ورزش - ورزش‌های اسکیت

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
ice skating [اسم]
اجرا کردن

اسکیت روی یخ

Ex: They decided to go ice skating as a group activity , enjoying the camaraderie and excitement of skating together .

آنها تصمیم گرفتند به عنوان یک فعالیت گروهی به اسکیت روی یخ بروند و از رفاقت و هیجان اسکیت کردن با هم لذت ببرند.

اجرا کردن

اسکیت سرعت

Ex: The speed skating event attracted athletes from around the world .

رویداد اسکیت سرعت ورزشکاران از سراسر جهان را جذب کرد.

اجرا کردن

اسکیت نمایشی

Ex: They choreographed a new routine for the upcoming figure skating championship .

آن‌ها برای مسابقات قهرمانی آینده اسکیت نمایشی یک روال جدید طراحی کردند.

اجرا کردن

رولر دربی

Ex: She joined a roller derby league to pursue her passion for skating .

او به یک لیگ رولر دربی پیوست تا علاقه خود به اسکیت را دنبال کند.

اجرا کردن

اسکیت با کفش مخصوص

Ex: He used to go roller skating at the roller disco every Friday night .

او هر شب جمعه به دیسکو رولر برای اسکیت روی چرخ می‌رفت.

اجرا کردن

اسکیت سرعت اینلاین

Ex: The inline speed skating team practices together every week to refine their skills and build camaraderie .

تیم اسکیت سرعت اینلاین هر هفته با هم تمرین می‌کنند تا مهارت‌های خود را بهبود بخشند و رفاقت ایجاد کنند.

اجرا کردن

اسکیت جاده ای

Ex: Speed is a thrill of road skating , but it 's important to skate responsibly and follow traffic rules .

سرعت یک هیجان از اسکیت روی جاده است، اما مهم است که با مسئولیت اسکیت کنید و قوانین ترافیک را رعایت کنید.

اجرا کردن

اسکیت همزمان

Ex: Synchronized skating requires strong communication among team members to execute complex formations flawlessly .

اسکیت نمایشی به ارتباط قوی بین اعضای تیم نیاز دارد تا فرم‌های پیچیده را بدون نقص اجرا کنند.

اجرا کردن

اسکیت اینلاین

Ex: Inline skating is popular among all age groups for its versatility and fun .

اسکیت خطی به دلیل تطبیق‌پذیری و سرگرم‌کننده بودن در بین تمام گروه‌های سنی محبوب است.

اجرا کردن

اسکیت اسلالوم آزاد

Ex: Freestyle slalom skating is popular at skate parks where skaters can set up their own cone patterns .

اسکیت اسلالوم آزاد در پارک‌های اسکیت محبوب است که اسکیت‌بازها می‌توانند الگوهای مخروطی خود را تنظیم کنند.

اجرا کردن

اسکیت نمایشی

Ex: The audience was captivated by the artistic roller skating team 's synchronized movements .

تماشاگران تحت تأثیر حرکات هماهنگ تیم اسکیت نمایشی قرار گرفتند.

اجرا کردن

اسکیت‌بردسواری

Ex: He spends most of his free time practicing skateboarding , honing his skills at the local skate park .

او بیشتر وقت آزاد خود را به تمرین اسکیت‌بوردینگ می‌گذراند، مهارت‌های خود را در پارک اسکیت محلی تقویت می‌کند.

اجرا کردن

اسکیت بردینگ خیابانی

Ex: Sarah enjoys watching street skateboarding videos online for inspiration .

سارا از تماشای ویدیوهای اسکیت‌بوردینگ خیابانی آنلاین برای الهام گرفتن لذت می‌برد.

اجرا کردن

اسکیت پارک

Ex: Sam enjoys practicing park skateboarding tricks at the local skate park .

سام از تمرین حرکات اسکیت پارک در پارک اسکیت محلی لذت می‌برد.

اجرا کردن

اسکیت برد عمودی

Ex: Watching vertical skateboarding videos online inspired Emily to try it herself .

تماشای ویدیوهای اسکیت‌بورد عمودی آنلاین، امیلی را الهام بخشید تا خودش آن را امتحان کند.

اجرا کردن

لانگ بوردینگ

Ex:

مهارت‌های لانگ‌بوردینگ الکس پس از تمرین منظم در محله‌اش بهبود یافت.

اجرا کردن

عقاب گسترده

Ex: She practiced holding a strong spread eagle position .

او تمرین کرد که یک وضعیت قوی عقاب باز را حفظ کند.

Axel [اسم]
اجرا کردن

اکسل

Ex: Performing an Axel in sync with music adds flair to the routine .

انجام یک اکسل هماهنگ با موسیقی به روال کار جلوه می‌دهد.

flip trick [اسم]
اجرا کردن

ترفند فلپ

Ex: Jake 's favorite part of skateboarding is experimenting with new flip tricks .

قسمت مورد علاقه جیک در اسکیت‌بوردینگ، آزمایش کردن ترفندهای چرخشی جدید است.

kickflip [اسم]
اجرا کردن

کیک فلیپ

Ex: The kickflip is a fundamental trick in street skateboarding .

کیک فلیپ یک ترفند اساسی در اسکیت‌بوردینگ خیابانی است.

fakie [اسم]
اجرا کردن

فاکی

Ex: Transitioning to fakie mid-run can surprise opponents .

انتقال به fakie در میان دویدن می‌تواند حریفان را غافلگیر کند.

ollie [اسم]
اجرا کردن

اولی

Ex: With a powerful ollie , he cleared the entire set of stairs effortlessly .

با یک اولی قدرتمند، او به راحتی از تمام پله‌ها گذشت.

nollie [اسم]
اجرا کردن

یک نولی

Ex: You need to shift your weight forward to execute a nollie correctly .

شما باید وزن خود را به جلو منتقل کنید تا یک نولی را به درستی اجرا کنید.

switch [اسم]
اجرا کردن

سوئیچ

Ex: The skateboarding competition had a special round for switch .

مسابقه اسکیت بورد یک دور ویژه برای switch داشت.

heelflip [اسم]
اجرا کردن

هیل فلپ

Ex: He popped a huge heelflip off the curb .

او یک هیل فلپ بزرگ از جدول انجام داد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها