فهرست واژگان سطح A2 - آب‌وهوا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آب و هوا، مانند "آب و هوا"، "شرایط" و "مه آلود" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
climate [اسم]
اجرا کردن

اقلیم

Ex: The Mediterranean climate is characterized by hot summers and mild winters .

آب و هوای مدیترانه‌ای با تابستان‌های گرم و زمستان‌های معتدل مشخص می‌شود.

condition [اسم]
اجرا کردن

حالت

Ex: The condition of the playground was improved with new equipment .

وضعیت زمین بازی با تجهیزات جدید بهبود یافت.

air [اسم]
اجرا کردن

هوا

Ex: The air in the cave was damp and cool .
cold [اسم]
اجرا کردن

سرما

Ex: The cold can be extreme in the polar regions .

سرما می‌تواند در مناطق قطبی شدید باشد.

heat [اسم]
اجرا کردن

گرما

Ex: The heat can be oppressive in the city , especially for the elderly .

گرما می‌تواند در شهر، به ویژه برای سالمندان، طاقت‌فرسا باشد.

wind [اسم]
اجرا کردن

باد

Ex: The wind on the beach was strong , making the waves higher .

باد در ساحل شدید بود و موج‌ها را بلندتر می‌کرد.

windy [صفت]
اجرا کردن

بادی

Ex: She put on a heavy jacket to go out in the windy weather .

او یک ژاکت سنگین پوشید تا در هوای پر باد بیرون برود.

fog [اسم]
اجرا کردن

مه

Ex: The morning fog on the lake was a beautiful sight .

مه صبحگاهی روی دریاچه منظره زیبایی بود.

foggy [صفت]
اجرا کردن

مه‌آلود

Ex: The valley was covered in a foggy blanket in the early morning .

دره در صبح زود با پتویی مه‌آلود پوشیده شده بود.

breeze [اسم]
اجرا کردن

نسیم

Ex: The lake was calm with only a slight breeze disturbing the water surface .

دریاچه آرام بود و فقط یک نسیم ملایم سطح آب را به هم می‌زد.

storm [اسم]
اجرا کردن

طوفان

Ex: The sudden storm disrupted the outdoor concert .

توفان ناگهانی کنسرت فضای باز را مختل کرد.

stormy [صفت]
اجرا کردن

طوفانی

Ex: She watched the stormy horizon , knowing that a fierce storm was on its way .

او به افق توفانی نگاه کرد، در حالی که می‌دانست طوفان شدیدی در راه است.

blizzard [اسم]
اجرا کردن

کولاک

Ex: They had enough firewood to stay warm during the blizzard .

آنها به اندازه کافی هیزم داشتند تا در طول طوفان برف گرم بمانند.

اجرا کردن

طوفان تندری

Ex: The thunderstorm scared the dog , causing him to hide under the bed .

توفان سگ را ترساند و باعث شد که زیر تخت پنهان شود.

hail [اسم]
اجرا کردن

تگرگ

Ex: The hail was so large , it looked like small white stones .

تگرگ آنقدر بزرگ بود که شبیه سنگ‌های سفید کوچک به نظر می‌رسید.

warm [صفت]
اجرا کردن

گرم

Ex: The warm weather was perfect for a day at the beach .

هوای گرم برای یک روز در ساحل عالی بود.

cool [صفت]
اجرا کردن

خنک

Ex: They enjoyed a cool summer night under the stars .

آنها از یک شب تابستانی خنک زیر ستاره‌ها لذت بردند.

freezing [صفت]
اجرا کردن

بسیار سرد

Ex:

دمای یخبندان در زمستان بیرون رفتن را دشوار می‌کرد.

chilly [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The water felt chilly , making it hard to swim .

آب سرد احساس می‌شد، که شنا کردن را سخت می‌کرد.

clear [صفت]
اجرا کردن

صاف (آسمان)

Ex: The weather forecast predicted a clear and sunny weekend .

پیش‌بینی آب و هوا یک آخر هفته آفتابی و صاف را پیش‌بینی کرد.

dark [صفت]
اجرا کردن

تاریک

Ex: The dark night made the stars shine brighter .

شب تاریک باعث درخشش بیشتر ستاره‌ها شد.

light [صفت]
اجرا کردن

روشن

Ex: They enjoyed a picnic on a light , bright summer day .

آن‌ها از یک پیک‌نیک در یک روز تابستانی روشن و درخشان لذت بردند.

wet [صفت]
اجرا کردن

خیس

Ex: The wet sand was perfect for building a sandcastle .

شن مرطوب برای ساختن قلعه شنی عالی بود.

dry [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: Her lips were dry and cracked from exposure to the wind .

لب‌هایش از باد خشک و ترک خورده بود.

to blow [فعل]
اجرا کردن

وزیدن

Ex:

تندبادهای قوی لباس‌ها را از روی بند پراند.

to change [فعل]
اجرا کردن

در معرض تغییر قرار گرفتن

Ex: The weather changed suddenly .

هوا ناگهان تغییر کرد.

awful [صفت]
اجرا کردن

افتضاح

Ex: The weather was awful , with heavy rain and wind .

هوا وحشتناک بود، با باران شدید و باد.

mild [صفت]
اجرا کردن

معتدل

Ex: The forecast predicts mild conditions with no heavy rain or storms .

پیش‌بینی شرایط ملایم را بدون باران شدید یا طوفان پیش‌بینی می‌کند.

severe [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The building suffered severe damage from the earthquake .

ساختمان از زلزله آسیب شدیدی دید.

to snow [فعل]
اجرا کردن

برف آمدن

Ex: It started to snow just as the party ended .

همین که مهمانی تمام شد، برف شروع به باریدن کرد.

to rain [فعل]
اجرا کردن

باران آمدن

Ex: The concert was cancelled because it started to rain .

کنسرت لغو شد زیرا شروع به باریدن کرد.