ورزش - نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
offense [اسم]
اجرا کردن

تیم حمله

Ex: Their offense struggled against the rival team 's tight defense .

حمله آنها در برابر دفاع محکم تیم حریف مشکل داشت.

defense [اسم]
اجرا کردن

دفاع (ورزش)

Ex: The defense held firm in the final quarter and preserved the 2–1 lead .

دفاع در کوارتر پایانی محکم ایستاد و برتری 2–1 را حفظ کرد.

halfback [اسم]
اجرا کردن

هافبک

Ex: Playing as a halfback requires understanding the flow of the game and adapting to changing situations .

بازی کردن به عنوان هافبک نیازمند درک جریان بازی و سازگاری با موقعیت‌های متغیر است.

reliever [اسم]
اجرا کردن

ناجی

Ex: The manager called for a left-handed reliever to face the upcoming batters .

مدیر یک ریلیور چپ‌دست را برای مواجهه با بتورهای بعدی فراخواند.

اجرا کردن

رهاکننده میانی

Ex: The manager brought in the middle reliever to face the left-handed hitters in the lineup .

مدیر رهاکننده میانی را آورد تا با زنندگان چپ دست در ترکیب روبرو شود.

midfielder [اسم]
اجرا کردن

هافبک

Ex: The coach praised the midfielder 's work rate and tactical awareness .

مربی از میزان کار و آگاهی تاکتیکی هافبک تقدیر کرد.

اجرا کردن

رهایی‌دهنده طولانی

Ex: He 's known as one of the team 's most reliable long relievers .

او به عنوان یکی از قابل اعتمادترین رلیفرهای طولانی تیم شناخته می‌شود.

setup man [اسم]
اجرا کردن

مرد تنظیم

Ex: The setup man got the job done again , retiring the side without allowing any runs .

مرد تنظیم دوباره کار را انجام داد، طرف را بدون اجازه دادن به هیچ امتیازی بازنشسته کرد.

اجرا کردن

متخصص چپ دست

Ex: The manager called upon the left-handed specialist to neutralize the opponent 's top left-handed batter .

مدیر از متخصص چپ‌دست دعوت کرد تا بهترین ضربه‌زن چپ‌دست حریف را خنثی کند.

swingman [اسم]
اجرا کردن

بازیکن همه‌فن‌حریف

Ex: As a swingman , his ability to defend multiple positions makes him a key asset to the team .

به عنوان یک سوئینگمن، توانایی او در دفاع از چندین پست، او را به یک دارایی کلیدی برای تیم تبدیل می‌کند.

bowler [اسم]
اجرا کردن

پرتاب‌کننده (کریکت)

اجرا کردن

دروازه بان

Ex: The wicket-keeper signaled for a change in fielding positions .

ویکت-کیپر برای تغییر در موقعیت‌های فیلدینگ علامت داد.

fielder [اسم]
اجرا کردن

بازیکن میدانی

Ex: Positioned at point , the fielder chased down the ball and returned it swiftly to the bowler .

در نقطه قرار گرفته، بازیکن میدانی به دنبال توپ دوید و آن را سریعاً به بولر بازگرداند.

runner [اسم]
اجرا کردن

دونده

Ex: The runner slid into home plate to avoid the tag and score .

دونده به سمت home plate لغزید تا از تگ جلوگیری کند و امتیاز بگیرد.

اجرا کردن

هافبک گسترده

Ex: The opposing team struggled to contain our quick and agile wide midfielder .

تیم حریف برای مهار هافبک کناری سریع و چابک ما تلاش زیادی کرد.

punter [اسم]
اجرا کردن

بازیکن فوتبال آمریکایی متخصص در پانت کردن توپ

Ex: Mastering hang time , the punter disrupts the return game with each kick .

مسلط بر زمان معلق، پانتر بازی بازگشت را با هر ضربه مختل می‌کند.

اجرا کردن

ارزشمندترین بازیکن

Ex:

او جایزه بازیکن باارزش‌ترین را برای مشارکت‌هایش در تیم بسکتبال دریافت کرد، با میانگین دابل-دابل در امتیازها و ریباندها در طول فصل.

kicker [اسم]
اجرا کردن

ضربه زن

Ex: The kicker 's extra point was good , extending the team 's lead to seven points .

ضربه‌زن امتیاز اضافی را با موفقیت به ثمر رساند و باعث شد تیم هفت امتیاز پیش بیفتد.

اجرا کردن

دونده به ارث رسیده

Ex: She was known for her ability to minimize damage with inherited runners .

او به خاطر توانایی‌اش در به حداقل رساندن آسیب با دونده‌های به ارث رسیده معروف بود.

spinner [اسم]
اجرا کردن

توپزن اسپین

Ex: The team is looking to recruit a new spinner for the upcoming season .

تیم به دنبال استخدام یک اسپینر جدید برای فصل آینده است.

opener [اسم]
اجرا کردن

شروع کننده

Ex: The volleyball opener 's serves were consistently difficult for the opponents to return .

سرویس‌های اپنر والیبال به طور مداوم برای حریفان بازگرداندنش سخت بود.

wing back [اسم]
اجرا کردن

وینگ بک

Ex: The team 's strategy relies on aggressive wing backs for both offensive and defensive support .

