(in sports) the players of a team who are trying to score against the rival team

تیم حمله
کوارتربک ستاره، حمله پرگلترین لیگ را رهبری میکند.
the team, players, or tactics whose primary role is to prevent the opposing side from scoring or gaining advantage in a game or match

دفاع (ورزش)
مربی هفته را صرف تمرین روتینهای موقعیت ثابت کرد تا دفاع تیم را بهبود بخشد.
a versatile player in soccer or American football positioned between the forwards and defenders, responsible for both offensive and defensive duties

هافبک, بازیکن میانی
هافبک باید چابک باشد و مهارتهای تصمیمگیری خوبی تحت فشار داشته باشد.
a pitcher who comes into the game from the bullpen to replace another pitcher

ناجی, پیچر جایگزین
نزدیکترین، بهترین ریلیور آنها برای تمام کردن بازیها است.
(baseball) a pitcher who enters the game after the starting pitcher but before the closer

رهاکننده میانی, پیچر میانی
رهاکننده میانی به سرعت گرم کرد وقتی که پرتابگر شروع کننده در اینینگ پنجم خسته شد.
a player who operates primarily in the central area of the field in sports like soccer or rugby, with both defensive and offensive roles

هافبک, بازیکن میانی
بازیکنان میانی اغلب به عنوان رابط بین دفاع و مهاجمان عمل میکنند.
(baseball) a pitcher who enters a game in relief of the starting pitcher and typically pitches multiple innings

رهاییدهنده طولانی, پیچر رهاییدهنده طولانی
مدیر پس از اینکه پرتابگر شروع کننده در اینینگ سوم مشکل داشت، رلیور بلند را فراخواند.
(baseball) a relief pitcher who precedes the closer, usually pitching in the eighth inning to maintain the team's lead

مرد تنظیم, پیچر آمادهکننده
در بیسبال، نقش مرد تنظیم برای پر کردن شکاف بین پرتابگر شروع کننده و بستهکننده حیاتی است.
a player in baseball, who excels in facing or pitching against left-handed opponents

متخصص چپ دست, کارشناس چپ دست
حرفهاش زمانی شکوفا شد که نقش خود را به عنوان متخصص چپدست در اینینگهای پایانی بازیها پذیرفت.
a versatile player who can play effectively at multiple positions, typically in basketball or baseball

بازیکن همهفنحریف, مردی که میتواند هر کاری انجام دهد
تیم یک سوئینگمن جوان امیدوارکننده را انتخاب کرد که به دلیل ورزشکاری و توانایی گلزنی شناخته شده است.
(cricket) the player who stands behind the stumps to catch deliveries from the bowler and attempt to dismiss batsmen

دروازه بان, ویکت کیپر
ویکتکیپر دستکش میپوشد و نزدیک به استامپها میایستد.
a player on the cricket team who positions themselves strategically to stop or catch the ball hit by the batsman, aiming to dismiss them or prevent runs

بازیکن میدانی, میدانی
ایستاده در fine leg، بازیکن میدانی با بازی سریع خود از عبور توپ از مرز جلوگیری کرد.
a player who is currently advancing or attempting to advance along the bases after hitting the ball

دونده, دونده بیس
دونده به صورت تهاجمی دور پایه دوم چرخید و به سمت پایه سوم حرکت کرد.
a soccer player who operates primarily on the flanks of the field, contributing both defensively and offensively

هافبک گسترده, بازیکن کناری
در تاکتیکهای فوتبال مدرن، هافبک کناری اغلب نقش حیاتی در ایجاد عرض در حمله ایفا میکند.
an American football player who specializes in punting the ball to the opposing team, usually on fourth down, to change field position

بازیکن فوتبال آمریکایی متخصص در پانت کردن توپ, پانتر
پانتر ضربه خود را به سمت خط کناری زاویه داد تا حریفان را در عمق قلمرو خود گیر بیاندازد.
the palyer that is judged to be the most significant or useful in the team

ارزشمندترین بازیکن
دروازهبان فوتبال پس از انجام یک سری سیوهای حیاتی و حفظ کلین شیت در چندین بازی کلیدی، به عنوان بازیکن باارزشترین تورنمنت انتخاب شد.
a player who specializes in kicking the ball, usually for field goals, extra points, and kickoffs

ضربه زن, کیکر
ضربهزن تازهکار اولین بازی خود در لیگ ملی فوتبال آمریکا را با یک گل موفق 40 یاردی آغاز کرد.
(baseball) a baserunner on base when a relief pitcher enters the game, with the responsibility of the previous pitcher

دونده به ارث رسیده, دونده باقی مانده
پیچر ریلیف با موفقیت تمام دوندههای به ارث رسیده را در فصل گذشته روی بیس رها کرد.
a player in cricket who specializes in bowling spin deliveries

توپزن اسپین, اسپینر
اسپینر کهنهکار پس از یک دوران موفق بازنشستگی خود را اعلام کرد.
a player who starts a game or match

