فهرست واژگان سطح A2 - اشتغال و مشاغل 2
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره اشتغال و مشاغل، مانند "طراح مد"، "رزومه" و "افسر" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a person who designs stylish clothes

طراح مد
طراح مد از طبیعت برای طرحهایش الهام میگیرد.
someone who has a farm or manages a farm

کشاورز
کشاورز زود بیدار میشود تا گاوها را بدوشد.
someone who serves in an army, particularly a person who is not an officer

سرباز
سرباز چکمههایش را تا زمانی که برق بزنند، واکس زد.
a member of the police

افسر پلیس
دو افسر در مورد سرقتهای اخیر بحث میکردند.
someone whose job is to cut people's hair or arrange it

آرایشگر
خواهرم یک آرایشگر مو با استعداد است.
someone whose job or education is about science

دانشمند
برخی از مهمترین اکتشافات جهان توسط دانشمندان انجام شده است.
a person in a leadership or authority position within a specific organization or group

رئیس, مدیر
آنها در حال جستجو برای یک رئیس جدید برای بخش طراحی هستند.
someone who works in the government or a law-making organization

سیاستمدار
رأیدهندگان از سیاستمداران خود انتظار صداقت دارند.
a group of people who work together for a particular reason, such as a business, department, etc.

سازمان
داوطلبان به سازمان کمک میکنند تا به اهداف خود دست یابد.
a name that is used to describe someone's position or status

عنوان
با ارتقای او، او یک عنوان جدید و دفتر جدید دریافت کرد.
a group of people who work for a particular company or organization

پرسنل, کارکنان
کارکنان رستوران آموزش خدمات به مشتری را دریافت کردند.
an amount of money we receive for doing our job, usually monthly

حقوق و دستمزد
شرکت افزایش حقوق را برای تمام کارمندان اعلام کرد.
an amount of money added to our regular payment for the job we do

اضافهحقوق
اتحادیه برای اعضای خود یک افزایش مذاکره کرد.
the extra hours a person works at their job

اضافهکاری
آنها موافقت کردند که کار را به پایان برسانند حتی اگر نیاز به اضافه کاری داشت.
an act of raising someone to a higher rank or position

ترفیع
تیم ارتقای او را با یک مهمانی غافلگیرانه جشن گرفت.
the suggestion that someone or something is good for a job or purpose

سفارش, توصیه
دانشجو با دو نامه توصیه به دانشگاه درخواست داد.
an event in which people meet, either in person or online, to talk about something

جلسه
ما یک جلسه برای ساعت 10 صبح فردا برنامهریزی کردهایم.
a rest from the work or activity we usually do

وقت استراحت
آنها در طول استراحت یک میان وعده سریع خوردند.
a meeting in which someone asks questions to decide whether a person is suitable for a job

مصاحبه شغلی, مصاحبه کاری
شرکت مصاحبه شغلی را از طریق تماس ویدئویی انجام داد.
someone who works for a skilled person for a specific period of time to learn their skills, usually earning a low income

کارآموز, شاگرد
نانوایی یک شاگرد را برای یادگیری تکنیکهای نانپزی استخدام کرد.
done for the usual hours in a working day or week

تماموقت
او اخیراً یک شغل تمام وقت در بانک شروع کرده است.
done only for a part of the working hours

پارهوقت, نیمهوقت
موزه در فصل گردشگری چند راهنمای پاره وقت استخدام میکند.
no longer working, typically because of old age

بازنشسته
آنها به یک باشگاه برای حرفهایهای بازنشسته در آن منطقه پیوستند.
to pay someone to do a job

استخدام کردن
ممکن است برای پذیرایی عروسی یک گروه اجاره کنیم.
to make someone leave their job, position, etc., usually as punishment

اخراج کردن
تیم تصمیم گرفت پس از چندین باخت، مربی را اخراج کند.
to get money for the job that we do or services that we provide

پول درآوردن
با شغل جدیدش، او دو برابر درآمد خواهد داشت.
to give up your job, school, etc.

استعفا دادن, ترک کردن، رها کردن
آنها نگرانند که افراد بیشتری استعفا دهند اگر شرایط بهبود نیابد.
someone who is paid by another to work for them

کارمند
کارمند سختکوش به دلیل عملکرد استثنایی خود ترفیع گرفت.
someone whose profession is dancing

رقصنده, رقاص
رقاص خوب بودن نیاز به تمرین و حس ریتم دارد.