استراتژی تیم بر وینگ بک‌های تهاجمی برای پشتیبانی هم در حمله و هم در دفاع متکی است.

defenseman [اسم]
اجرا کردن

مدافع

Ex: The defenseman 's slap shot from the blue line resulted in a goal for his team .

مدافع با یک ضربه از خط آبی برای تیمش گل به ثمر رساند.

taxi squad [اسم]
اجرا کردن

تیم تاکسی

Ex: The baseball team keeps its taxi squad active during the season to ensure depth in all positions .

تیم بیسبال گروه ذخیره خود را در طول فصل فعال نگه می‌دارد تا عمق را در تمام موقعیت‌ها تضمین کند.

fielder [اسم]
اجرا کردن

بازیکن میدانی

Ex: The shortstop is one of the team 's best fielders , with a high fielding percentage .

شورت‌استاپ یکی از بهترین بازیکنان میدانی تیم است، با درصد میدانی بالا.

runner [اسم]
اجرا کردن

دونده

Ex: The runner 's ability to read blocks and find running lanes makes him a valuable asset .

توانایی دونده در خواندن بلوک‌ها و یافتن خطوط دویدن، او را به دارایی ارزشمندی تبدیل می‌کند.

all-rounder [اسم]
اجرا کردن

بازیکن همه‌جانبه

Ex: He is known as an all-rounder because he excels in both batting and bowling .

او به عنوان یک بازیکن همه‌فن‌حریف شناخته می‌شود زیرا در هر دو ضربه زدن و بولینگ عالی است.

اجرا کردن

بازیکن ترکیبی

Ex: In basketball , a hybrid player like him can dominate inside the paint and shoot from long range .

در بسکتبال، یک بازیکن ترکیبی مثل او می‌تواند در داخل رنگ مسلط شود و از راه دور شوت بزند.

lineman [اسم]
اجرا کردن

بازیکن خط

Ex: The offensive lineman 's role is crucial in providing protection to the quarterback during passing plays .

نقش لاینمن در ارائه محافظت به کوارتربک در طول بازی‌های پاس حیاتی است.

اجرا کردن

بازیکن همه‌فن‌حریف

Ex: The coach relies on him as a utility player to handle various defensive positions .

مربی روی او به عنوان بازیکن همه‌فن‌حریف حساب می‌کند تا موقعیت‌های دفاعی مختلف را مدیریت کند.

اجرا کردن

ضربه زن مخالف

Ex: His height makes him a formidable opposite hitter at the net .

قدش او را به یک ضربه‌زننده مخالف formidable در تور تبدیل می‌کند.

batsman [اسم]
اجرا کردن

بازیکن بیسبال

Ex: The opening batsman faced the first over of the match confidently .

بازیکن ضربه‌زن شروع کننده با اطمینان اولین اوور بازی را روبرو شد.

batswoman [اسم]
اجرا کردن

بازیکن زن کریکت

Ex: Our school 's star batswoman won several awards this season .

زن بیسبال باز ستاره مدرسه ما چندین جایزه در این فصل برد.

fireballer [اسم]
اجرا کردن

پرتاب کننده توپ آتشین

Ex: Scouts are watching the young fireballer closely .

کاشفان به دقت در حال تماشای پرتابگر توپ آتشین جوان هستند.

breakaway [اسم]
اجرا کردن

بازیکن نفوذی

Ex: The coach praised the breakaway for their strategic play .

مربی از بازیکن گریزپا به خاطر بازی استراتژیکشان تقدیر کرد.

اجرا کردن

بال فوروارد

Ex: The wing forward intercepted a crucial pass to stop the try .

وینگ فوروارد یک پاس حیاتی را قطع کرد تا از تلاش جلوگیری کند.

backstop [اسم]
اجرا کردن

گیرنده

Ex: After a long inning , the backstop was praised for keeping the pitcher focused and calm .

پس از یک اینینگ طولانی، کاتچر به خاطر نگه داشتن پیچر متمرکز و آرام مورد تحسین قرار گرفت.

hooker [اسم]
اجرا کردن

قلابزن

Ex: As a hooker , he was responsible for throwing the ball in lineouts .

به عنوان یک هوکر، او مسئول پرتاب توپ در خطوط بود.

اجرا کردن

پرتابگر شروع کننده

Ex: She trained hard to become the team 's starting pitcher .

او سخت تمرین کرد تا پیچر شروع کننده تیم شود.

prop [اسم]
اجرا کردن

ستون

Ex: Our tighthead prop was injured , affecting the scrum 's stability .

پروپ سمت راست ما مصدوم شد، که بر پایداری اسکرام تأثیر گذاشت.

closer [اسم]
اجرا کردن

بسته‌کننده

Ex:

ضربه زدن به توپ سریع کلوزر تقریباً غیرممکن است.

اجرا کردن

فوروارد پلی‌میکر

Ex: The team 's point forward initiated the fast break with a precise pass .

پوینت فوروارد تیم با یک پاس دقیق ضدحمله را آغاز کرد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها