فهرست واژگان سطح A2 - آبوهوا
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آب و هوا، مانند "آب و هوا"، "شرایط" و "مه آلود" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the typical weather conditions of a particular region

اقلیم, آبوهوا
او از آبوهوای معتدل شهر با وجود موقعیت شمالی آن متعجب شد.
the state of something at a particular time

حالت, شرایط، وضعیت
او از وضعیت خوب مبلمان دست دوم تحت تأثیر قرار گرفت.
the mixture of gases, primarily oxygen and nitrogen, that surrounds the Earth and is essential for breathing

هوا
هوا به طور طبیعی از طریق فضاهای باز در گردش است.
the temperature that is below what is considered normal or comfortable for a particular thing, person, or place

سرما
او یک ژاکت پوشید تا خود را از سرما محافظت کند.
a state of having a higher than normal temperature

گرما
او میتوانست گرمای آتش کمپ را روی صورتش احساس کند.
air that moves quickly or strongly in a current as a result of natural forces

باد
او از باد ملایم روی صورتش در طول قایقسواری لذت برد.
having a lot of strong winds

بادی, طوفانی
موهایش به دلیل هوای پر باد گره خورده بود.
a thick cloud close to the ground that makes it hard to see through

مه
شهر پس از باران در مه غلیظی پوشیده شده بود.
filled with fog, creating a hazy atmosphere that reduces visibility

مهآلود
جنگل در شب مهآلود مرموز به نظر میرسید.
a gentle and usually pleasant wind

نسیم
او عاشق خواندن کتاب در پارک است در حالی که نسیم صفحات را به صدا در میآورد.
a strong and noisy event in the sky with heavy rain, thunder, lightning, and strong winds

طوفان
او در طول طوفان ناگهانی در یک غار پناه گرفت.
having strong winds, rain, or severe weather conditions

طوفانی
ما تصمیم گرفتیم سفر قایقرانی خود را به دلیل شرایط طوفانی پیشبینی شده برای آخر هفته به تعویق بیاندازیم.
a storm with heavy snowfall and strong winds

کولاک
شرایط سخت کولاک برای مسافران خطرناک بود.
a storm with thunder and lightning and often heavy rain

طوفان تندری
کودکان از طوفان تندری ناگهانی در طول سفر کمپینگ خود هیجان زده شدند.
small and round balls of ice falling from the sky like rain

تگرگ
کشاورز در طول توفان شدید تگرگ نگران محصولاتش بود.
having a temperature that is high but not hot, especially in a way that is pleasant

گرم
گربه در نور گرم خورشید که از پنجره میآمد دراز کشیده بود.
having a pleasantly mild, low temperature

خنک, کمی سرد
نسیم خنک دریا روز گرم را دلپذیرتر کرد.
regarding extremely cold temperatures, typically below the freezing point of water

بسیار سرد
او دستانش را در جیبهایش گذاشت تا آنها را از باد یخبندان محافظت کند.
cold in an unpleasant or uncomfortable way

سرد
هوای سرد برای یک فنجان شکلات داغ عالی بود.
without clouds or mist

صاف (آسمان)
او تصویری از آسمان تابستانی صاف کشید.
having very little or no light

تاریک
او در گوشهای تاریک از کتابخانه در حال خواندن بود.
having enough brightness, especially natural light

روشن
مسیر به اندازهای روشن بود که بتوانند بدون مشعل راه بروند.
covered with or full of water or another liquid

خیس, مرطوب
کفشهایش بعد از راه رفتن از روی گودال خیس بودند.
lacking moisture or liquid

خشک
شنهای بیابان زیر پایشان خشک و زبر بود.
(of wind or an air current) to move or be in motion

وزیدن
او اجازه داد نسیم خنک از میان موهایش بوزد.
to not stay the same and as a result become different

در معرض تغییر قرار گرفتن, تغییر کردن
او پس از سفر به دور دنیا به عنوان یک فرد تغییر کرد.
extremely unpleasant or disagreeable

افتضاح, بسیار بد
ماشین صدای وحشتناکی تولید کرد، بنابراین آن را به مکانیک بردند.
(of weather) pleasantly warm and less cold than expected

معتدل
ما از هوای ملایم استفاده کردیم و به پیکنیک رفتیم.
very harsh or intense

شدید
او به دلیل اقداماتش با انتقادات شدید روبرو شد.