ابتدایی ۲ - مشارکت و رفتار

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره تعهد و رفتار، مانند "در زدن"، "شخصیت" و "وابسته بودن" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
to follow [فعل]
اجرا کردن

به‌دنبال رفتن

Ex: The car in front suddenly stopped , and I had to slam on the brakes to avoid following too closely .

ماشین جلویی ناگهان توقف کرد، و من مجبور شدم ترمز کنم تا از دنبال کردن خیلی نزدیک جلوگیری کنم.

to knock [فعل]
اجرا کردن

زدن (بر در و...)

Ex: Before entering the office , it 's polite to knock on the door to ensure you 're not interrupting a meeting .

قبل از ورود به دفتر، مودبانه است که در را بکوبید تا مطمئن شوید جلسه‌ای را قطع نمی‌کنید.

to hit [فعل]
اجرا کردن

تصادفی زدن

Ex: She accidentally hit her ankle on the chair leg .

او به طور تصادفی مچ پایش را به پایه صندلی زد.

to cover [فعل]
اجرا کردن

پوشاندن

Ex: Please cover the cake with a cloth to keep it fresh until the party .

لطفاً کیک را با یک پارچه بپوشانید تا تازه بماند تا زمان مهمانی.

to surprise [فعل]
اجرا کردن

غافلگیر کردن

Ex: The twist in the plot completely surprised the viewers of the movie .

پیچش در داستان کاملاً بینندگان فیلم را متعجب کرد.

to allow [فعل]
اجرا کردن

اجازه دادن

Ex: The park does n't allow dogs , except for service animals .

پارک به سگ‌ها اجازه نمی‌دهد، به جز حیوانات کمکی.

personality [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: People find her independent personality quite appealing .

مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب می‌یابند.

normal [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: He 's a normal kid who loves to play football and video games .

او یک بچه عادی است که عاشق فوتبال و بازی‌های ویدیویی است.

to equal [فعل]
اجرا کردن

برابر بودن

Ex: His salary equals that of his colleagues in the same position .

حقوق او با حقوق همکارانش در همان موقعیت برابر است.

result [اسم]
اجرا کردن

نتیجه

Ex: The experiment yielded unexpected results , prompting further research .

آزمایش نتایج غیرمنتظره‌ای به همراه داشت که منجر به تحقیقات بیشتر شد.

to depend [فعل]
اجرا کردن

وابسته بودن

Ex:

طعم غذا بستگی به کیفیت مواد اولیه و مهارت آشپز دارد.

to lock [فعل]
اجرا کردن

قفل کردن

Ex: She locks the front door every night before going to bed .

او هر شب قبل از خواب درب جلو را قفل می‌کند.

to matter [فعل]
اجرا کردن

اهمیت داشتن

Ex:

گاهی کوچک‌ترین اعمال مهربانی می‌تواند واقعاً مهم باشد برای کسی که دوران سختی را می‌گذراند.

character [اسم]
اجرا کردن

خلق‌وخو

Ex: His humble character earns him respect from everyone he meets .

شخصیت فروتنانه او احترام همه کسانی را که ملاقات می‌کند به دست می‌آورد.