ورزش - مسابقات ورزشی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

مسابقه قهرمانی

Ex: The city will host the basketball championship for the first time in its history .

شهر برای اولین بار در تاریخ خود میزبان مسابقات قهرمانی بسکتبال خواهد بود.

tour [اسم]
اجرا کردن

تور

Ex: To promote the sport of rugby , the national team organized a tour , playing matches in schools and communities to encourage participation .

برای ترویج ورزش راگبی، تیم ملی یک تور ترتیب داد، با بازی کردن مسابقات در مدارس و جوامع برای تشویق به مشارکت.

prelim [اسم]
اجرا کردن

دور مقدماتی

Ex:

او در مرحله مقدماتی مسیر بهترین زمان شخصی خود را ثبت کرد، که اعتماد به نفس او را برای مسابقه نهایی افزایش داد.

repechage [اسم]
اجرا کردن

دور جبرانی

Ex: After losing in the preliminaries , he trained hard to succeed in the repechage .

بعد از باخت در مرحله مقدماتی، او سخت تمرین کرد تا در دور حذفی موفق شود.

final [اسم]
اجرا کردن

فینال (مسابقات)

Ex: Reaching the final was an incredible achievement for the underdog team .

رسیدن به فینال یک دستاورد باورنکردنی برای تیم ضعیف‌تر بود.

semifinal [اسم]
اجرا کردن

نیمه‌نهایی

Ex: The tournament 's semifinal is scheduled for tomorrow , and the players are preparing for a tough game .

نیمه‌نهایی مسابقات برای فردا برنامه‌ریزی شده است و بازیکنان برای یک بازی سخت آماده می‌شوند.

اجرا کردن

دوبل مختلط

Ex: He and his partner practiced hard for the mixed doubles tournament .

او و شریکش برای مسابقات دوبل مختلط سخت تمرین کردند.

league [اسم]
اجرا کردن

لیگ

Ex: She played for a league that only allows amateur players .

او برای یک لیگ بازی کرد که فقط بازیکنان آماتور را مجاز می‌کند.

match [اسم]
اجرا کردن

مسابقه

Ex: The local cricket club organized a friendly match to raise funds for charity .

باشگاه کریکت محلی یک مسابقه دوستانه برای جمع‌آوری کمک‌های خیریه ترتیب داد.

matchup [اسم]
اجرا کردن

مسابقه (بین دو تیم یا نفر)

Ex: The tournament features some interesting matchups that will keep everyone on their toes .

مسابقات شامل برخی مسابقات جالب است که همه را در حالت آماده‌باش نگه می‌دارد.

اجرا کردن

بازی نمایشی

Ex: The baseball team scheduled an exhibition game to warm up before the regular season .

تیم بیسبال یک بازی نمایشی را برای گرم کردن قبل از فصل منظم برنامه‌ریزی کرد.

اجرا کردن

لیگ برتر

Ex: Broadcast rights for Premier League matches are highly lucrative .

حقوق پخش مسابقات لیگ برتر بسیار سودآور است.

test match [اسم]
اجرا کردن

مسابقه آزمایشی

Ex: The rugby players faced a tough challenge in the test match against the reigning champions .

بازیکنان راگبی در مسابقه آزمایشی مقابل قهرمانان حاکم با چالشی سخت روبرو شدند.

اجرا کردن

لیگ ملی فوتبال

Ex:

مربیان لیگ ملی فوتبال برای پیروزی استراتژی می‌چینند.

tournament [اسم]
اجرا کردن

تورنمنت

Ex: They advanced to the final round of the basketball tournament , facing their toughest rivals yet .

آن‌ها به دور نهایی مسابقات بسکتبال راه یافتند و با سخت‌ترین رقبای خود تا به امروز روبرو شدند.

اجرا کردن

داروی افزایش دهنده عملکرد

Ex: The athlete was caught using performance-enhancing drugs and faced a suspension .

ورزشکار به دلیل استفاده از مواد افزایش دهنده عملکرد دستگیر شد و با تعلیق مواجه شد.

tiebreaker [اسم]
اجرا کردن

شکستن تساوی

Ex: The volleyball match ended with an exciting tiebreaker set .

مسابقه والیبال با یک ست تعیین کننده هیجان‌انگیز به پایان رسید.

competition [اسم]
اجرا کردن

رقابت

Ex: The competition for the best home-made cake is tomorrow .

مسابقه برای بهترین کیک خانگی فردا برگزار می‌شود.

اجرا کردن

بازی‌های هایلند

Ex: Heavyweight athletes compete in stone putting at the highland games .

ورزشکاران سنگین‌وزن در مسابقه پرتاب سنگ در بازی‌های هایلند رقابت می‌کنند.

اجرا کردن

مسابقات مرد قوی

Ex: She aspires to compete in international strongman competitions .

او آرزو دارد در مسابقات استرانگمن بین‌المللی شرکت کند.

to replay [فعل]
اجرا کردن

دوباره بازی کردن

Ex: The soccer match ended in a tie , leading to a decision to replay the game to determine the winner .

مسابقه فوتبال به تساوی ختم شد، که منجر به تصمیم بازی دوباره برای تعیین برنده شد.

اجرا کردن

زمان زباله

Ex: The announcers discussed the team 's performance during garbage time .

گویندگان در مورد عملکرد تیم در زمان زباله بحث کردند.

time trial [اسم]
اجرا کردن

مسابقه سرعت

Ex: She finished first in the time trial , earning the top spot in the competition .

او در مسابقه زمان‌گیری اول شد و جایگاه برتر در مسابقه را به دست آورد.

group stage [اسم]
اجرا کردن

مرحله گروهی

Ex: They were eliminated in the group stage despite their strong performance .

آنها با وجود عملکرد قوی خود در مرحله گروهی حذف شدند.

Premiership [اسم]
اجرا کردن

پریمیership

Ex:

مسابقه پریمیership جمعیت زیادی را به استادیوم کشاند.

اجرا کردن

یک چهارم نهایی

Ex: The quarterfinals of the chess tournament featured intense matches .

یک چهارم نهایی مسابقات شطرنج با بازی‌های شدیدی همراه بود.

اجرا کردن

قهرمانی جهان

Ex: He broke a record at the world championship .

او در مسابقات قهرمانی جهان یک رکورد شکست.

grand slam [اسم]
اجرا کردن

مسابقات ورزشی مهم

Ex: He won the tennis grand slam by claiming all four major tournaments in a single year .
six pointer [اسم]
اجرا کردن

بازی شش امتیازی

Ex: With only a few games left , every encounter becomes a potential six pointer for teams chasing promotion .

با تنها چند بازی باقی مانده، هر رویارویی می‌تواند شش امتیازی بالقوه برای تیم‌های در پی ارتقا باشد.

to run [فعل]
اجرا کردن

مسابقه دادن

Ex: She decided to run in the marathon this year.

او تصمیم گرفت امسال در ماراتن بدود.

century [اسم]
اجرا کردن

قرن

Ex: Completing a century swim is a notable achievement in open water competitions .

تکمیل یک شنا قرن یک دستاورد قابل توجه در مسابقات آب‌های آزاد است.

اجرا کردن

پرگل

Ex: The hockey game was a high-scoring affair , with both teams netting over six goals each .

بازی هاکی یک بازی پرگل بود، با هر دو تیم بیش از شش گل به ثمر رساندند.

اجرا کردن

رویداد شیرجه

Ex: Judges scored each dive in the diving event based on form and execution .

داوران هر شیرجه را در مسابقه شیرجه بر اساس فرم و اجرا امتیاز دادند.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها