ابتدایی ۲ - مکان‌ها و اقدامات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مکان‌ها و اندازه‌ها، مانند "متر"، "هر جایی" و "مایل" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش‌آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
everywhere [ضمیر]
اجرا کردن

همه‌جا

Ex:

در طول جشنواره، همه جا پر از موسیقی و خنده بود.

somewhere [ضمیر]
اجرا کردن

یک جایی

Ex: I need somewhere to store these boxes .

من به جایی برای نگهداری این جعبه‌ها نیاز دارم.

nowhere [ضمیر]
اجرا کردن

هیچ‌جا

Ex:

حیوان زخمی هیچ جای امنی برای پنهان شدن نداشت.

anywhere [ضمیر]
اجرا کردن

هر جا

Ex: Anywhere would be safer than this neighborhood !

هر جایی از این محله امن‌تر خواهد بود!

meter [اسم]
اجرا کردن

متر

Ex: The construction site required 50 meters of fencing for safety .

سایت ساخت و ساز به 50 متر حصار برای ایمنی نیاز داشت.

centimeter [اسم]
اجرا کردن

سانتی‌متر

Ex: The seamstress meticulously took the measurements in centimeters to ensure a perfect fit .

خیاط اندازه‌ها را با دقت بر حسب سانتی‌متر گرفت تا مطمئن شود اندازه‌ها کاملاً مناسب هستند.

kilometer [اسم]
اجرا کردن

کیلومتر

Ex: The hiking trail extends for several kilometers into the forest .

مسیر پیاده‌روی به طول چند کیلومتر در جنگل امتداد دارد.

foot [اسم]
اجرا کردن

فوت (واحد سنجش مسافت)

Ex: The width of the hallway is 8 feet .

عرض راهرو 8 فوت است.

mile [اسم]
اجرا کردن

مایل (واحد سنجش مسافت)

Ex: The racecourse is a mile in circumference .

مسیر مسابقه یک مایل محیط دارد.

pound [اسم]
اجرا کردن

پوند (واحد سنجش وزن)

Ex: The baby was born weighing seven pounds and eight ounces .

نوزاد با وزن هفت پوند و هشت اونس متولد شد.

highway [اسم]
اجرا کردن

بزرگ‌راه

Ex: They stopped at a rest area off the highway to stretch their legs and grab a snack .

آن‌ها در یک منطقه استراحت خارج از بزرگراه توقف کردند تا پاهای خود را بکشند و یک میان‌وعده بخورند.

downtown [اسم]
اجرا کردن

مرکز شهر

Ex: They explored the historic buildings and landmarks in downtown during their visit .

آنها در طول بازدید خود ساختمان‌های تاریخی و نشانه‌های مرکز شهر را کاوش کردند.

path [اسم]
اجرا کردن

راه

Ex: The garden path was covered in autumn leaves .

مسیر باغ با برگ‌های پاییزی پوشیده شده بود.