تعطیلات
آنها به مدت دو هفته به تعطیلات به ساحل میروند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سفر را یاد خواهید گرفت، مانند "تعطیلات"، "رزرو" و "سفر"، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تعطیلات
آنها به مدت دو هفته به تعطیلات به ساحل میروند.
ماجراجویی
مجموعه کتاب کودکان، شخصیتهای جوان را در ماجراهای جادویی در سرزمینهای دور دنبال میکند.
سفر
خانواده به یک سفر جادهای رفتند و در طول سفر خود در نقاط دیدنی و جاذبههای مختلف توقف کردند.
کشتیرانی
او سالها پسانداز کرد تا بتواند هزینه یک کروز دور دنیا را بپردازد و رویای دور زدن کره زمین از طریق دریا را محقق کند.
سفر
هر سال، خانواده اسمیت یک سفر برای دیدار با اقوام در ایالت دیگر انجام میدهند.
خارجی
شرکت عملیات خود را به بازارهای خارجی در آسیا گسترش داد.
خارجی
او با وجود سالها زندگی در آنجا، احساس میکرد یک خارجی است.
مُتِل
خانواده در یک متل حیواندوست اقامت کردند، که به آنها اجازه میداد همراه پشمالوی خود را در سفر بیاورند.
رزرو
آژانس مسافرتی به ما کمک کرد تا رزروها را برای تورهای راهنما و گشتوگذارها در طول تعطیلات خارجی خود ترتیب دهیم.
رزرو کردن
آنها ماهها قبل بلیطهای کنسرت را رزرو کردند تا حضور خود را تضمین کنند.
ویزا
سفارت یک ویزای تجاری برای کارآفرین برای شرکت در کنفرانسی در ژاپن صادر کرد.
اقامت کوتاه داشتن
به دلیل طوفان، نتوانستیم با ماشین به خانه برویم و مجبور شدیم یک شب در یک مسافرخانه بمانیم.
کارت پستال
فروشگاه سوغاتی کارت پستالهایی را میفروخت که شامل نقاط دیدنی و جاذبههای شهر بودند.
سوغاتی
او یک سوغاتی کلید زنجیری از فروشگاه هدیه خرید تا سفرش به پاریس را به یاد بیاورد.
دیدن کردن
او به دیدار از ساحل حداقل یک بار در ماه برای استراحت و آرامش اهمیت ویژهای داد.
گشتوگذار کردن
دانشآموزان اخیراً در طول تورهای آموزشی خود از جاذبههای گردشگری دیدن کردهاند.
حساب خود را تسویه کردن و رفتن (در هتل)
لطفاً مطمئن شوید که اگر عزیمت زودهنگام دارید، تسویه حساب را به صورت آنلاین انجام دهید.
به خارج
ما معمولاً در ماه می برای فرار از روزمرگی به خارج از کشور میرویم.
عوض کردن (هواپیما، اتوبوس و غیره)
ما مجبور شدیم در شیکاگو تعویض کنیم تا به مقصد نهایی خود برسیم.
با هواپیما سفر کردن
به دلیل فوریت وضعیت، دیپلمات مجبور شد به منطقه بحرانزده پرواز کند.
فرود آمدن
هلیکوپتر در حال فرود آمدن روی پشت بام است.
به پرواز در آمدن
کشتی موشکی طراحی شده است تا به صورت عمودی از سکوی پرتاب بلند شود.
برنامه حرکت (هواپیما، قطار و غیره)
آنها برنامه پرواز را بررسی کردند تا مناسبترین زمان عزیمت را برای سفر خود پیدا کنند.
بیهدف راه رفتن
من در خیابانهای باریک پرسه زدم، از مناظر و صداهای شهر لذت بردم.
عزیمت
آنها در فرودگاه جمع شدند تا دوستشان را قبل از حرکت به خارج از کشور بدرقه کنند.
گمرک
در گمرک صف طولانی وجود داشت، مسافران منتظر مهر شدن پاسپورتهایشان بودند.
سواری (کردن)
خانواده تصمیم گرفتند برای یک سواری دوچرخه در امتداد مسیرهای دیدنی پارک ملی بروند.
رفتن
آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.
رسیدن
اتوبوس به زودی به ترمینال خواهد رسید.
لغو کردن
آنها جلسه را لغو کردند تا به همه زمان بیشتری برای آماده شدن بدهند.
رسیدن (به مقصد)
ما بالاخره به مقصدمان رسیدیم.