فهرست واژگان سطح A2 - گل‌ها، میوه‌ها و مغزها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره گل‌ها، میوه‌ها و آجیل‌ها، مانند "ارکیده"، "هندوانه" و "بادام" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان‌آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
farm [اسم]
اجرا کردن

مزرعه

Ex: The farm had an old windmill that once pumped water for the entire property .

مزرعه یک آسیاب بادی قدیمی داشت که زمانی آب را برای کل ملک پمپاژ می‌کرد.

farming [اسم]
اجرا کردن

کشاورزی

Ex: Technology has revolutionized farming , making it more efficient and sustainable .

فناوری کشاورزی را متحول کرده است، آن را کارآمدتر و پایدارتر کرده است.

to pick [فعل]
اجرا کردن

چیدن

Ex: Please pick some basil from the pot for the pasta sauce .

لطفاً کمی ریحان از گلدان برای سس پاستا بچینید.

to plant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن

Ex: To attract butterflies , you should plant some milkweed in your garden .

برای جذب پروانه‌ها، باید در باغ خود مقداری علف شیر بکارید.

to water [فعل]
اجرا کردن

آب دادن

Ex: We water the herbs on the balcony with a small watering can .

ما گیاهان را در بالکن با یک آبپاش کوچک آبیاری می‌کنیم.

to grow [فعل]
اجرا کردن

کاشتن

Ex: They 're planning to grow sunflowers this summer .

آنها برنامه‌ریزی کرده‌اند که این تابستان آفتابگردان پرورش دهند.

to produce [فعل]
اجرا کردن

پرورش دادن

Ex: These shrubs produce bright red berries .

این درختچه‌ها تولید می‌کنند توت‌های قرمز روشن.

to feed [فعل]
اجرا کردن

غذا دادن

Ex: The farmer gets up at dawn to feed the cows .

کشاورز در سپیده‌دم بیدار می‌شود تا گاوها را تغذیه کند.

strawberry [اسم]
اجرا کردن

توت‌فرنگی

Ex: The strawberry plant in our garden is beginning to bear fruit .

گیاه توت فرنگی در باغ ما شروع به میوه دادن کرده است.

blueberry [اسم]
اجرا کردن

بلوبری

Ex: They have a blueberry farm where they produce their own jam and juice .

آنها یک مزرعه زغال اخته دارند که در آن مربا و آبمیوه خود را تولید می‌کنند.

watermelon [اسم]
اجرا کردن

هندوانه

Ex: The farmer harvested a bountiful crop of watermelons from his fields .

کشاورز محصول فراوانی از هندوانه را از مزارع خود برداشت کرد.

pear [اسم]
اجرا کردن

گلابی

Ex: Pears are a good source of dietary fiber and vitamin C.

گلابی منبع خوبی از فیبر غذایی و ویتامین C است.

pineapple [اسم]
اجرا کردن

آناناس

Ex: She uses a special tool to cut the pineapple into rings .

او از یک ابزار خاص برای برش آناناس به صورت حلقه‌ای استفاده می‌کند.

mango [اسم]
اجرا کردن

انبه

Ex:

انبه و شیر نارگیل مواد اصلی در اسموتی گرمسیری مورد علاقه من هستند.

kiwi [اسم]
اجرا کردن

کیوی

Ex:

کیوی میوه‌ای همه‌کاره است که می‌توان در غذاهای شیرین و شور استفاده کرد.

avocado [اسم]
اجرا کردن

آووکادو

Ex: I made a delicious avocado and shrimp salad for lunch .

من برای ناهار یک سالاد خوشمزه از آووکادو و میگو درست کردم.

grapefruit [اسم]
اجرا کردن

گریپ‌فروت

Ex: The diet plan recommends starting the day with half a grapefruit .

برنامه رژیم غذایی توصیه می‌کند روز را با نصف گریپ فروت شروع کنید.

rose [اسم]
اجرا کردن

گل رز

Ex: Red roses are traditionally associated with love and passion .

گل‌های رز قرمز به طور سنتی با عشق و شور مرتبط هستند.

lily [اسم]
اجرا کردن

گل سوسن

Ex: The lily ’s large , trumpet-shaped flowers are a favorite among bees and butterflies .

گل‌های بزرگ و شیپوری شکل سوسن مورد علاقه زنبورها و پروانه‌ها هستند.

orchid [اسم]
اجرا کردن

گل ارکیده

Ex: She was gifted a beautiful orchid plant for her birthday .

به او یک گیاه زیبای ارکیده برای تولدش هدیه داده شد.

sunflower [اسم]
اجرا کردن

گل آفتاب‌گردان

Ex: The painting of the sunflower on the canvas looked incredibly lifelike .

نقاشی آفتابگردان روی بوم به طرز باورنکردنی واقع‌گرایانه به نظر می‌رسید.

cactus [اسم]
اجرا کردن

کاکتوس

Ex: The cactus has become a popular symbol in Southwestern design and decor .

کاکتوس به نمادی محبوب در طراحی و دکوراسیون جنوب غربی تبدیل شده است.

nut [اسم]
اجرا کردن

مغز (میوه)

Ex: The squirrel was running with a small nut in its mouth .

سنجاب با یک آجیل کوچک در دهانش می‌دوید.

peanut [اسم]
اجرا کردن

بادام‌زمینی

Ex:

او یک کیسه کوچک از بادام زمینی برای سفر جاده‌ای خود بسته‌بندی کرد.

walnut [اسم]
اجرا کردن

گردو

Ex: We gathered a handful of walnuts and tossed them into the air , trying to catch them in our mouths .

ما یک مشت گردو جمع کردیم و آنها را به هوا پرتاب کردیم، سعی کردیم با دهانمان آنها را بگیریم.

hazelnut [اسم]
اجرا کردن

فندق

Ex: She baked a batch of delicious hazelnut cookies .

او یک دسته کلوچه خوشمزه فندقی پخت.

almond [اسم]
اجرا کردن

بادام

Ex: The monkey skillfully plucked the almonds from the tree .

میمون با مهارت بادام‌ها را از درخت چید.

pecan [اسم]
اجرا کردن

پیکن (گردوی آمریکایی)

Ex:

پای پیکان یک دسر سنتی در جنوب ایالات متحده است.

hard [صفت]
اجرا کردن

سفت

Ex: The hard shell of the crab protects it from predators .

پوسته سخت خرچنگ آن را از شکارچیان محافظت می‌کند.

soft [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex: She loved the soft texture of the cashmere sweater .

او بافت نرم پلیور کشمیر را دوست داشت.

to smell [فعل]
اجرا کردن

بوی به‌خصوصی داشتن

Ex: The air smelled of salt and seaweed as we walked along the beach .

هوا بوی نمک و جلبک دریایی می‌داد در حالی که در کنار ساحل قدم می‌زدیم.