ورزش - کارکنان و پرسنل

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

داور کمک

Ex: After consulting with the assistant referee , the main referee awarded a penalty kick .

پس از مشورت با داور کمک، داور اصلی یک ضربه پنالتی اعلام کرد.

اجرا کردن

مدیر زمین

Ex: The field manager called a timeout to discuss strategy with the players .

مدیر زمین یک وقت استراحت فراخواند تا با بازیکنان در مورد استراتژی بحث کند.

bat boy [اسم]
اجرا کردن

پسر چوب بیسبال

Ex: The bat boy ran out to the field to pick up the player 's helmet .

پسر چوب‌زن به زمین دوید تا کلاه بازیکن را بردارد.

ball boy [اسم]
اجرا کردن

پسر توپ

Ex: The ball boy felt thrilled to be part of the action on the field .

پسر توپ از اینکه بخشی از عمل در زمین بود احساس هیجان می‌کرد.

اجرا کردن

ثبت کننده رسمی امتیاز

Ex: The soccer official scorer updated the scoreboard after each goal was confirmed by the referees .

ثبت کننده امتیاز رسمی فوتبال پس از تأیید هر گل توسط داوران، تابلو امتیازات را به روز کرد.

coach [اسم]
اجرا کردن

مربی

Ex:

مربی فوتبال از استراتژی‌های نوآورانه برای بهبود عملکرد تیم استفاده کرد.

اجرا کردن

گیرنده بولپن

Ex: The bullpen catcher wore protective gear while catching fastballs .

گیرنده بولپن در حالی که توپ‌های سریع را می‌گرفت، تجهیزات محافظتی پوشیده بود.

head coach [اسم]
اجرا کردن

سرمربی

Ex: The head coach meets with staff regularly .

سرمربی به طور منظم با کارکنان ملاقات می‌کند.

اجرا کردن

مدیر تیم

Ex: As team manager , she motivates the players and boosts team morale .

به عنوان مدیر تیم، او بازیکنان را تشویق می‌کند و روحیه تیم را تقویت می‌کند.

اجرا کردن

داور سوم

Ex: The third umpire 's decision can often determine the outcome of close matches .

تصمیم داور سوم اغلب می‌تواند نتیجه مسابقات نزدیک را تعیین کند.

اجرا کردن

داور چهارم

Ex: The fourth umpire communicates match-related information to the official scorers .

داور چهارم اطلاعات مربوط به مسابقه را به داوران رسمی منتقل می‌کند.

referee [اسم]
اجرا کردن

داور

Ex: The referee issued a yellow card to the player for unsportsmanlike conduct after a particularly aggressive tackle .

داور پس از یک تکل به ویژه تهاجمی، به دلیل رفتار غیرورزشی به بازیکن کارت زرد نشان داد.

caddie [اسم]
اجرا کردن

کدی

Ex: The caddie carried the heavy golf bag across all 18 holes .

کدی کیف سنگین گلف را در تمام 18 سوراخ حمل کرد.

commentator [اسم]
اجرا کردن

تحلیل‌گر

Ex: The political commentator explained the implications of the new law.

مفسر سیاسی پیامدهای قانون جدید را توضیح داد.

spectator [اسم]
اجرا کردن

تماشاگر

Ex: A true sports fan , she never missed a chance to be a spectator at live events , soaking in the atmosphere and excitement .

یک طرفدار واقعی ورزش، او هرگز فرصت بودن به عنوان تماشاگر در رویدادهای زنده را از دست نداد، در حالی که از جو و هیجان لذت می‌برد.

lifeguard [اسم]
اجرا کردن

نجات‌غریق

Ex: The lifeguard blew her whistle to signal that the pool was closing for the day .

ناجی غریق سوت خود را زد تا علامت دهد که استخر برای روز بسته می‌شود.

spotter [اسم]
اجرا کردن

ناظر

Ex: The coach trained spotters to react quickly in emergencies .

مربی به ناظران آموزش داد تا در مواقع اضطراری سریع واکنش نشان دهند.

spotter [اسم]
اجرا کردن

ناظر

Ex: From their position above the track , the spotter had a clear view of the entire race .

از موقعیت خود بالای مسیر، ناظر دید واضحی از تمام مسابقه داشت.

umpire [اسم]
اجرا کردن

داور (در تنیس، بیس‌بال و کریکت)

Ex: The umpire called the runner out at home plate after a close tag .

داور دونده را در صفحه خانه پس از یک تگ نزدیک، اوت اعلام کرد.

اجرا کردن

برگزار کننده مسابقات

Ex: A skilled tournament organizer can anticipate logistical challenges before they arise .

یک سازماندهنده مسابقات ماهر می‌تواند چالش‌های لجستیکی را قبل از به وجود آمدن پیش‌بینی کند.

linesman [اسم]
اجرا کردن

داور خط

Ex: The linesman indicated that the puck had crossed the blue line in hockey .

داور خط نشان داد که توپ در هاکی از خط آبی عبور کرده است.

اجرا کردن

داور کمک ویدئویی

Ex:

داوران کمک ویدئویی (VAR) برای اطمینان از انصاف و دقت در لحظات حساس بازی استفاده می‌شوند.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها