فهرست واژگان سطح C2 - بازاریابی و تبلیغات

در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد بازاریابی و تبلیغات را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
blurb [اسم]
اجرا کردن

شرح کوتاه

Ex: The blurb on the advertisement for the new smartphone highlighted its sleek design , advanced features , and competitive price .

بلورب در تبلیغات برای گوشی هوشمند جدید، طراحی شیک، ویژگی‌های پیشرفته و قیمت رقابتی آن را برجسته کرد.

want ad [اسم]
اجرا کردن

نیازمندی‌ها

Ex: The community center posted a want ad for volunteers to help with upcoming events and programs .

مرکز جامعه یک آگهی برای داوطلبان برای کمک به رویدادها و برنامه‌های آینده منتشر کرد.

banner ad [اسم]
اجرا کردن

تبلیغات اینترنتی (در بالا و گوشه صفحه)

Ex: The banner ad for the new movie appeared on entertainment websites , generating buzz and attracting moviegoers .

تبلیغ بنر برای فیلم جدید در وبسایت‌های سرگرمی ظاهر شد، هیاهو ایجاد کرد و تماشاگران را جذب کرد.

classified [اسم]
اجرا کردن

آگهی کوتاه

Ex:

تابلوی اعلانات جامعه یک آگهی را نمایش می‌داد که به دنبال یک معلم برای دروس دبستان بود.

advertorial [اسم]
اجرا کردن

رپرتاژ آگهی

Ex: The advertorial on healthy eating included tips and recipes , while also promoting a new line of organic food products .

مقاله تبلیغاتی درباره تغذیه سالم شامل نکات و دستورالعمل‌ها بود، در حالی که یک خط جدید از محصولات غذایی ارگانیک را نیز تبلیغ می‌کرد.

infomercial [اسم]
اجرا کردن

برنامه‌ی تلویزیونی تبلیغاتی

Ex: Infomercials typically last longer than regular commercials , providing detailed information and demonstrations to persuade viewers to buy the product .

تبلیغات تجاری اطلاعاتی معمولاً طولانی‌تر از تبلیغات معمولی هستند و با ارائه اطلاعات دقیق و نمایش‌ها، بینندگان را به خرید محصول ترغیب می‌کنند.

اجرا کردن

فروش هرمی

Ex: Participants in pyramid selling schemes often lose money because the structure collapses when recruitment slows down , leaving those at the bottom with no returns .

شرکت‌کنندگان در طرح‌های فروش هرمی اغلب پول از دست می‌دهند زیرا ساختار زمانی که استخدام کند می‌شود فرو می‌ریزد و کسانی که در پایین هستند را بدون بازدهی رها می‌کند.

gimmick [اسم]
اجرا کردن

ترفند تبلیغاتی

Ex: The politician 's campaign relied heavily on a catchy slogan as a gimmick to grab voters ' attention .

کمپین سیاستمدار به شدت بر روی یک شعار جذاب به عنوان یک حقه برای جلب توجه رای‌دهندگان تکیه داشت.

اجرا کردن

تبلیغ نامحسوس

Ex: Video games often use product placement by incorporating real-world brands into the game 's environment , such as billboards and in-game items .

بازی‌های ویدیویی اغلب از جایگذاری محصول استفاده می‌کنند با گنجاندن برندهای دنیای واقعی در محیط بازی، مانند بیلبوردها و آیتم‌های درون بازی.

اجرا کردن

بازاریابی مستقیم

Ex: Social media platforms have become a powerful tool for direct marketing , enabling brands to target specific demographics with tailored advertisements .

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به ابزاری قدرتمند برای بازاریابی مستقیم تبدیل شده‌اند، که به برندها امکان می‌دهد با تبلیغات سفارشی‌سازی شده به جمعیت‌های خاصی هدف‌گیری کنند.

اجرا کردن

بازاریابی تلفنی

Ex:

سازمان غیرانتفاعی از تلهمارکتینگ برای ارتباط با اهداکنندگان و جمع‌آوری کمک‌های مالی برای رویداد خیریه آینده خود استفاده کرد.

اجرا کردن

بازاریابی همه‌گیر

Ex: A successful viral marketing strategy can significantly increase a company 's online presence and drive traffic to its website within a short period .

یک استراتژی موفق بازاریابی ویروسی می‌تواند به طور قابل توجهی حضور آنلاین یک شرکت را افزایش دهد و در مدت کوتاهی ترافیک را به وبسایت آن هدایت کند.

اجرا کردن

معرفی سریع

Ex: In her elevator pitch , she highlighted the unique selling points of her product , explaining how it solves a common problem in the market .

در معرفی کوتاه خود (elevator pitch)، او نقاط فروش منحصر به فرد محصولش را برجسته کرد و توضیح داد که چگونه یک مشکل رایج در بازار را حل می‌کند.

اجرا کردن

محتوا یا محصولات برنددار

Ex: The travel website published branded content featuring sponsored destination guides and travel tips , offering valuable information to readers while promoting travel-related products and services .

وبسایت سفر، محتوای برند شامل راهنمای مقاصد اسپانسر شده و نکات سفر را منتشر کرد، که اطلاعات ارزشمندی را به خوانندگان ارائه می‌دهد و در عین حال محصولات و خدمات مرتبط با سفر را تبلیغ می‌کند.

اجرا کردن

تبلیغات اختصاصی پنهان

Ex: A subscription-based service may use dark advertising to promote special discounts to existing customers , without making those promotions visible to non-subscribers .

یک سرویس مبتنی بر اشتراک ممکن است از تبلیغات تاریک برای تبلیغ تخفیف‌های ویژه به مشتریان موجود استفاده کند، بدون اینکه آن تبلیغات برای غیرمشترکین قابل مشاهده باشد.

اجرا کردن

بهینه‌سازی نرخ تبدیل

Ex: The digital marketing agency offered conversion rate optimization services to help clients maximize the return on their advertising investments and grow their online businesses .
اجرا کردن

تبلیغات تطبیقی

Ex: A video streaming service may include native advertising in its content by incorporating branded placements or product placements within shows or movies .

یک سرویس استریم ویدیو ممکن است تبلیغات بومی را در محتوای خود با گنجاندن جایگذاری‌های برند شده یا جایگذاری‌های محصول در برنامه‌ها یا فیلم‌ها شامل شود.

اجرا کردن

بازاریابی تعاملی

Ex: The automotive company launched an engagement marketing initiative by inviting customers to participate in test drive events and provide feedback on their experiences .

شرکت خودروسازی یک ابتکار بازاریابی تعاملی را با دعوت از مشتریان برای شرکت در رویدادهای تست رانندگی و ارائه بازخورد در مورد تجربیات خود راه اندازی کرد.

اجرا کردن

بازاریابی خلاقانه

Ex: The environmental organization employed guerrilla marketing by projecting impactful images and messages about climate change on prominent buildings in major cities .

سازمان محیط زیست با تاباندن تصاویر و پیام‌های تأثیرگذار درباره تغییرات آب‌وهوا بر ساختمان‌های برجسته در شهرهای بزرگ، از مارکتینگ چریکی استفاده کرد.

remarketing [اسم]
اجرا کردن

بازاریابی مجدد

Ex:

شرکت نرم‌افزاری از بازاریابی مجدد برای جذب مجدد مشتریان گذشته استفاده کرد و با نمایش تبلیغات ویژگی‌ها و ارتقاءهای جدید در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی و موتورهای جستجو آن‌ها را دوباره درگیر کرد.

اجرا کردن

ترفند متمایزسازی

Ex: A budget airline employed a positioning strategy that emphasized low fares and no-frills service , attracting price-sensitive travelers looking for affordable flight options .

یک شرکت هواپیمایی ارزان‌قیمت از یک استراتژی موقعیت‌یابی استفاده کرد که بر کرایه‌های پایین و خدمات بدون تجملات تأکید داشت و مسافران حساس به قیمت را که به دنبال گزینه‌های پروازی مقرون‌به‌صرفه بودند جذب کرد.

to upsell [فعل]
اجرا کردن

بیش‌فروشی (بازاریابی)

Ex: At a restaurant , a server might upsell by recommending additional side dishes or upgrades to enhance the dining experience .

در یک رستوران، یک پیشخدمت ممکن است با توصیه پیش‌غذاهای اضافی یا ارتقاءها برای بهبود تجربه غذاخوری فروش بیشتری انجام دهد.

اجرا کردن

لحظه تحقیق پیش از تصمیم به خرید

Ex: Social media plays a crucial role in the zero moment of truth , as users frequently turn to platforms like Instagram and Facebook to seek recommendations and opinions from friends and influencers .

رسانه‌های اجتماعی نقش حیاتی در لحظه صفر حقیقت ایفا می‌کنند، زیرا کاربران اغلب به پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام و فیسبوک مراجعه می‌کنند تا توصیه‌ها و نظرات دوستان و اینفلوئنسرها را جستجو کنند.

اجرا کردن

تولید فوق‌اختصاصی

Ex: Fitness apps leverage hyper-personalization by creating custom workout plans and dietary recommendations based on users ' fitness levels , goals , and health data .

برنامه‌های تناسب اندام از فوق شخصی‌سازی با ایجاد برنامه‌های تمرینی سفارشی و توصیه‌های غذایی بر اساس سطح تناسب اندام، اهداف و داده‌های سلامت کاربران بهره می‌برند.

niche [صفت]
اجرا کردن

اختصاصی

Ex:

کافه قهوه‌های نیچ را سرو می‌کند که از بو دادن‌کنندگان کوچک و مستقل در سراسر جهان تهیه شده‌اند.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement