ابتدایی ۲ - تولیدات هنری و سرگرمی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد تولیدات هنری و سرگرمی، مانند "آهنگ"، "نمایش" و "خواندن"، آماده شده برای دانش آموزان سطح ابتدایی را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
novel [اسم]
اجرا کردن

رمان

Ex: The novel 's complex characters and intricate plot make it a compelling read .

شخصیت‌های پیچیده و طرح داستان پیچیده رمان آن را به یک خواندن جذاب تبدیل می‌کند.

song [اسم]
اجرا کردن

آهنگ

Ex: The radio station played the hit song every hour .

ایستگاه رادیویی هر ساعت آهنگ پربازدید را پخش می‌کرد.

painter [اسم]
اجرا کردن

نقاش

Ex: The painter 's work is influenced by cubism , a style made famous by Picasso .

کار نقاش تحت تأثیر کوبیسم است، سبکی که توسط پیکاسو مشهور شد.

player [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The player 's skill with the harmonica added a soulful touch to the blues band .

مهارت بازیکن با هارمونیکا حال و هوایی روح‌نواز به گروه بلوز اضافه کرد.

musical [صفت]
اجرا کردن

موزیکال

Ex: She 's pursuing a musical career as a singer-songwriter .

او در حال دنبال کردن یک حرفه موسیقایی به عنوان خواننده-ترانه‌سرا است.

to sing [فعل]
اجرا کردن

آواز خواندن

Ex: She always sings a lullaby to help her baby sleep .

او همیشه یک لالایی می‌خواند تا به خوابیدن کودکش کمک کند.

to play [فعل]
اجرا کردن

نواختن

Ex: She played a beautiful melody on her violin .

او یک ملودی زیبا روی ویولنش نواخت.

to dance [فعل]
اجرا کردن

رقصیدن

Ex: She loves to dance to her favorite songs .

او عاشق رقصیدن با آهنگ‌های مورد علاقه‌اش است.

character [اسم]
اجرا کردن

کاراکتر (در فیلم و...)

Ex: The voice actor brought the character of Shrek to life in the animated film .

صداپیشه شخصیت شرک را در فیلم انیمیشن زنده کرد.

cartoon [اسم]
اجرا کردن

کارتون

Ex: The new cartoon on TV is loved by both kids and adults .

کارتون جدید در تلویزیون مورد علاقه هر دو بچه ها و بزرگسالان است.

comedy [اسم]
اجرا کردن

کمدی

Ex: She could n’t stop laughing at the comedy during the dinner party .

او نمی‌توانست در مهمانی شام از خندیدن به کمدی دست بکشد.

cinema [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex: The cinema near my house shows classic films every Thursday .

سینما نزدیک خانه من هر پنجشنبه فیلم‌های کلاسیک نمایش می‌دهد.

award [اسم]
اجرا کردن

جایزه

Ex: The film director received an award at the international film festival .

کارگردان فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم یک جایزه دریافت کرد.

drawing [اسم]
اجرا کردن

نقاشی

Ex: The art class learned various techniques for shading and blending in their charcoal drawings .

کلاس هنر تکنیک‌های مختلف سایه‌زنی و ترکیب را در نقاشی‌های زغالی خود آموخت.