قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای قانونی و اخلاقی
این قیدها توصیف میکنند که یک عمل تا چه حد با اصول قانون یا اخلاق مطابقت دارد، مانند "قانونی"، "معصومانه"، "اخلاقی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a way that is allowed by the law or in accordance with legal rules

قانوناً, بهصورت قانونی
کسبوکار قانوناً ثبت شده و کاملاً با مقررات مطابقت دارد.
in a way that breaks or goes against the law

بهصورت غیر قانونی
شرکت به دلیل غیرقانونی ریختن زباله در رودخانه جریمه شد.
in a way that is permitted by legal rules or authority

بهطور قانونی, قانوناً، شرعاً
آنها در یک مراسم مدنی کوچک قانوناً ازدواج کردند.
in a way that opposes the law

بهشکل غیرقانونی
او به دلیل ورود غیرقانونی به ملک خصوصی دستگیر شد.
in a way that involves creating or approving laws by an official lawmaking group

قانونگذاری
با عمل کردن قانونگذاری، دولت اقدامات مالیاتی جدیدی را معرفی کرد.
in a manner relating to courts, judges, or the administration of justice

قضایی, به صورت قضایی
او قضایی شواهد را بررسی کرد تا انصاف در محاکمه را تضمین کند.
in a way that can be shown to be right or reasonable

به طور موجه, به طور معقول
تیم با اطمینان موجه وارد بازی قهرمانی شد.
in a way that is justifiable, reasonable, or supported by good reasons

بهدرستی, بهحق
اگر محصول معیوب باشد، میتوانید به طور مشروع درخواست بازپرداخت کنید.
without any intention of breaking the law or causing trouble

معصومانه
کودک معصومانه توضیح داد که اشتباهاً اسباببازی را برداشته است.
in a way that reaches a minimum or tolerable level

بهطرز قابلقبول
او در آزمون قابل قبول عمل کرد، نمرهای کمی بالاتر از میانگین گرفت.
in a way that does not meet the required standard or level of approval

به طور غیرقابل قبول
رفتار او در جلسه غیرقابل قبول گستاخانه بود، که باعث ناراحتی میان حاضران شد.
in a way that is supported by sound reasoning or evidence

به طور معتبر, به طور موجه
شما نمیتوانید به طور معتبر فرض کنید که همه اعضا موافق هستند بدون اینکه اول از آنها بپرسید.
in a way that follows accepted rules of behavior or standards of goodness

از نظر اخلاقی, به شیوه اخلاقی
او بزرگ شد تا اخلاقی زندگی کند و با دیگران با احترام رفتار کند.
in a manner that is morally right or good

اخلاقا, از نظر اخلاقی
انتظار میرود کارمندان اخلاقی عمل کنند حتی زمانی که کسی نگاه نمیکند.
in a way that someone has a valid claim to something

به حق، به درستی
زمین به حق متعلق به جامعه بومی است که قرنها در آنجا زندگی کردهاند.
in a manner that is earned through one's actions or qualities

به حق, به درستی
تیم شایسته قهرمانی را پس از یک فصل شکستناپذیر به دست آورد.
in accordance with ethical standards or virtue

به درستی, با فضیلت
او عادلانه از فقرا و آسیبپذیران در جامعهاش دفاع کرد.
in a way that treats everyone justly and without favoritism

به صورت عادلانه, منصفانه
منابع باید عادلانه توزیع شوند تا اطمینان حاصل شود که هیچ جامعهای نادیده گرفته نمیشود.
in an honest and morally correct way

صادقانه, با درستکاری
قاضی درستکارانه عمل کرد و در طول محاکمه عدالت را تضمین کرد.
in a manner that is unjust or unfair

به ناحق, به اشتباه
کارمند با وجود سابقه عملکرد خوب، به ناحق اخراج شد.
in a way that lacks justice or equality

بهطور ناعادلانه, بهطرز غیر منصفانه
کودکان شکایت کردند که معلم به طور ناعادلانه برخی از دانشآموزان را بر دیگران ترجیح میداد.
in an unfair or immoral manner

به ناحق, به صورت ناعادلانه
تصمیم به اخراج کارمند با توجه به شرایط ناعادلانه سخت به نظر میرسید.
in a way that lacks sincerity or genuine feeling

به دروغ, ریاکارانه
او بطور ساختگی خندید، سعی کرد ناراحتی خود را پنهان کند.
in a way that lacks honesty, fairness, or integrity

ناشایسته, به صورت ناشایست
وکیل متهم شد که بهطور ناشایست شاهدان را دستکاری کرده است.
in a manner that is disgraceful or morally wrong

به صورت شرم آور, به روشی شرم آور
شرکت شرمآورانه در محافظت از کارگران خود کوتاهی کرد.
in a manner that goes against what is usual, expected, or appropriate

به صورت منحرف, به روشی نامناسب
سیاستمدار با مخالفت با اصلاحات محبوب، به طور منحرفانه حمایت به دست آورد.
without any valid cause, justification, or necessity

بی دلیل, بی جهت
کارگردان به دلیل گنجاندن خشونت در فیلم بیدلیل مورد انتقاد قرار گرفت.
