فهرست واژگان سطح A2 - اشتغال و مشاغل 1
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مشاغل و کار را یاد خواهید گرفت، مانند "خلبان"، "رئیس" و "بازنشسته"، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
someone whose job is to operate an aircraft

خلبان
یک خلبان باید بینایی خوب و واکنشهای سریعی داشته باشد.
a person who is in charge of a large organization or has an important position there

رئیس
رئیسم امروز یک تکلیف چالش برانگیز به من داد.
the activity a person normally does to make money

کار, حرفه
جک برای شرکت در یک کنفرانس مهم در صنعت خود به یک سفر کاری به شیکاگو رفت.
a man who does business activities like running a company

تاجر (مرد), صاحب کسبوکار
او یک تاجر با شهرت عالی در صنعت است.
a woman who does business activities like running a company or participating in trade

تاجر (زن), صاحب کسبوکار
علیرغم موفقیتش، زن تاجر متواضع و زمینی باقی میماند.
an individual with a great amount of knowledge, skill, or training in a particular field

متخصص, خبره
مکانیک خودرو در تعمیر انواع مختلف وسایل نقلیه متخصص است.
someone who is in charge of running a business or managing part or all of a company or organization

مدیر
او در عرض فقط یک سال از صندوقداری به مدیر فروشگاه ارتقا یافت.
a person who helps someone in their work

دستیار
او به عنوان دستیار شخصی برای یک بازیگر معروف کار میکند.
a person who greets and deals with people arriving at or calling a hotel, office building, doctor's office, etc.

متصدی پذیرش, منشی
منشی مهربان در نمایشگاه خودرو به من خوش آمد گفت و به من قهوه تعارف کرد.
a person, especially a police officer, whose job is to investigate and solve crimes and catch criminals

کارآگاه, بازرس
او رویای تبدیل شدن به یک کارآگاه و حل معماها را دارد.
a person whose job is to display clothes by wearing them and being photographed

مدل
تبلیغات یک مدل با لبخند درخشان را نشان میداد.
a person who prepares and cooks food, especially as their job

آشپز
لیزا در حال آموزش برای تبدیل شدن به آشپز در یک مدرسه آشپزی است.
a healthcare professional whose job is to prepare and sell medications, and works in various places

داروساز, داروفروش
من همیشه قبل از مصرف داروی جدید با داروساز مشورت میکنم.
someone who prepares news to be broadcast or writes for newspapers, magazines, or news websites

روزنامهنگار, خبرنگار
به عنوان یک روزنامهنگار، او به بسیاری از کشورها سفر کرده است.
someone whose job involves writing articles, books, stories, etc.

نویسنده
او یک نویسنده موفق کتابهای کودکان است.
someone whose job is to use their voice for creating music

خواننده
او یک خواننده بااستعداد و پیانیست است.
an experienced teacher at a university or college who specializes in a particular subject and often conducts research

استادیار (دانشگاه)
دانشآموزان منتظر بودند که استاد سخنرانی را شروع کند.
someone who studies a subject carefully and carries out academic or scientific research

محقق
هر جزئیات برای یک محقق که در حال مطالعه میکروارگانیسمها است مهم است.
someone whose job is to cut, wash and style hair

آرایشگر
مری یک آرایشگر مو با تجربه در شهر ما است.
someone whose job is to plan and draw how something will look or work before it is made, such as furniture, tools, etc.

طراح
او یک طراح داخلی است که در فضاهای مدرن تخصص دارد.
someone whose job is to clean other people’s houses, offices, etc.

نظافتچی, خدمتکار
نظافتچی امروز فراموش کرد کف آشپزخانه را تی بکشد.
someone whose job is to paint buildings, walls, etc.

نقاش (ساختمان)
عموی من یک نقاش و دکوراتور با استعداد است.
a person who teaches a practical skill or sport to someone

مدرس, مربی
مربی تناسب اندام من سی دقیقه ورزش هر روز را توصیه میکند.
a paid job

کار, شغل
شغل او در شرکت ماه گذشته به پایان رسید.
a part of an organization such as a university, government, etc. that deals with a particular task

بخش, دپارتمان
من باید با کسی در بخش بازاریابی در مورد کمپین جدیدمان صحبت کنم.
an amount of money that is paid for something

مبلغ پرداختی, قسط
من یک پرداخت 100 دلاری از عمهام به عنوان هدیه تولد دریافت کردم.
the period of time when a group of people work during the day or night

شیفت کاری, نوبت
شیفت کاری من ساعت 6 صبح شروع میشود و ساعت 2 بعدازظهر پایان مییابد.
the extra money that we get, besides our salary, as a reward

پاداش
طرح پاداش در شغل او بسیار جذاب است.
to give work to someone and pay them

استخدام کردن
شرکت برنامههایی برای استخدام کارکنان اضافی برای پروژه جدید خود دارد.
to leave your job and stop working, usually on reaching a certain age

بازنشسته شدن
او قصد دارد سال آینده بازنشسته شود و به سفر دور دنیا برود.
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او در صنعت سینما یک کارنامه موفق داشت.
a person or organization that hires and pays individuals for a variety of jobs

کارفرما
او با چندین کارفرمای بالقوه مصاحبه کرد قبل از اینکه موقعیتی در یک استارتاپ فناوری بپذیرد.