شروع کننده, بازیکن اول
بازیکن شروع کننده تیم بسکتبال با مهارت های چشمگیر دریبل زدنش بر زمین مسلط شد.
a defensive player in sports, typically football or soccer, who plays as both a full back and a winger

وینگ بک, مدافع کناری
وینگ بک پاس را قطع کرد و یک ضدحمله را آغاز کرد.
a player in sports such as hockey or soccer who primarily plays on the defensive end of the field or rink

مدافع, بازیکن دفاعی
سرعت مدافع به او اجازه میدهد تا زمین زیادی روی یخ را پوشش دهد.
a group of reserve players on a sports team who are available to be called up to the main roster as needed

تیم تاکسی, گروه ذخیره
چندین ورزشکار در تیم تاکسی در سطح دانشگاهی بازی کردهاند و برای اولین حضور حرفهای خود مشتاق هستند.
any player on the baseball defensive team who positions themselves in the field to catch or field the ball hit by the batter

بازیکن میدانی, مدافع
بازیکن میدانی زمین زیادی را پوشش داد تا توپ پرتاب عمیق را بگیرد.
any player who is currently carrying the football during a play

دونده, حامل توپ
پس از دریافت پاس از کوارتربک، دونده به عقب برید و از عرض زمین گذشت.
(cricket) a player skilled in both batting and bowling

بازیکن همهجانبه, بازیکن کامل
یافتن یک بازیکن همهفنحریف که بتواند به طور مداوم هم با چوب و هم با توپ عملکرد خوبی داشته باشد، نادر است.
a player who excels in multiple roles within their sport

بازیکن ترکیبی, همهکاره
تیم فوتبال از داشتن چندین بازیکن ترکیبی که میتوانند به صورت متقابل در میانه زمین و دفاع بازی کنند، بهره میبرد.
an American football player who lines up in the line of scrimmage

بازیکن خط, لاینمن
واکنش سریع به بازی، غرایز لاینمن دفاعی او را به مدافع برجستهای تبدیل میکند.
a versatile player who can play multiple positions competently

بازیکن همهفنحریف, بازیکن چندمنظوره
بازیکن همهفن حریف بودن نیاز به انعطافپذیری و درک عمیق از بازی دارد.
a volleyball player who primarily attacks from the right side of the court

ضربه زن مخالف, بازیکن حمله مخالف
مهاجم مخالف رویکرد خود را برای مقابله با بلاک تنظیم کرد.
a baseball player from the batting team who takes their turn to bat and attempts to score runs by hitting the ball delivered by the bowler

بازیکن بیسبال, بتسمن
بازیکن بیسبال توپ را به خوبی دفاع کرد تا از اوت شدن جلوگیری کند.
a female cricket player who bats

بازیکن زن کریکت, زن بیس بال باز
به عنوان یک زن بتزن, او ترجیح میدهد تهاجمی بازی کند.
a baseball pitcher who throws very fast pitches

پرتاب کننده توپ آتشین, پرتاب کننده سریع
مدیر به پرتابکننده توپ سریع اعتماد کرد تا بازیهای حیاتی در طول فصل را به پایان برساند.
(rugby) a player who breaks away from the opposing team's defense, often with the ball

بازیکن نفوذی, مهاجم شکست دهنده
بريکآوي از فرصت استفاده کرد و از شکاف در دفاع گذشت.
a player in rugby union positioned on the side of the scrum, primarily responsible for attacking and defending at the breakdown

بال فوروارد, فلنکر
در بازی امروز، وینگ فوروارد نقشی محوری در دفاع ایفا کرد.
(baseball) the catcher, who stands behind home plate and is responsible for catching pitches, preventing passed balls, and managing the defense

گیرنده, کتچر
رهبری گیرنده پشت صفحه به هدایت کارکنان پرتاب در شرایط سخت کمک کرد.
a rugby player in the front row of the scrum who uses their feet to hook the ball back to their team

قلابزن, بازیکن خط جلو که وظیفه قلاب زدن به توپ را دارد
مربی بر اهمیت نقش هاکر تأکید کرد.
the baseball player who begins the game

پرتابگر شروع کننده, پیچر آغازگر
پیچر شروع کننده تیم حریف را برای پنج اینینگ بدون امتیاز نگه داشت.
(rugby) a forward player who supports the scrum and is responsible for providing power and stability

ستون, مهاجم
مربی از پروپ به خاطر کار استثناییاش در خط جلو تقدیر کرد.
a relief pitcher who is brought in to pitch the final innings, usually the ninth

بستهکننده, پیچر نهایی
او به شدت تمرین میکند تا نقش خود را به عنوان closer حفظ کند.
a forward in basketball who handles playmaking duties

فوروارد پلیمیکر, پلیمیکر فوروارد
چندوجهی بودن او به عنوان یک پوینت فوروارد او را به دارایی ارزشمندی تبدیل میکند.
