مناطق روستایی
روستا هوای تازه و آرامش را دور از شلوغی شهر ارائه میداد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره شهر و روستا را یاد خواهید گرفت، مانند "روستا"، "روستایی" و "مرکز شهر"، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مناطق روستایی
روستا هوای تازه و آرامش را دور از شلوغی شهر ارائه میداد.
روستا
میدان روستا قلب فعالیتهای اجتماعی بود، جایی که مردم محلی برای گپ زدن و استراحت جمع میشدند.
روستا
والدین من یک خانه مزرعه زیبا در روستا دارند که در آن سبزیجات خود را پرورش می دهند.
روستایی
مدارس روستایی ممکن است با چالشهایی در تأمین منابع و فرصتها برای دانشآموزان خود مواجه شوند.
منطقه
شورای شهر شهر را به چند حوزه انتخاباتی برای نمایندگی عادلانه تقسیم کرد.
شهری
محققان الگوهای مهاجرت شهری را در دهه گذشته مطالعه کردند.
مرکز شهر
آنها در طول بازدید خود ساختمانهای تاریخی و نشانههای مرکز شهر را کاوش کردند.
شهربازی
آنها از هیجان چرخ و فلک و چرخش در پارک تفریحی لذت بردند.
جایگاه سوخت
آنها ماشین خود را در پمپ بنزین در حالی که سوخت گیری میکردند شستند.
اداره پلیس
او یک کیف پول گم شده پیدا کرد و آن را به بخش اشیای گمشده کلانتری تحویل داد.
زندان
آنها برنامههای توانبخشی را برای کمک به زندانیان در بازگشت به جامعه پس از آزادی از زندان اجرا کردند.
ساختمان شهرداری
ساکنان در جلسه شهرداری شرکت کردند تا نگرانیهای خود را درباره ترافیک بیان کنند.
بازار
بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه میکردند.
کتابخانه
دیروز کتابهایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.
کلیسا
پنجرههای شیشهرنگی در کلیسا صحنههایی از کتاب مقدس را به تصویر میکشید.
مسجد
گنبد مسجد با طرحهای هندسی پیچیده و خوشنویسی تزیین شده بود.
معبد
آنها در فضای آرام معبد بودایی مراقبه کردند.
بزرگراه عریض
شهر درختان گیلاس شکوفه را در امتداد خیابان کاشت و نمایشی زیبا از بهار ایجاد کرد.
کوچه
آنها در کوچه پشت ساختمان آپارتمانشان بسکتبال بازی کردند.
بلوار
آنها در امتداد بلوار شلوغ رانندگی کردند، از کنار مغازهها و رستورانها گذشتند.
راهبندان
او از سر ناامیدی بوق زد در حالی که ترافیک بیپایان به نظر میرسید.
جاده
شهر قدیمی از طریق یک جاده باریک و دلنشین سنگفرش قابل دسترسی است.
بزرگراه
آنها در یک منطقه استراحت خارج از بزرگراه توقف کردند تا پاهای خود را بکشند و یک میانوعده بخورند.
بزرگراه
آنها برای پردازش سریعتر پرداخت، عوارضیهای الکترونیکی را روی اتوبان نصب کردند.
پل
آنها از روی پل رد شدند تا از شهر همسایه دیدن کنند.
مسیر
دولت دستور تخلیه را برای ساکنان در مسیر طوفان نزدیکشونده صادر کرد.
زیرگذر
آنها از گذرگاه زیرزمینی برای جلوگیری از ترافیک سنگین در خیابانهای سطحی استفاده کردند.
سروصدا
سر و صدای چکش هیدرولیک در خیابانها پیچید در حالی که تعمیرات جاده در حال انجام بود.
آلودگی
نشت نفت شکلی از آلودگی است که به طور قابل توجهی به اکوسیستمهای دریایی آسیب میزند.
عبور کردن
او در سفرهای ماجراجویانه خود چندین بار این بیابان را عبور کرده است.
حرکت کردن
قطار به دلیل بارش سنگین برف به آرامی حرکت میکند.
پرسروصدا
رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.
محلی
مرکز جامعه محلی برنامهها و فعالیتهای مختلفی را برای ساکنان ارائه میدهد.
برج
یک آسمانخراش جدید در قله خود یک برج برای تزئین خواهد داشت.