facing the consequences , he acted cowardly and tried to shift blame onto others .

به جای روبرو شدن با عواقب، او ترسو رفتار کرد و سعی کرد تقصیر را به دیگران بیندازد.

sheepishly [قید]
اجرا کردن

با شرمساری

Ex: The thief sheepishly handed over the stolen goods .

دزد با شرمندگی کالاهای دزدیده شده را تحویل داد.

اجرا کردن

بی مسئولیتی

Ex: The company acted irresponsibly by neglecting safety rules .

شرکت با بی‌توجهی به قوانین ایمنی بی‌مسئولانه عمل کرد.

stupidly [قید]
اجرا کردن

از روی حماقت

Ex: He stupidly quit his job without having another one lined up .

احمقانه، او بدون داشتن شغل دیگری از کارش استعفا داد.

foolishly [قید]
اجرا کردن

احمقانه

Ex: They foolishly ignored the weather forecast and went on a camping trip during a severe storm .

آن‌ها احمقانه پیش‌بینی هوا را نادیده گرفتند و در طول یک طوفان شدید به کمپینگ رفتند.

naively [قید]
اجرا کردن

ساده لوحانه

Ex: I naively clicked on the suspicious link without thinking twice .

من ساده‌لوحانه روی لینک مشکوک کلیک کردم بدون اینکه دو بار فکر کنم.

impatiently [قید]
اجرا کردن

بی‌صبرانه

Ex: The fans chanted impatiently for the band to come on stage .

طرفداران بی‌صبرانه برای آمدن گروه روی صحنه شعار می‌دادند.