فهرست واژگان سطح C2 - روانشناسی
در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد روانشناسی را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(psychology) the process of relieving a complex by bringing it to consciousness and directly addressing it

کاتارسیس, روانپالایی
تماشای یک درام قدرتمند یا تراژدی در تئاتر میتواند به کاتارسیس منجر شود، چرا که بینندگان از طریق تجربیات شخصیتها، آزادسازی احساسات سرکوب شده را تجربه میکنند.
a mental condition that is not caused by organic disease in which one is constantly anxious, worried, and stressed

رواننژندی, اختلال روانی
افراد مبتلا به نوروز ممکن است نگرانی و استرس بیش از حد در مورد مسائل جزئی را تجربه کنند، که بر کیفیت کلی زندگی آنها تأثیر میگذارد.
a psychological and neurological process involving a separation or disconnection of thoughts, memories, identity, or consciousness, often as a response to trauma or stress

انفکاک (روانشناسی)
عدم واقعنمایی شکلی از جداسازی است که در آن جهان خارج ممکن است غیرواقعی یا ناآشنا به نظر برسد.
a psychotherapy that targets negative thoughts and behaviors to address mental health issues

درمان شناختی رفتاری
بسیاری از افراد مبتلا به اضطراب و افسردگی از طریق درمان شناختی رفتاری، که راهبردهای مقابلهای و مهارتهای حل مسئله را آموزش میدهد، تسکین قابل توجهی پیدا میکنند.
the immaterial or nonphysical aspect of a person

روان
یوگا به دنبال هماهنگی بدن، ذهن و روان است.
a severe mental condition in which the patient loses contact with external reality

روانپریشی, جنون
افرادی که روانپریشی را تجربه میکنند ممکن است صداهایی بشنوند یا چیزهایی ببینند که وجود ندارند، که تشخیص واقعیت از غیرواقعیت را دشوار میکند.
a psychological disorder that causes a person to spend a lot of time thinking obsessively about the imaginary imperfections in their appearance

اختلال خودزشتانگاری
افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن ممکن است ساعتها هر روز را صرف بررسی ظاهر خود در آینهها کنند، به دنبال اطمینان خاطر باشند یا سعی کنند نقصهای درک شده خود را پنهان کنند.
a disorder causing a person to have recurring unwanted thoughts or to do something such as cleaning or checking on something over and over

اختلال وسواس فکریعملی
افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی ممکن است احساس اجبار به انجام مراسمی مانند شستن بیش از حد دستها یا چک کردن قفلها برای جلوگیری از آسیب درکشده داشته باشند.
a disorder that is formed in a person who has experienced a very shocking or frightening event, causing them to have nightmares or flashbacks from the event

اختلال اضطراب پس از سانحه, اختلال استرسی پس از آسیب روانی، اختلال تنشزای پس از رویداد
علائم اختلال استرس پس از سانحه شامل فلش بکها، کابوسها، اضطراب شدید و افکار غیرقابل کنترل درباره رویداد آسیبزا میشود.
a mental illness that causes a person to act impulsively, to experience severe shifts in mood, and to be unable to form interpersonal relationships

اختلال شخصیت مرزی
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است نوسانات ناگهانی خلقی، احساسات مزمن پوچی و ترس از رها شدن را تجربه کنند.
a psychological condition in which there are more than one personality in a person, each personality has different memories and patterns of behavior

اختلال تجزیه هویت
افراد مبتلا به اختلال هویت تجزیهای ممکن است شکافهای حافظه، از دست دادن زمان و احساس جدایی از افکار، احساسات و محیط اطراف خود را تجربه کنند.
a strategy or behavior used to manage or counteract challenging emotions, thoughts, or situations

مکانیسم دفاعی
تمرینات تنفس عمیق و مراقبه ذهن آگاهی، مکانیسمهای مقابلهای مؤثری برای کاهش احساسات اضطراب و ترویج آرامش هستند.
an unconscious mental strategy individuals use to cope with anxiety, discomfort, or threatening emotions

