ابتدایی ۲ - کیفیتهای متضاد
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد کیفیت های متضاد، مانند "مراقب و بی دقت" و "خوب و ناخوش"، آماده شده برای دانش آموزان سطح ابتدایی را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
not paying enough attention to what we are doing

بیملاحظه, بیاحتیاط
او به دلیل عادت بیدقتی خود در چک نکردن جیبهایش، کلیدهایش را گم کرد.
giving attention or thought to what we are doing to avoid doing something wrong, hurting ourselves, or damaging something

مراقب, مواظب
من همیشه با تلفنم مراقب هستم تا از افتادن آن جلوگیری کنم.
(of a person or their manner) kind and nice toward other people

خونگرم, مهربان
شهر ما به خاطر مردم دوستداشتنی و مهماننوازش معروف است.
making someone feel well or showing good health

سالم, مفید
ورزش بخش مهمی از یک سبک زندگی سالم است.
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
رستوران جدید برگر در مرکز شهر به دلیل طعم های منحصر به فردش به سرعت محبوب شد.
protected from any danger

امن, ایمن، بیخطر
او هنگام راه رفتن به خانه در شب، به تنهایی احساس امنیت نمیکرد.
having good health, especially after recovering from an illness or injury

سالم, خوب، سلامت
پس از ماهها فیزیوتراپی، او بالاخره به اندازهای خوب احساس میکرد که بدون کمک راه برود.
bringing enjoyment and happiness

دلپذیر, خوشایند
باغ بوی خوشایند گلهای رز و یاس دارد.
not kind or nice toward other people

نامهربان
راننده دوستانه نبود و از کمک به چمدان ها خودداری کرد.
likely to make someone sick

ناسالم
علیرغم رفتن به باشگاه، عادات ناسالم مایک شامل خوردن فست فود هر روز بود.
not liked or approved of by a large number of people

نامحبوب
در بسیاری از کشورها، کریکت در مقایسه با فوتبال یک ورزش غیرمحبوب است.
having a high degree of risk or danger

ناامن, خطرناک
کودکان اغلب در تاریکی به دلیل تخیل فعال خود احساس ناامنی میکنند.
not feeling physically or mentally healthy or fit

ناخوش
او دیشب حالت خوبی نداشت و مجبور شد زودتر از مهمانی برود.
not liked or enjoyed

ناخوشایند, نامطبوع
اخبار تعدیل نیرو یک جو ناخوشایند در دفتر ایجاد کرد.