فهرست واژگان سطح A2 - سفر و گردشگری 1
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد گردشگری، مانند "tour"، "sightseeing" و "passenger" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a journey for pleasure, during which we visit several different places

گردشگری
ما یک تور دوچرخهسواری از میان روستاها انجام دادیم و از مناظر آرام لذت بردیم.
the business of providing accommodation, services and entertainment for people who are visiting a place for pleasure

گردشگری, توریسم
صنعت گردشگری به طور قابل توجهی تحت تأثیر محدودیتهای سفر جهانی قرار گرفته است.
someone who visits a place or travels to different places for pleasure

گردشگر, توریست
گردشگران چندین عکس از منظره زیبا گرفتند.
the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
گردشگری آنها در لندن شامل برج لندن، موزه بریتانیا و کاخ باکینگهام بود.
a person whose job is to take tourists to interesting places and show them around

راهنما (گردشگری)
راهنمای دانای موزه نمایشگاههای تاریخی را زنده کرد.
someone traveling in a vehicle, aircraft, ship, etc. who is not the pilot, driver, or a crew member

مسافر
مسافر در کشتی کروز از منظره اقیانوس از کابین خود لذت برد.
a person who is on a journey or someone who travels a lot

مسافر
مسافر با کمک یک نقشه در خیابانهای شهر حرکت کرد.
a case with a handle, used for carrying clothes, etc. when we are traveling

چمدان
مسافر با چمدان سنگین خود در پلهها دست و پنجه نرم کرد.
suitcases or other bags, containing our clothes and things, that we carry when we are traveling

چمدان, بار
شرکت هواپیمایی چمدانهای من را در حین انتقال گم کرد، اما روز بعد آن را به هتل من تحویل داد.
the place or desk usually at a hotel entrance where people go to book a room or check in

پذیرش (هتل و...)
آنها در پذیرش یک اتاق با نمای دریا درخواست کردند.
one of a pair of single beds in a hotel or guest room for two people

دو تخت یکنفره
تختهای دو نفره با ملحفههای رنگی پوشیده شده بودند، که حال و هوای شادی به اتاق میداد.
a bed that is designed for one person

تختخواب یکنفره
تخت یک نفره در کابین باریک اما به طرز شگفتانگیزی راحت بود.
a hotel room or bedroom used by just one person

اتاق یکنفره
اتاق تک نفره در مهمانخانه کوچک اما راحت بود.
a room in a hotel suitable for two people, typically has a larger bed

اتاق دونفره
اتاق دو تخته آنها تنها چند قدم با ساحل شنی فاصله داشت.
a company or business that provides air transportation services for people and goods

شرکت هواپیمایی, خط مستقیم هوایی
شرکت هواپیمایی پروازهای روزانه از نیویورک به لندن ارائه میدهد.
a scheduled journey by an aircraft

پرواز
پرواز در سراسر اقیانوس اطلس حدود هفت ساعت طول کشید.
a part of an airport or terminal that passengers go through to get on or off a plane, train, or bus

دروازه (فرودگاه یا ترمینال)
آنها پیادهروی طولانی بین گیتها داشتند تا پرواز اتصال خود را بگیرند.
happening in or between more than one country

بینالمللی
آنها یک نمایشگاه هنری بینالمللی میزبانی کردند که آثار هنری از سراسر جهان را به نمایش گذاشت.
a place in a plane, train, theater, etc. that is designed for people to sit on, particularly one requiring a ticket

صندلی, جا
صندلی در هواپیما به یک میز کوچک تاشو مجهز بود.
a ticket or card that passengers must show to be allowed on a ship or plane

کارت پرواز
بلیط پرواز برای فرآیند بازپرداخت مالیات در فرودگاه مورد نیاز بود.
a ticket that can be used for travelling to a place and coming back from that place

بلیت رفتوبرگشت
آژانس مسافرتی یک پیشنهاد پکیج شامل هتل و بلیط رفت و برگشت ارائه داد.
a ticket that can be used for travelling to a place but cannot be used for coming back from that place

بلیت یکطرفه
بلیط یک طرفه برای اتوبوس سریعالسیر گرانتر بود، اما در زمان صرفهجویی کرد.
to reserve a specific thing such as a seat, ticket, hotel room, etc.

رزرو کردن
ما باید برای جلوگیری از دست دادن، صندلیهای خود را برای نمایش اول فیلم در اسرع وقت رزرو کنیم.
the system of vehicles, such as buses, trains, etc. that are available to everyone and provided by the government or companies

حملونقل عمومی, وسایل نقلیه عمومی
گزینههای حمل و نقل عمومی در شهر مقرون به صرفه و قابل اعتماد هستند.
the raised surface in a station next to a railroad track where people can get on and off a train

سکو
قطار به سکو رسید و مسافران شروع به سوار شدن کردند.
a system or network of tracks with the trains, organization, and people needed to operate them

راهآهن
تور راهآهن دیدنی، مناظر خیرهکنندهای از کوهها ارائه میداد.
the amount of money we pay to travel with a bus, taxi, plane, etc.

کرایه
هزینه مترو امسال 10٪ افزایش یافت.
a fixed way between two places, along which a bus, plane, ship, etc. regularly travels

خط سفر (کشتی، هواپیما و ...)
کشتی کروز یک مسیر را در امتداد ساحل مدیترانه دنبال کرد.
to travel in a vehicle such as a bus, car, etc.

سوار شدن
به عنوان یک توریست در شهر، او انتخاب کرد که با یک اتوبوس دو طبقه سوار شود تا از نقاط دیدنی معروف دیدن کند.
to reach and get on a bus, aircraft, or train in time

سوار شدن (وسایل نقلیه)
آنها برنامه ریزی کردهاند که زودتر از مهمانی بروند تا به آخرین قایق به خانه برسند.
to fail to catch a bus, airplane, etc.

جا ماندن (از قطار، هواپیما و غیره)
او آنقدر در کتابش غرق شده بود که ایستگاه مترویش را از دست داد.
to meet and greet someone who has just arrived

استقبال کردن, خوشامد گفتن
آنها به فرودگاه رفتند تا از بستگان خود از خارج استقبال کنند.