مکانیزم دفاعی
عقلانیسازی یک مکانیسم دفاعی است که در آن افراد توضیحات منطقی یا معقولی برای توجیه رفتار خود ارائه میدهند.
the release of repressed emotions or traumatic memories through therapeutic means, often resulting in catharsis and emotional relief

تخلیه هیجانی, برونریزش هیجان
درمانگر به او کمک کرد تا تروما را از طریق ابریکشن پردازش کند.
a chronic mental health condition marked by episodes of mania and depression

اختلال دوقطبی
افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است دورههای شیدایی را تجربه کنند که با افزایش انرژی، افکار سریع و رفتار تکانشی مشخص میشود و پس از آن دورههای افسردگی با احساس غم، ناامیدی و از دست دادن علاقه به فعالیتها همراه است.
a mental condition in which a person is constantly anxious and worried about their health

خودبیمارانگاری, هیپوکندریا
افراد مبتلا به هیپوکندریا ممکن است به طور مداوم بدن خود را برای یافتن علائم بیماری بررسی کنند، شرایط پزشکی را به صورت آنلاین تحقیق کنند و از پزشکان، دوستان یا اعضای خانواده در مورد سلامت خود اطمینان بخواهند.
a mental condition in which one is obsessed with stealing things without any financial motive

جنون دزدی
افراد مبتلا به کلپتومانیا ممکن است قبل از دزدی احساس تنش یا هیجان و پس از آن احساس آرامش یا رضایت کنند، علیرغم احساس گناه یا پشیمانی.
the underlying, symbolic meanings embedded within dreams as interpreted through psychoanalytic theory, contrasted with the manifest content

معنای نهفته یک رویا
فروید معتقد بود که رویاها هم شامل محتوای آشکار و هم محتوای نهفته هستند.
the tendency to derive sexual pleasure from experiencing physical or emotional pain or humiliation

سادومازوخیسم
مازوخیسم میتواند به اشکال مختلفی ظاهر شود، از جمله آسیب رساندن به خود.
a psychological trait or personality disorder where someone is excessively self-centered and believes they are superior to others

خودشیفتگی
خودشیفتگی شخصیت اصلی در خودستایی مداوم و نیاز به توجه او مشهود بود.
a child's unconscious desire for the opposite-sex parent and rivalry with the same-sex parent

عقده ادیپ
فروید مفهوم عقده ادیپ را مطرح کرد.
a psychological condition characterized by physical symptoms that derive from mental or emotional causes, often without any medical explanation

اختلال روانتنی
افراد مبتلا به اختلال روانتنی ممکن است علائمی مانند سردرد، درد معده یا خستگی را تجربه کنند که هیچ دلیل پزشکی آشکاری ندارند.
(psychiatry) the process by which individuals justify or explain their behaviors, often unconsciously, in a way that aligns with their self-image or societal norms

توجیه عقلی, منطقیسازی
او از عقلانیسازی برای توجیه تعلل خود استفاده کرد.
an error that reveals the speaker's actual thoughts or feelings

لغزش فرویدی
سارا به طور تصادفی دوست پسر جدیدش را با نام دوست پسر سابقش صدا زد، که نشان دهنده یک دلبستگی باقی مانده در یک لغزش فرویدی بود.
(psychoanalysis) the process by which disparate elements of the unconscious mind are combined into a single symbol or image, often observed in dreams or during free association in therapy

ادغام (روانشناسی), فرایندی روانی که در آن یک نماد معرف چندین مولفه شود
در درمان، تراکم احساسات پیچیده را به نمایشهای تک ساده میکند.
| فهرست واژگان سطح C2 | |||
|---|---|---|---|
| روانشناسی | زیستشناسی | شیمی | فیزیک |
| نجوم | ریاضیات | زمینشناسی | مهندسی |
| اندازهگیری | |||
