فهرست واژگان سطح A2 - سفر و گردشگری 1

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد گردشگری، مانند "tour"، "sightseeing" و "passenger" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
tour [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: We joined a guided tour to learn more about the national park 's wildlife .

ما به یک تور راهنما پیوستیم تا بیشتر درباره حیات وحش پارک ملی یاد بگیریم.

tourism [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: The rise in adventure tourism has led to the development of various outdoor activities .

افزایش گردشگری ماجراجویانه منجر به توسعه فعالیت‌های متنوع در فضای باز شده است.

tourist [اسم]
اجرا کردن

گردشگر

Ex: The tourist appreciated the local art displayed in the city 's public spaces .

گردشگر از هنر محلی نمایش داده شده در فضاهای عمومی شهر قدردانی کرد.

sightseeing [اسم]
اجرا کردن

تماشای اماکن دیدنی

Ex: The travel agency organized a sightseeing tour of the most popular landmarks in the city .

آژانس مسافرتی یک تور گردشگری از محبوب‌ترین نقاط دیدنی شهر ترتیب داد.

guide [اسم]
اجرا کردن

راهنما (گردشگری)

Ex: The guide at the art gallery provided insightful commentary on the artworks .

راهنما در گالری هنری تفسیرهای بینش‌آمیزی درباره آثار هنری ارائه داد.

passenger [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: The flight attendant demonstrated safety procedures to the passengers .

مهماندار پروceduresراحی‌های ایمنی را به مسافران نشان داد.

traveler [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: The traveler explored the local market for souvenirs .

مسافر بازار محلی را برای سوغاتی جستجو کرد.

suitcase [اسم]
اجرا کردن

چمدان

Ex: The handle of his suitcase broke as he was rushing to catch his flight .

دسته چمدان او شکست در حالی که عجله داشت تا پروازش را بگیرد.

baggage [اسم]
اجرا کردن

چمدان

Ex: He stored his winter clothes in the baggage during the summer trip .

او لباس‌های زمستانی خود را در چمدان‌ها در طول سفر تابستانی ذخیره کرد.

reception [اسم]
اجرا کردن

پذیرش (هتل و...)

Ex: They left their luggage at the reception until their room was ready .

آنها چمدان‌های خود را تا زمانی که اتاقشان آماده شود در ریسیپشن گذاشتند.

twin bed [اسم]
اجرا کردن

دو تخت یک‌نفره

Ex: The host had arranged the twin beds neatly before their arrival .

میزبان تخت‌های دو تخته را به دقت قبل از ورودشان چیده بود.

single bed [اسم]
اجرا کردن

تختخواب یک‌نفره

Ex: The child 's room was decorated with a single bed and colorful wallpaper .

اتاق کودک با یک تخت یک نفره و کاغذ دیواری رنگارنگ تزیین شده بود.

single room [اسم]
اجرا کردن

اتاق یک‌نفره

Ex: The single room had a beautiful view of the city skyline .

اتاق تک‌نفره منظره‌ای زیبا از خط افق شهر داشت.

double room [اسم]
اجرا کردن

اتاق دونفره

Ex: The students shared a double room in the dormitory to save on rent .

دانش‌آموزان برای صرفه‌جویی در اجاره، یک اتاق دو تخته در خوابگاه تقسیم کردند.

airline [اسم]
اجرا کردن

شرکت هواپیمایی

Ex: The airline announced a new route to Tokyo starting next month .

شرکت هواپیمایی مسیر جدیدی به توکیو را از ماه آینده اعلام کرد.

flight [اسم]
اجرا کردن

پرواز

Ex: She missed her flight and had to book another one .

او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.

gate [اسم]
اجرا کردن

دروازه (فرودگاه یا ترمینال)

Ex: The gate for the next flight was already bustling with passengers .

دروازه برای پرواز بعدی از قبل شلوغ با مسافران بود.

اجرا کردن

بین‌المللی

Ex: The international school offers a curriculum that is recognized worldwide .

مدرسه بین‌المللی برنامه‌ای ارائه می‌دهد که در سراسر جهان شناخته شده است.

seat [اسم]
اجرا کردن

صندلی

Ex: She was lucky to find a seat on the crowded train .

او خوش‌شانس بود که یک صندلی در قطار شلوغ پیدا کرد.

اجرا کردن

کارت پرواز

Ex: The airline sent her a digital boarding pass to her email after online check-in .

شرکت هواپیمایی یک بلیط سوار شدن دیجیتال را پس از ثبت‌نام آنلاین به ایمیل او فرستاد.

اجرا کردن

بلیت رفت‌وبرگشت

Ex: The price of the round-trip ticket for the concert bus included a discount .

قیمت بلیط رفت و برگشت برای اتوبوس کنسرت شامل تخفیف بود.

اجرا کردن

بلیت یک‌طرفه

Ex: The cost of a one-way ticket for the cable car was well worth the view .

هزینه بلیط یک طرفه برای تله کابین به خاطر منظره کاملاً ارزش داشت.

to book [فعل]
اجرا کردن

رزرو کردن

Ex: They decided to book a table at their favorite restaurant for their anniversary dinner .

آنها تصمیم گرفتند برای شام سالگردشان در رستوران مورد علاقه‌شان یک میز رزرو کنند.

اجرا کردن

حمل‌ونقل عمومی

Ex: The hotel was conveniently located near several public transportation stops .

هتل به راحتی در نزدیکی چندین ایستگاه حمل و نقل عمومی قرار داشت.

platform [اسم]
اجرا کردن

سکو

Ex: The platform was well-lit and had seating for waiting passengers .

سکو به خوبی روشن بود و برای مسافران منتظر صندلی داشت.

railroad [اسم]
اجرا کردن

راه‌آهن

Ex:

خط راه‌آهن به موازات رودخانه برای چندین مایل امتداد دارد.

fare [اسم]
اجرا کردن

کرایه

Ex: The fare from the city to the beach was quite reasonable .

کرایه از شهر به ساحل کاملاً معقول بود.

route [اسم]
اجرا کردن

خط سفر (کشتی، هواپیما و ...)

Ex:

مسیر اتوبوس مرکز شهر را به حومه متصل می‌کند.

to ride [فعل]
اجرا کردن

سوار شدن

Ex: I ride the subway to school every day .

من هر روز با مترو به مدرسه می‌روم.

to catch [فعل]
اجرا کردن

سوار شدن (وسایل نقلیه)

Ex: They caught the late-night bus back to their hotel .

آنها اتوبوس آخر شب را برای بازگشت به هتلشان گرفتند.

to miss [فعل]
اجرا کردن

جا ماندن (از قطار، هواپیما و غیره)

Ex: She overslept and missed her morning bus to work .

او زیاد خوابید و اتوبوس صبحگاهی خود را برای رفتن به کار از دست داد.

to welcome [فعل]
اجرا کردن

استقبال کردن

Ex: The tour guide welcomed the tourists at the hotel lobby .

راهنمای تور از گردشگران در لابی هتل استقبال کرد.

way [اسم]
اجرا کردن

راه

Ex: They strolled down the quiet way .

آنها در مسیر آرام قدم زدند.