فهرست واژگان سطح A2 - اشتغال و مشاغل 1

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مشاغل و کار را یاد خواهید گرفت، مانند "خلبان"، "رئیس" و "بازنشسته"، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
pilot [اسم]
اجرا کردن

خلبان

Ex: It 's important for a pilot to stay calm under pressure .

برای یک خلبان مهم است که تحت فشار آرام بماند.

boss [اسم]
اجرا کردن

رئیس

Ex: Our new boss is very different from the previous one .

رئیس جدید ما خیلی با قبلی فرق دارد.

business [اسم]
اجرا کردن

کار

Ex: During his business appointment in New York City , David found the love of his life .

در طول قرار ملاقات تجاری خود در شهر نیویورک، دیوید عشق زندگی خود را پیدا کرد.

businessman [اسم]
اجرا کردن

تاجر (مرد)

Ex: The local businessman donated a large sum to the charity .

تاجر محلی مبلغ زیادی به خیریه اهدا کرد.

اجرا کردن

تاجر (زن)

Ex: The award-winning businesswoman is a role model for many .

زن تاجر برنده جایزه الگویی برای بسیاری است.

expert [اسم]
اجرا کردن

متخصص

Ex: The language expert can speak five different languages fluently .

متخصص زبان می‌تواند به پنج زبان مختلف به روانی صحبت کند.

manager [اسم]
اجرا کردن

مدیر

Ex: The new manager introduced some effective strategies to improve sales .

مدیر جدید چند استراتژی مؤثر برای بهبود فروش معرفی کرد.

assistant [اسم]
اجرا کردن

دستیار

Ex: The office assistant always keeps all the files organized .

دستیار دفتر همیشه تمام پرونده‌ها را منظم نگه می‌دارد.

اجرا کردن

متصدی پذیرش

Ex: The salon receptionist booked me an appointment with the stylist .

منشی سالن برایم یک قرار با آرایشگر رزرو کرد.

detective [اسم]
اجرا کردن

کارآگاه

Ex:

کارآگاه بی‌وقفه کار کرد تا اثر هنری دزدیده شده را پیدا کند.

model [اسم]
اجرا کردن

مدل

Ex: The magazine cover showcased a model in a stunning wedding dress .

جلد مجله یک مدل را با یک لباس عروسی خیره کننده نشان می‌داد.

cook [اسم]
اجرا کردن

آشپز

Ex: The cook presented a new dish he had invented .

آشپز یک غذای جدید را که اختراع کرده بود ارائه داد.

pharmacist [اسم]
اجرا کردن

داروساز

Ex: The pharmacist explained the side effects of the medication .

داروساز عوارض جانبی دارو را توضیح داد.

journalist [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگار

Ex: The journalist interviewed the prime minister yesterday .

روزنامه‌نگار دیروز با نخست‌وزیر مصاحبه کرد.

writer [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: The writer shared her writing process during the lecture .

نویسنده فرآیند نوشتن خود را در طول سخنرانی به اشتراک گذاشت.

singer [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex:

خواننده اپرا صدای قدرتمندی دارد.

professor [اسم]
اجرا کردن

استادیار (دانشگاه)

Ex: I have a meeting with my English professor tomorrow .

فردا جلسه‌ای با استاد انگلیسی خود دارم.

researcher [اسم]
اجرا کردن

محقق

Ex: Jane is a dedicated researcher at the medical institute .

جین یک پژوهشگر متعهد در مؤسسه پزشکی است.

hairdresser [اسم]
اجرا کردن

آرایشگر

Ex: My wife ’s hairdresser is excellent at creating trendy styles .

آرایشگر همسر من در ایجاد سبک‌های مد روز عالی است.

designer [اسم]
اجرا کردن

طراح

Ex:

سوزان یک طراح مد با استعداد است.

cleaner [اسم]
اجرا کردن

نظافتچی

Ex:

نظافتچی فردا برای تمیز کردن دفتر خواهد آمد.

painter [اسم]
اجرا کردن

نقاش (ساختمان)

Ex: The painter carefully covered the furniture before starting his work .

نقاش با دقت مبلمان را قبل از شروع کارش پوشاند.

instructor [اسم]
اجرا کردن

مدرس

Ex: She 's a yoga instructor at the local community center .

او یک مربی یوگا در مرکز جامعه محلی است.

employment [اسم]
اجرا کردن

کار

Ex: She is studying for a degree that promises good employment opportunities .

او برای مدرکی تحصیل می‌کند که وعده فرصت‌های خوب شغلی را می‌دهد.

department [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex:

لطفاً شکایت خود را به بخش خدمات مشتریان ارجاع دهید.

payment [اسم]
اجرا کردن

مبلغ پرداختی

Ex: The payment for the groceries was more than I expected .

پرداخت برای خرید مواد غذایی بیشتر از حد انتظار من بود.

shift [اسم]
اجرا کردن

شیفت کاری

Ex:

پرستاران شیفت شب خود را در بیمارستان شروع می‌کنند.

bonus [اسم]
اجرا کردن

پاداش

Ex: They are expecting a good bonus as business was very profitable this year .

آن‌ها انتظار یک پاداش خوب را دارند زیرا کسب‌وکار امسال بسیار سودآور بوده است.

to employ [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex: The firm employs skilled craftsmen to make its products .

شرکت استخدام می‌کند صنعتگران ماهر را برای ساخت محصولاتش.

to retire [فعل]
اجرا کردن

بازنشسته شدن

Ex: Many athletes retire in their early thirties .

بسیاری از ورزشکاران در اوایل سی سالگی بازنشسته می‌شوند.

successful [صفت]
اجرا کردن

موفق

Ex: Our school has a successful sports program .

مدرسه ما یک برنامه ورزشی موفق دارد.

employer [اسم]
اجرا کردن

کارفرما

Ex: The restaurant owner was known for being a fair and supportive employer , fostering a positive work environment for staff .

صاحب رستوران به عنوان یک کارفرما منصف و حمایت‌گر شناخته می‌شد که محیط کاری مثبتی برای کارکنان فراهم می‌کرد.

company [اسم]
اجرا کردن

شرکت

Ex: The company expanded its business to European markets .

شرکت کسب و کار خود را به بازارهای اروپایی گسترش داد.

factory [اسم]
اجرا کردن

کارخانه

Ex: He got a job at the factory after graduating from high school .

او بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان در کارخانه شغل پیدا کرد.