ابتدایی ۲ - کیفیت های متضاد

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد کیفیت های متضاد، مانند "مراقب و بی دقت" و "خوب و ناخوش"، آماده شده برای دانش آموزان سطح ابتدایی را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
careless [صفت]
اجرا کردن

بی‌ملاحظه

Ex: Her careless spending led to financial problems .

خرج‌کردهای بی‌دقت او به مشکلات مالی منجر شد.

careful [صفت]
اجرا کردن

مراقب

Ex: You need to be careful when handling fragile items .

شما باید در هنگام جابجایی وسایل شکننده مراقب باشید.

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

healthy [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: They have a healthy relationship with lots of communication and respect .

آنها یک رابطه سالم با ارتباطات و احترام زیاد دارند.

popular [صفت]
اجرا کردن

محبوب

Ex: She 's the most popular student in her grade .

او محبوب‌ترین دانش‌آموز در کلاس خود است.

safe [صفت]
اجرا کردن

امن

Ex: He always checks the locks twice to ensure his home is safe before leaving .

او همیشه قفل‌ها را دو بار بررسی می‌کند تا مطمئن شود خانه‌اش امن است قبل از ترک کردن.

well [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex:

او پس از یک هفته استراحت و بهبودی، به اندازه کافی خوب احساس می‌کرد تا به کار بازگردد.

pleasant [صفت]
اجرا کردن

دلپذیر

Ex: The picnic by the river was a pleasant way to spend the afternoon .

پیک نیک کنار رودخانه روشی لذت بخش برای گذراندن بعدازظهر بود.

unfriendly [صفت]
اجرا کردن

نامهربان

Ex: The unfriendly cat hissed at anyone who tried to pet it .

گربه غیردوستانه به هر کسی که سعی می‌کرد آن را نوازش کند، هیس می‌کرد.

unhealthy [صفت]
اجرا کردن

ناسالم

Ex: Staying up late every night is unhealthy and can affect your performance at work .

هر شب دیر بیدار ماندن برای سلامتی مضر است و می‌تواند بر عملکرد شما در کار تأثیر بگذارد.

unpopular [صفت]
اجرا کردن

نامحبوب

Ex: The decision to increase taxes was unpopular among the citizens .

تصمیم افزایش مالیات در میان شهروندان محبوب نبود.

unsafe [صفت]
اجرا کردن

ناامن

Ex: The playground equipment became unsafe after years of neglect and damage .

تجهیزات زمین بازی پس از سال‌ها بی‌توجهی و آسیب ناامن شد.

unwell [صفت]
اجرا کردن

ناخوش

Ex: The kitten was unwell and refused to eat its food .

بچه گربه مریض بود و از خوردن غذایش خودداری کرد.

unpleasant [صفت]
اجرا کردن

ناخوشایند

Ex: The room was filled with an unpleasant smell from the garbage .

اتاق پر از بوی ناخوشایند زباله بود.