ورزش - انواع ورزش‌ها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
team sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش تیمی

Ex: Volleyball is a fast-paced team sport where everyone needs to work together to win .

والیبال یک ورزش تیمی پرسرعت است که در آن همه باید برای پیروزی با هم کار کنند.

ball sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش توپی

Ex: In soccer , players kick a ball to score goals , making it a thrilling ball sport .

در فوتبال، بازیکنان توپ را برای گل زدن شوت می‌کنند، که آن را به یک ورزش توپی هیجان‌انگیز تبدیل می‌کند.

اجرا کردن

ورزش راکتی

Ex: Racket sports are a fun way to stay active and socialize .

ورزش‌های راکتی راهی سرگرم‌کننده برای فعال ماندن و معاشرت هستند.

athletics [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های رقابتی

Ex: Weather delays forced officials to reschedule several athletics finals until the next morning .

تأخیرهای آب‌وهوایی مسئولان را مجبور کرد تا چند فینال دو و میدانی را تا صبح روز بعد مجدداً برنامه‌ریزی کنند.

اجرا کردن

ورزش رزمی

Ex: Boxing is a classic example of a combat sport .

بوکس یک نمونه کلاسیک از ورزش رزمی است.

اجرا کردن

ورزش زمستانی

Ex: The Winter Olympics feature a variety of exciting winter sports .

المپیک زمستانی شامل انواع ورزش‌های زمستانی هیجان‌انگیز است.

water sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌ آبی

Ex: Water polo is a fast-paced water sport that combines swimming and ball skills .

واترپلو یک ورزش آبی سریع است که شنا و مهارت‌های توپ را ترکیب می‌کند.

اجرا کردن

ورزش اسکیت

Ex: He enjoys watching skating sports during the Winter Olympics .

او از تماشای ورزش‌های اسکیت در طول المپیک زمستانی لذت می‌برد.

motorsport [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های موتوری

Ex: Formula One is the pinnacle of motorsport .

فرمول یک اوج ورزش موتوری است.

climbing [اسم]
اجرا کردن

کوهنوردی

Ex:

بسیاری از مردم از کفش‌های مخصوص برای صعود استفاده می‌کنند.

cycling [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سواری

Ex:

او یک دوچرخه کوهستان جدید برای دوچرخه‌سواری در مسیرهای ناهموار و کاوش در طبیعت خرید.

اجرا کردن

ورزش اسب

Ex: She has been involved in equine sport since she was a child .

او از کودکی در ورزش اسب مشارکت داشته است.

gymnastics [اسم]
اجرا کردن

ژیمناستیک

Ex: His favorite event in the gymnastics competition is the pommel horse , where he excels .

رویداد مورد علاقه او در مسابقه ژیمناستیک اسب پومل است، جایی که او عالی عمل می‌کند.

air sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش هوایی

Ex: My friend loves trying new air sports when she is having a hard time .

دوست من عاشق امتحان کردن ورزش‌های هوایی جدید است وقتی که دوران سختی را می‌گذراند.

cue sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش کیو

Ex: Practicing a cue sport can improve hand-eye coordination .

تمرین ورزش کیو می‌تواند هماهنگی دست و چشم را بهبود بخشد.

اجرا کردن

ورزش دیسک پرنده

Ex: He joined a club dedicated to flying disc sports .

او به یک باشگاه اختصاص داده شده به ورزش دیسک پرنده پیوست.

اجرا کردن

ماهیگیری ورزشی

Ex: Sport fishing competitions can last several days .

مسابقات ماهیگیری ورزشی می‌توانند چند روز طول بکشند.

اجرا کردن

ورزش اکستریم

Ex: He loves the thrill of extreme sports like skydiving .

او عاشق هیجان ورزش‌های اکستریم مانند چتربازی است.

parasport [اسم]
اجرا کردن

پاراسپورت

Ex: The parasport community continues to grow as more individuals get involved .

جامعه پاراسپورت با مشارکت افراد بیشتر همچنان در حال رشد است.

اجرا کردن

ورزش انفرادی

Ex: Table tennis is sometimes played as an individual sport .

تنیس روی میز گاهی به عنوان یک ورزش انفرادی بازی می‌شود.

اجرا کردن

ورزش هدف

Ex: The club offers classes in various target sports for beginners .

باشگاه کلاس‌هایی در ورزش‌های هدفی مختلف برای مبتدیان ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

ورزش تیراندازی

Ex: The shooting sport coach provides guidance on technique and strategy .

مربی ورزش تیراندازی راهنمایی در مورد تکنیک و استراتژی ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

وزنه‌برداری

Ex: The gym offers weightlifting classes for beginners looking to improve their strength .

باشگاه ورزشی کلاس‌های وزنه‌برداری را برای مبتدیانی که به دنبال بهبود قدرت خود هستند ارائه می‌دهد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها